اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ
● بخش ايستايي

شهيد رجايي : يك نان را 35 ميليون نفر ميخوريم ولي زير بار حرف زور نميريم


● اين قسمت به صورت ايستايي ميباشد

ماهیت انقلاب اسلامی:

تمایلات سیاسی، بینشهای اجتماعی و مذهبی افراد درون و برون حاکمیت سبب گریده تا نسبت به سؤال دلایل وقوع انقلاب اسلامی، پاسخهای متفاوتی بیان شود. انقلابی که تحولات آن نه در داخل جامعه ایران، بلکه بر اوضاع سیاسی منطقه ی خاورمیانه و سیاست بین الملل تغییرات ژرفی پدید آورد.
آن چه که مهم است این انقلاب انقلابی الهی بود چنان که شهید مطهری تئوری مذهب، عامل انقلاب را در تحلیل انقلاب اسلامی ارائه نموده اند. آقای دکتر محمدی در کتاب تحلیلی بر انقلاب اسلامی در صفحه 88 می نویسد: «علت اصلی و اساسی قیام مردم این بود که شاه نسبت به نابودی ارزش های مسلط جامعه آنها که از مذهب و آئین آنها سرچشمه گرفته بود قیام کرد و به همین دلیل بود که باجریحه دار شدن احساسات مذهبی امت ایران دیگر مجالی برای صبر و تحمل و شکیبایی در مقابل سایر ناملایمات اجتماعی وجود نداشت». آقای عمید زنجانی نیز با تأکید بر عامل مذهبی در وقوع انقلاب اسلامی معتقد است که شاه که متکی بر استکبار بود و چون اسلام مخالف وابستگی امت به چنین قدرت هایی می باشد لذا رژیم به ستیز با اسلام پرداخت و این مبارزه شاه با اسلام سبب اعتراضات مردمی به رهبری امام خمینی (ره) و در نتیجه وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 شد. آقای عمید زنجانی می نویسد: «شاه با پوشش اصلاحات از سال 1340 پا به میدان مبارزه نهاد و از آنجا که کشور و ملت مسلمان و پایبند به اسلام، وابسته به روحانیت حامی اسلام بود. در همان گام اول با مقاومت روحانیت که زمان اسلام و بیانگر خواسته های ملت مسلمان ایران بودند مواجه شد. و در جایی اگر ما به جستجوی علل و عواملی که خارج از ماهیت انقلاب اسلامی و آرمانها و ریشه های تاریخی آن است بپردازیم. تنها عاملی که به عنوان علت اصلی و عامل اول می توان از جریان انقلاب از تولد تا پیروزی آن استنباط نمود. اعمال سیاست اسلام زدایی توسط شاه بود.» .......


بنابراین پر واضح است نهضت انقلاب اسلامی، نهضتی است که بسیاری از معیارها و موازین جهانی را به هم ریخت، چرا که پایگاه این نهضت جایگاهی خدایی و عبادی بنام مسجد بود. مردم با قدرت ایمان و اعتقاد راسخ در آن شرکت داشتند. رهبری بنام امام خمینی «ره» داشتند که رسالتش همچون پیامبران بود. زیرا اندیشه ی پیروزی نهایی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ستیز و ظلم، گسترش جهانی ایمان اسلامی، استقرار کامل و همه جانبه ی ارزش های انسانی، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ای ایده آل اسلامی جزء آرمانهای رهبر کبیر انقلاب بود که از سنخ آرمانهای پیامبران و ائمه ی اطهار است. انقلاب اسلامی تحول ژرف در فکر و عقیده بود که خواهان رساندن جامعه ی ایرانی به مقصد نهایی است. (حرکت به سوی الله) که البته این مهم میسر نخواهد شد مگر در سایه ی رهبری مطلقه ولی فقیه تا از یکسو جامعه را بر اساس موازین اسلامی جامعه ی نمونه (اسوه) بنا نماید و از سویی دیگر ضامن عدم انحراف سازمان های مختلف، گروهها و ... از وظایف اصلی اسلامی باشد. بنابراین همزمان با قرار گرفتن حضرت امام در موضع رهبری و مرجعیت، ایشان در سراسر کشور در جهت افشای فساد و خیانت دستگاه حکومتی ستم شاهی به مبارزه پرداخت. ایشان در آغاز 1341 با انتشار کتاب کشف الاسرار ضمن تعلیم شیوه های مبارزاتی اسلام، دیانت را عین سیاست معرفی می کنند و مسلمین را به منظور مبارزه با استکبار جهانی دعوت و حمایت می نمایند. ایشان با زبان قرآن پیام انقلابی اسلام را بیان می دارند و می فرمایند: «... ای بی خردان! اسلامی که می گوید و قاتلو المشرکین کافه کما یقاتلونکم کافه (1) آیا می گوید بنشینید تا طعمه ی دیگران شوید؟ اسلامی که می گوید: واقتلوهم حیث تقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوکم، آیا می گوید دست روی دست بگذارید تا دیگران بر شما چیره شوند؟ اسلامی که می گوید: و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم (2)، می گوید خود را تسلیم دیگران کنید؟ و.... »(3)
این عباران نشان می دهد که امام همچون پیامبران خواهان مبارزه با طاغوت تا زمان پیروزی نهایی است. زیرا در سایه ی این پیروزی و غلبه است که استقلال و عظمت مسلمین بر می گردد و زندگی سراسر ذلت و خواری نصب جهانخواران می گردد.

عوامل پیروزی انقلاب اسلامی ایران:

برای درک علل پیروزی انقلاب اسلامی باید به دو مسئله ی اساسی توجه کرد:
اول: سابقه ی تاریخی مبارزات مردم ایران: مانند جنبش تنباکو و نهضت مشروطه
دوم: حضور همزمان، هماهنگ و در حد کمال مطلوب سه رکن اصلی و مهم انقلاب (رهبری، مردم و ایدئولوژی) در انقلاب اسلامی ایران.

الف- رهبری:

هر کس از نزدیک با امام محشور بوده است متوجه می شود که این روحانی عظیم الشأن یک انسان ایده آل با همه ی صفات، با ویژگی های حسنه می باشد. ترکیبی از توانائیهای خداداده روحی، سیاسی، فکری و اخلاقی این شخصیت استثنائی را در موقعیتی قرار داده که توانست چنین نقش عظیمی را در ایران بر عهده بگیرد. امام دارای هوش و استعداد سرشاری بود، نوع برخورد ایشان با رژیم رویه ای کاملا غیر سازش کارانه و شیوه ی رادیکال بود. شیوه ی مبارزه امام بسیار ساده بود و از ابتدا هدف اصلی خود را در اجراء و ادای تکلیف شرعی قرار داده بود.
حضرت امام «ره» در پاسخ به سؤال: بعضی از دول غربی ادعا می کنند که شاه بایستی بماند برای این که مخالفین برنامه مشخصی که بتواند مملکت را اداره کنند، ندارند، نظر حضرتعالی چیست؟ می فرمایند: این ها تبلیغات طرفداران شاه است که می خواهند مملکت در این هرج و مرجی که هست باقی باشد و شاه یک حکومت استبدادی غیر قانونی بر مردم بکند. ایران رجال برجسته و کارشناس های متعهد و مسئول دارد که اداره مملکت را بر عهده می گیرند. ولی این اداره ای که شاه می کند که تمامش مبنی بر خیانت و جسارت ملت می باشد، هیچ دردی را دوا نمی کند اصولا شاه در این سی و چند سال چه دردی را دوا کرده است؟ (4)
هم چنین امام بیان می دارد که حتی به لحاظ اقتصادی نیز ما برنامه داریم. زیرا اسلام برنامه دارد. (5)
دوران رهبری امام (ره) به چهار مرحله ی متفاوت می توان تقسیم کرد:

دوره ی اول؛

ظهور امام به عنوان رهبر سیاسی - مذهبی کسب مقبولیت ایشان از طرف توده های تشنه مردم بود. این دوران با اعلامیه مخالفت با قانون انجمن های ایالتی و ولایتی آغاز و اوج شکوفایی آن در سخنرانی معروف ایشان در روز عاشورای ماه محرم و دستگیری و قیام 15 خرداد بود که با تبعید ایشان به ترکیه به پایان رسید. دراین دوره از مبارزه امام، چهار اقدام اساسی انجام دادند:
1. با تحریم تقیه که در طول سالیان متمادی مهم ترین مانع در راه مبارزات مستقیم مردم با رژیمهای خود کامه بود، این مانع را از سر راه حکومت و مبارزه اسلامی برداشتند.
2. امام با کشاندن مبارزه به کانون اصلی فعالیت های مذهبی یعنی حوزه علمیه قم برای همیشه خط بطلان بر تز جدایی دین از سیاست کشید.
3. با متوجه کردن لبه حملات خود به لانه و کانون فساد یعنی سلطنت و شخص شاه به شیوه محافظه کارانه ی تبلیغی پایان داد.
4. با حمله مستقیم به همه قدرت های بزرگ خارجی (آمریکا) هر نوع ملاحظه کاری سیاسی را که در گذشته و در دوران نهضت مشروطه و ملی شدن صنعت نفت رایج بود، مطرود دانسته و شیوه ای کاملا نو در مبارزه انتخاب کرد.

دوره دوم:

شامل یک دوره ی فترت طولانی پانزده ساله است که با تبعید امام به ترکیه و با عزیمت ایشان از نجف به پایان می رسد، در این دوره با انتشار اطلاعیه ها و فتاوی و انجام سخنرانیها مبارزه با رژیم ادامه داشت، یکی از کارهای اصلی و مهمی که امام انجام دادند این بود که عنوان ایدئولوگ انقلاب با آغاز یک سری دروس حوزوی که به حکومت اسلامی یا ولایت فقیه معروف است طرح اصلی حکومت بعد از انقلاب را ریخته و برای کسانی که تا آن زمان برایشان حکومت اسلامی نامفهوم و در ابهام بود روشن کردند که در صدد ایجاد چه نوع جامعه و حکومتی می باشند.

دوره سوم:

رهبری امام از زمانی آغاز شد که اولین جرقه های انقلاب در دیماه 1356 در قم موجب شعله ور شدن آتش زیر خاکستر گردیده و دیری نگذشت که خرمن هستی نظام مستبد ستم شاهی بر ایران را سوزاند.
شیوه های امام در این دوره برای رهبری و نهایتا به پیروزی رساندن انقلاب عبارتند از:
1. امام با قاطعیت تمام تلاش بسیاری از لیبرال ها و میانه روها را برای وادار کردن امام به اتخاذ سیاست معتدلتر و به اصطلاح گام به گام خنثی نمودند.
2. امام از موقعیت نسبتا مناسبی که در پاریس از نظر دسترسی به رسانه های گروهی دنیا داشتند حداکثر استفاده را برای رساندن پیام انقلاب به گوش مردم کردند.

دوره ی چهارم:

که حساسترین و مشکلترین دوره انقلاب و رهبری بود. دوره ای که رهبر انقلاب هم به عنوان رهبر اجتماعی و هم به عنوان رئیس حکومت می بایست کشتی هیجان زده ی انقلاب را به ساحل آرامش هدایت نماید. رهبر انقلاب می بایست با قدرت و توانایی فوق العاده ضمن کنترل هیجان و احساسات عمومی توده های مردم و جلوگیری از هرج و مرج همچون معماری توانا ساختمان جدید حکومت اسلامی را بر ویرانه های حکومت ساقط شده بنا نماید. در این دوره هر گونه غفلت و بی دقتی می توانست انقلاب را از مسیر اصلی و ترسیم شده اش خارج نماید. امام در طول یکسال پایه ی نظام اسلامی را با انجام انتخابات متعدد از جمله رفراندم جمهوری اسلامی، انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی، انتخاب ریاست جمهوری و به رفراندم گذاشتن قانون اساسی، تثبیت و تحکیم نمود.

ب- مردم:

یکی از مسائل مهمی که اغلب تحلیل گران انقلاب اسلامی و ناظرین خارجی را به حیرت انداخته، حضور ناگهانی تمام مردم به صورت همزمان و هماهنگ و هم صدا که خواستار تحول و تغییر اساسی یعنی سقوط رژیم شاه و برقراری حکومت اسلامی بودند، می باشد. در ایران (بر خلاف سایر انقلابات) تمام اقشار و طبقات مختلف جامعه (کشاورز، کارگر، اصناف، کارگران دولتی، دانشجویان، شهری، روستایی و ...) همه و همه با هم تحت رهبری امام خمینی (ره) قیام کردند و بدون آنکه ائتلاف یا تفاهمی بر سر خواسته های متفاوتشان کنند با هم همصدا شدند و قیام کردند. تبلور عینی این وحدت و یکپارچگی را می توان درتظاهرات روزهای عید فطر، تاسوعا و عاشورای سال 57 در تهران دید.

ج- ایدئولوژی:

یکی از وظایف مهم رهبری تدوین و ارائه ایدئولوژی انقلاب است. ایدئولوژی انقلاب برای برخورداری از مقبولیت وسیع اجتماعی باید در برگیرنده ی طرد و نفی نظام و ارزش های موجود بوده و آینده مطلوبی را در پیش روی انقلابیون ترسیم نماید.
از دیرباز در ایران سه نوع ایدئولوژی مطرح بوده که عبارتند از:

الف- ناسیونالیسم یا ملی گرایی:

ناسیونالیسم در تعریف عبارتست از وجود یک احساس مشترک یا وجدان و شعور در میان عده ای از انسان ها که یک واحد سیاسی یا ملت را می سازند. این ایده از جامعه ی لیبرالیستی غرب الهام گرفته شده و در کشورهای خاورمیانه وسیله ای برای مبارزه با نفوذ و سلطه ی استعمارگران و بیگانگان شده بود، این مکتب تا حدودی توانست طبقات روشنفکر و تحصیل کرده و طبقات متوسط شهری را بخود جلب کنند و در نهضت مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت موفقیتهای ناچیزی را کسب نماید. اما این مکتب هچگاه در میان توده های مذهبی مردم ایران نتوانست پایگاه محکمی به دست آورد؛ زیرا از یک طرف ناسیونالیسم با اعتقادات مذهبی مردم مغایرت داشت و از طرفی دیگر ویژگی های خاص جامعه ی ایرانی با معیارهای ناسیونالیسم تطبیق نمی کرد.

ب- مارکسیسم - لنینیسم؛

که بعد از تحقق انقلاب اکتبر روسیه توجه نیروهای انقلابی رادیکال و جوان را به خود جلب کرد، و در ایران هم به خاطر مجاورت با روسیه، تبلیغات وسیع و ایجاد تشکیلات مخفی رواج و تأثیر گذاشت، تبلور این حرکت و تلاش در تشکیل حزب توده مشاهده می شود: این حرکت (فعالیت حزب توده) به دو دلیل ناموفق تر از ناسیونالیسم بود:
1- ماهیت الحادی و اساس مادیگری مارکسیسم - لنینیسم با طبیعت و اعتقادات مذهبی مردم ایران در تضاد بود و نمی توانست مقبولیت عام داشته باشد.
2- وابستگی شدید مارکسیستها به مسکو با توجه به سوابق تلخ روابط ایران و روسیه موجب می شد که نه تنها آنها را گروهی غیرمستقل و وابسته به بیگانه شناخته شوند بلکه خود نیز بازیچه دست سیاست های بین المللی روسیه تلقی شوند.

ج- اسلام؛

که به عنوان یک مذهب و مکتب الهی در اعماق قلبها و روحهای اقشار وسیع جامعه نفوذ داشت. جامعه ای اسلامی که مردمش به کتاب آسمانی قرآن اعتقاد داشته و به احکام آن عمل می کنند آمادگی زیادتری برای پذیرش آن به عنوان یک ایدئولوژی انقلابی داشت.

ویژگی های ایدئولوژی اسلام:

1. واقعیت و هستی مساوی با ماده و طبیعت نیست.
2. جهان مادی پدیده ایست که از هستی و واقعیت مطلق سرچشمه می گیرد و دارای مبدأ و مدیری مدبر و عالم و ... می باشد که بر تمام روابط و عوامل طبیعی حاکم است.
3. در جهان بینی الهی، جهان هستی تحت سرپرستی و ولایت الهی قرار دارد و بازگشت همه به سوی اوست.
4. انسان موجودی ابدی و جاودانی است که با مرگ فانی و نابود نمی شود.
5. انسان موجودی آزاد و مسئول و با اختیار است.
6. زندگی در این جهان مرحله ای است که انسان در آن تحصیل کمال می کند و با عمل خود زندگی ابدی خود را تأمین می کند. و صدها ویژگی برجسته دیگر همچون ظلم ستیزی و جهاد، ایثار و شهادت و ... که اسلام به عنوان یک ایدئولوژی الهی از سایر ایدئولوژی های مادی متمایز می سازد.

جنگ تحمیلی:

پیروزی انقلاب اسلامی ایران تغییرات بنیادی در موقعیت آمریکا در منطقه خاورمیانه بوجود آورد که مهم ترین آنها، از دست دادن شاه به عنوان ژاندارم منطقه و یکی از طرفین دکترین دو پایه نیکسون کسینجر، انحلال کامل پیمان سنتو، از دست دادن منابع نفتی ایران بخطر افتادن امنیت خلیج فارس و در نهایت بهم ریختن تمامی بلوک بندیها و معاملات سیاسی منطقه. لذا آمریکا از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی سعی در متوقف ساختن حرکت انقلاب کرد. بسرعت بر نفوذ و حضور خود در کشورهای عربی و منطقه خلیج فارس افزود و با تحریم های اقتصادی که در این میان همکاری اروپا را نیز به همراهی خود داشت، سعی کرد ایران را تحت فشار قرار دهد. در ادامه نیز سعی در اقدام نظامی کرد. شکست طبس آمریکا را به برانگیختن کشور عراق که دارای یکی از قویترین ارتش های عرب بود وادار ساخت. عراق حمله را آغاز کرد و ارتش متجاوز آن، شهرهای جنوبی کشور را به اشغال خود درآورد اما طولی نکشید که با فتح خرمشهر در سال 1361 توسط سلحشوران ایرانی بار دیگر شکست سیاست های آمریکا در قبال ایران نمایان شد.

نتیجه گیری:

پر واضح است که امروز بیش از گذشته مسئولیت ما فرزندان انقلاب در پاسداری از دستاوردهای جاودانه ی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و شهیدان والا مقام این آب و خاک، سنگین تر شده است. ایران اسلامی که با سیاست نه شرقی و نه غربی، بدون هراس در برابر سیاست های خصمانه دشمنان اسلام ایستادگی کرده و تا امروز تنها کشور حامی محرومین و مستضعفین جهان است، لذا چشم امید همگان بدان دوخته شده است. خصوصا امروز که امپریالیسم جهانی به سرکردگی شیطان بزرگ برای حفظ قدرت خود از هیچ جنایتی روی گردان نیست و به هر وسیله ای متوسل می شود تا هم چنان بر منابع ثروت مسلط باقی بماند و میلیونها انسان را در فقر و فلاکت نگه دارد . بنابراین ما وارثان انقلاب اسلامی که می بینیم از یکسو با هزاران توطئه و صف بندی های خصمانه مواجه هستیم و از سویی دیگر در داخل کمبودها و نارسائیهایی مطرح است تکلیف است تا ضمن حفظ استقلال و نگه داشتن پرچم پر توان و همیشه پایدار اسلام از گذشته ی خود درس بگیریم تا با دانستن زیر و بم تاریخ خود، اولا از هرگونه رسوخ و نفوذ بیگانگان جلوگیری نمائیم، ثانیا به منظور داشتن آینده ای پر افتخار مشکلات را حل و اشتباهات را به حداقل برسانیم تا انشاءا... بدون تزلزل این انقلاب اسلامی تا زمان ظهورش استوار ماند و این امانت الهی را به دست با کفایت حضرت ولی عصر (عج) بسپاریم. چنان که در مقدمه نیز آوردیم غرض از ذکر این دورنمای تاریخی، کسب تجربه ی لازم از گذشته به منظور تهیه ی راه کارهای نظری و عملی در برقراری نظم اجتماعی می باشد. فرض نموده ایم که برقراری نظم و انضباط اجتماعی که همواره مورد تأکید مقام معظم رهبری در سالهای اخیر نیز بوده است، یک اقدام و سیاست عملی برای اصلاح امور است. بنابراین برای آنکه بخواهیم به این مهم نائل آئیم می بایست از نکات مثبت و منفی تاریخ پند گیریم، چرا که هم فرصت اندک است و هم دشمنان فعال. لذا در این قسمت فهرست وار به نتایج به دست آمده از این بخش اشاره می نمائیم:
1. پیروی از شرع انور اسلام و خاصه ولایت مطلقه ی فقیه به منظور حفظ وحدت و جلوگیری از رسوخ افکار منحرف.
2. رسیدن به تعریفی مشخص و واحد از اصلاحات، از آن جهت که تفاهم مقدم بر توافق است. چنان که رهبر معظم انقلاب اسلامی می فرمایند: «اصلاحات باید تعریف بشود [که] اصلاحات چیست؟ اولا برای خود ما که می خواهیم اصلاحات بکنیم، تعریف بشود و مشخص باشد که می خواهیم چکار کنیم، ثانیا برای مردم تعریف بشود که منظور ما از اصلاحات چیست؟ تا هر کسی نتواند به میل خودش اصلاحات را معنا کند ... این جزء کارهایی است که مجموعه ای از مسئولان دولتی، دستگاه قضایی و مجلس و ... می توانند انجام دهند» (6)
3. اجتناب از الگوبرداری کورکورانه از دیگران؛ مقام معظم رهبری در این مورد می فرمایند: «... اگر تعریف از اصلاحات مشخص نشوند الگوهای تحمیلی غلبه خواهند کرد. همان اتفاقی که در شوروی افتاد، چون نمی دانستند سراغ تقلید ناشیانه ی اصلاحات در الگوها و مدلهای غربی رفتند و به آنها پناه بردند امام بزرگوار ما هوشمندانه این ضعف را در آنها تشخیص دادند ...» (7)
4. اصلاحات یک ضرورت واقعی و حقیقی است. چنان که مقام معظم رهبری می فرمایند: «... بنده معتقدم که اصلاحات یک حقیقت ضروری است و باید در کشور ما انجام گیرد. اصلاحات در کشور ما از سر اضطرار نیست که فلان حاکمی مورد مطالبات سخت قرار بگیرد و مجبور بشود گوشه و کناری را اصلاح کند. نخیر، اصلاحات جزء ذات هویت انقلابی و دینی ماست، اگر اصلاح به صورت نو به نو انجام نگیرد، نظام فاسد خواهد شد و به بیراهه خواهد رفت. اصلاحات یک فریضه است.» (8)
5. در اصلاحات باید مصادیق معضلات و مشکلات کشور مورد امعان نظر قرار گیرد نه منافع گروهی و یا شخصی. مقام معظم رهبری در این مورد می فرماید: «ما احتیاج داریم که دستگاه اداریمان مقرراتی داشته باشد که برای همه یکسان باشد و در آن تبعیض نباشد، اگر بود نقطه ی فاسدی است که باید اصلاح شود. باید رشوه و ارتشاء وجود نداشته باشد. اگر بود فساد است و باید اصلاح شود. راههای کسب ثروت باید مشروع باشد. اگر کسانی از راههای نامشروع کسب ثروت کردند، این فساد است و باید اصلاح بشود. اگر کسانی از امتیازات بی جا استفاده کردند، ثروتهای باد آورده پیدا کردند ... این فساد است و باید اصلاح بشود ...» (9)
6. در اصلاحات باید وحدت رویه همیاری و هم دلی همه ی گروهها و آحاد مردم باشد و نه اختلاف.
7. وجود برنامه ریزی در انجام اصلاحات ضروری است. زیرا طبق برنامه ریزی چگونگی انجام اصلاحات از زمان شروع تا زمان اخذ نتیجه ی مطلوب پیش بینی می شود. تعجیل به معنای شتاب زدگی و بی برنامه گی از آفات مهم هر اقدام اصلاحی است. مقام معظم رهبری در این مورد ضمن تأکید بر انجام اصلاحات و لوازم آن معتقدند که انجام درست اصلاحات در ایران منوط به قاطعیت و اقدام از سوی مسئولان نظام است. (10)

1- تعیین اولویتهای اصلاحاتی:

اولویت بندی درباره ی اصلاحات چنان مهم است که در این باره مقام معظم رهبری بارها اولویتهای اصلاحات را از جمله مبارزه با فقر، فساد و تبعیض بیان نموده اند. (11)

2- مقابله ی جدی با دخالت خارجیان و نفوذ عناصر بیگانه:

رهبر معظم انقلاب می فرمایند: «مقابله ی جدی با دخالت خارجیها و غربیها و سوءظن به آنهاست. البته بحث دیپلماسی و بحث ارتباطات خارجی بحث دیگری است. انسان در مقام دیپلماسی، می دهد، می گیرد، قرارداد می بندد و همه کار می کند؛ اما در مسائل اساسی نظام بایستی انگشت اشاره آنها را با سوءظن مورد ملاحظه قرار داد ...» (12)

3- مقابله ی جدی با هر گونه تند روی در روند اصلاحات:

مقام معظم رهبری می فرمایند: «مقابله ی جدی با هر گونه تند رویی و تند روانی است که جاده صاف کن دشمنند. یعنی مدل یلتسینی! همه ی دستگاهها باید با مدل یلتسینی به شدت مقابله کنند، نگذارند یک جاه طلب، یک فریب خورده، یک مغرض و یک غافل بیاید و حرکت را از حالت صحیح خودش خارج کند.» (13)

4- حفظ ساختار قانون اساسی:

ساختار قانون اساسی بایستی به طور دقیق حفظ بشود. زیرا قانون اساسی منبعث از اسلام می باشد.

پی نوشت ها:

1. سوره توبه /36
2. سوره بقره 19/02
3. کشف الاسرار ص 289 به نقل از کتاب بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی ص 84
4. تاریخ معاصر ایران از دیدگاه حضرت امام خمینی «ره» ص 449
5. همان منبع، ص 449
6. اصول و مبادی اصلاحات از دیدگاه مقام معظم رهبری، معاونت فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح، ص 8
7. همان منبع، صفحه 9
8. اصول و مبادی اصلاحات از دیدگاه مقام معظم رهبری، معاونت فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح، صفحه 13
9. اصول و مبادی اصلاحات از دیدگاه مقام معظم رهبری، معاونت فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح، صفحه 54
10. همان منبع، صفحه 16
11. همان منبع، صفحه 49
12. اصول و مبادی اصلاحات از دیدگاه مقام معظم رهبری، معاونت فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح، صفحه 57
13. همان منبع، صفحه 54

منبع: کتاب طرح تحقیقاتی شهر اسوه


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱۱/۸ توسط ابوالفضلی