
روز 21 دسامبر سال 2012 قرار است پایان دنیا باشد؛ روزی که حسابی در غرب سر و صدا کرده است؛ غربیها تاریخ 21 دسامبر را از عقاید قوم مایا در امریکای جنوبی به دست آوردهاند. مایاها میپندارند که در این روز دنیا به آخر خواهد رسید و همه چیز تمام خواهد شد؛ این افسانه مایایی در غرب حسابی سر و صدا به پا کرده است، در فرانسه مردم در حال هجوم به دامنه کوهی هستند که میگویند در آنجا توسط موجودات فضایی نجات داده میشوند.
در روسیه عدهای تا توانستهاند نمک خریدهاند تا نمک آنها را از تشعشعات فضا در امان نگه دارد؛ در چین ادعای خاموشی و تاریکی سه روزه جهان باعث شده مردم رو به خرید شمع بیاورند و در ایران هم هستند کسانی که درباره 21 دسامبر کنجکاو شده و حتی برخیها با ترجمه متون غربی به اینکه روز پایان دنیا همین 21 دسامبر است، ایمان آوردهاند؛ مسئلهای که میتوان آن را در وبلاگهای فارسی دید. حتی تئاتر « عطسه 21 دسامبر» با دستمایه قرار دادن این عقیده طراحی شد و توسط محمد مهدی خاتمی روی صحنه رفت.
در گفتوگو با چند تن از کارشناسان مذهبی و پژوهشگران مهدویت، مسئله پایان جهان و اعلام روزی مشخص برای آن را مورد بررسی قرار داده ایم.
بقيشو اينجا بخونين ...
یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته،
یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد!
خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.
یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه متور گازیه غیییییژ ازش جلو زد!
دیگه پاک قاطی می کنه با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.
همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!
طرف کم میاره، میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده . خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا ! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی روی ما رو کم کردی؟!
موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه :
والله ... داداش... خدا پدرت رو بیامرزه وایستادی!...کش شلوارم گیر کرده به آیینه بغلت!
نتیجه اخلاقی :
اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ای دارند
ببینید کش شلوارشان! به کجا گیر کرده...!

در این میان کلوب بوهمیان که تمامی اعضای آن را مردان تشکیل می دهند در حفظ بنیادهای خود کوشا بوده و یکی از قدیمی ترین کلوب های اسرار آمیز طبقه اشراف آمریکا است که دو تا سه هزار عضو دارد و از سال 1899 تا کنون هر تابستان در حدود سه هفته در جنگلی به نام بوهم در کالیفرنیا گرد هم می آیند.

بقيشو اينجا بخونين ...
از زمان تکمیل ساختمان پارلمان اروپا در ۱۴ دسامبر ۱۹۹۹ ٬ سبک معماری این سازه موجب تعجب بسیاری گردید و سوالاتی را در این زمینه بوجود آورد. برج اصلی که ساختمان “لوییس وایس” نام دارد٬ دارای نمایی ویژه و مدرن است .اما چرا این ساختمان نیمه کاره به نظر می رسد؟

مدافعان اظهار می کنند که این موضوع “ماهیت ناتمام اروپا” را منعکس می کند . با این وجود برخی تحقیقات حاکی از نمادگرایی تاریک و عمیق بکار رفته در این ساختمان است. با افشای منشا حقیقی تفکری که در پس ساختمان لوییس وایس قرار دارد ٬ باورهای سری و رمز گونه ی برگزیدگان ذی نفوذ در طبقه ی حاکم ٬ جاه طلبی های شیطانی آنها و تفسیر ویژه ای که از متون کهن کتاب مقدس ارائه می دهند ٬ بیشتر نمایان می شود.
در ادامه ٬ ما مستقیما به این سمت هدایت می شویم که مقصود از سبک خاص معماری بکار رفته در ساختمان لوییس وایس٬ ایجاد شباهت با تابلو ی نقاشی “برج بابل” ٬ اثر پیتر بروگل- سال ۱۵۶۳م. ٬ می باشد. نقل است که برج بابل هرگز کامل نشد. بنابراین ٬ پارلمان ملل متحد اساسا ادامه دهنده ی کار ناتمام حاکمی ستمگر و بدنام به نام نمرود است که در صدد ساخت برج بابل برای مقابله با خداوند بود . به نظر شما آیا این مبدا الهام بخش خوبی برای یک “سازمان دموکراتیک” به شمار می رود؟

نمرود و برج بابل
داستان نمرود و برج بابل در بسیاری از متون تمدن های کهن از جمله کتب عبری٬ اسلامی٬ یونانی و کابالا آمده است . گفته شده که نمرود بنیانگذار و پادشاه اولین امپراطوری ٬ پس از فروکش کردن طوفان نوح بود . قلمرو حکومت وی شامل شهرهای بابل٬ ورکاء ٬ اکاد و کالنه (بخشهایی از عراق وسوریه ی کنونی) می شد. او پادشاهی مستبد و ستمگر بود که در صدد حذف کامل اعتقادات مذهبی برآمد.
اکنون این نمرود بود که آنان را برای چنین مواجهه و اهانتی به خداوند برانگیخت. او فرزند زاده ی هام٬ پسر نوح٬ مردی جسور و دارای بازوانی نیرومند بود. وی ایشان را بر آن داشت تا عنایت چنین ویژگی هائی را به خداوند نسبت ندهند٬ چنانکه گوئی کسب آنها کاملا به سبب توانائیهای خود او بوده است. آنان خوشبخت بودند٬ اما می بایست باور داشته باشند که تنها٬ شجاعت آنها این شادی را برایشان به ارمغان آورده است. او تدریجا به شیوه ی حکومتی استبدادی روی آورد٬ و برای بازداشتن مردم از تقوای الهی راهی جز وابسته کردن ایشان به قدرت خود نمی دید ... حال انبوه مردم آماده ی پیروی از اراده ی نمرود شدند .در این زمان اطاعت از خداوند نوعی بزدلی به شمار می آمد.
بنابر توصیفات کتاب مقدس ٬ بابل شهری بود که مردم آن به یک زبان واحد سخن می گفتند و همگی از شرق به آنجا مهاجرت کرده بودند . آنجا زادگاه نمرود بود . او تصمیم گرفت تا برجی بسیار بلند را در آن شهر بنا کند. “آنقدر بلند که نوک آن در آسمانها باشد ”. البته آن برج مکانی برای نیایش و پرستش خداوند نبود بلکه مایه ی افتخار مردی به شمار می رفت که انگیزه ی کسب شهرت داشت . در نسخه ی دیگری از داستان که در کتاب مقدس یهود آمده ٬ جملات زیر از زبان سازندگان برج اضافه شده است:
خداوند چنین حقی ندارد که دنیای بالاتر را برای خود انتخاب کرده و جهان پائین را به ما واگذارد. بنابراین٬ ما برای خود برجی ساخته و بر فراز آن بتی با شمشیری در دست قرار می دهیم تا چنین به نظر آید که گوئی ما قصد داریم با خداوند بجنگیم.
خداوند٬ پس از مشاهده ی ماهیت کفر آمیز آن برج ٬ به هر شخص گفتاری (زبانی) متفاوت داد تا آنها به اشتباه افتاده و سردرگم شوند و در نهایت از ادامه ی ساخت برج عاجز گردند . سپس این مردم در سراسر دنیا پراکنده شدند.
نمادگرائی در پارلمان اروپا
ساخت پارلمان اروپا به شکل برج بابل این پیام را منتقل می کند که نمرود دارای فلسفه ی صحیحی بوده و برج بابل او ایده ی خوبی داشت. بنابراین ما به دنبال موارد زیر هستیم:
۱. عادی سازی تدریجی ظلم .
۲. حذف پرستش خداوند به منظور مرسوم کردن تبعیت از قدرت.
۳. اینکه تمامی انسانها بایستی به یک زبان سخن گفته و دارای یک دین واحد باشند.
۴. رد خداوند یکتا و در عین حال معرفی خود به عنوان خدا .

عناوین مذکور در واقع قواعد اصلی معتقدات سری افراد ذی نفوذ طبقه ی حاکم در دنیاست . آنها مسیحی یا پیرو دیگر ادیان آسمانی نیستند . باورهای آنان بر پایه ی ادیان سری ( انجام مراسم های شرک آلود٬ خورشیدپرستی٬ اعتقاد به ابلیس به عنوان کسی که روشنی را به انسان بخشید و در نظر گرفتن خدا به صورت نیروئی که می خواهد انسان را در تاریکی (جهل) نگه دارد) شکل گرفته است.در حقیقت نظم نوین جهانی آنها عبارت است ازخالی کردن جهان از خداپرستان ٬ معرفی یک زبان واحد و تبدیل دموکراسی به حکومت استبدادی.
پوستر ممنوعه
آیا چنین به نظر می آید که از موضوع پرت شده ایم؟ آیا ما در استنباط های خود ازاین بنا زیاده روی کرده ایم؟ در حقیقت پاسخ منفی است. در اینجا می توان پوستر رسمى منتشر شده به مناسبت تاسیس پارلمان اروپا را مشاهده کرد:

دراین پوستر مردم اروپا را می بینیم که برج بابل را دوباره بنا کرده اند . ذکر چند نکته در این باره ضروری به نظر می رسد: نخست٬ این موضوع که ساختمان لوییس وایس از بنای برج بابل الهام گرفته شده ٬تائید می گردد . در اینجا دقیقا همان تصویری از برج به نمایش درآمده است که در نقاشی پیتر بروگل به چشم می خورد.جزئیاتی نظیر ویرانی قسمتی از شالوده ی برج نیز دیده می شود. می توان گفت که دیگر هیچ شبهه ای در این باره باقی نمی ماند. ثانیا ٬ شعار “اروپا: زبانهای متعدد٬ صدای واحد”٬ اشاره به زمانی دارد که خداوند با خلق زبانهای گوناگون باعث سردرگمی مردم گردید. پارلمان قصد دارد که به شیوه ای موثر٬ تنبیهی را که خداوند در نظر گرفته بود٬ وارونه کرده و به این ترتیب٬ درسی را با عنوان بت پرستی و سرکشی از اطاعت خدا تعلیم دهد . ثالثا٬ با نگاهی دقیق تر به ستاره هائی که در بالا مشاهده می شوند متوجه می شویم که آنها ستارگان پنج پرمعکوس قرمزهستند که وارونه ترسیم شده اند . نمادگرائی موجود در پس ستاره ی پنج پر بسیار عمیق و پیچیده است. ولی می توان گفت که ستاره ی پنج پر معمولی نشانگر “حکمرانی حق” بوده و در مقابل٬ ستاره ی پنج پر معکوس (بافومت) نماد “حکمرانی شیطان” می باشد.

انتشار این پوستر به دلیل اعتراضات گسترده ی گروه های مختلف ممنوع اعلام شد ٬ ولی با این حال٬ طرز فکر سازندگان پارلمان اتحادیه ی اروپا را نشان داده و قویا آن را اثبات می کند.
سخن پایانی
اتحادیه ی اروپا٬ نهاد قدرتمندی است که در حال حاضر ۲۷ کشور در آن عضویت دارند. تاسیس چنین سازمانی که در آن همه زیر یک پرچم متحد شده و دارای ارز واحدی باشند٬ در انتظار کشورهای قاره ی آمریکا و آسیا نیز هست تا بدین وسیله نهادهای قدرتمند و تاثیر گذاری ایجاد کنند. آنها بناهائی هستند که به یک حکومت واحد جهانی رهنمون می شوند. هدفی که فعالانه توسط نخبگان ذی نفوذ در طبقه ی حاکم دنبال می شود.ساختمان پارلمان اروپا اولین بنای معرف یک نهاد قدرتمند است که به واسطه ی نمادگرائی شدید بکار رفته در آن و عداوت نسبت به ادیان الهی٬ برنامه ریزی برای نظم نوین جهانی و تائید زیرکانه ی استبداد را آشکار می کند .
منشأ ابلیسک یا نماد فراماسونری کجاست؟ این نماد بازآفرینی کدام اعتقاد در میان فرقههای شیطانی است؟ چرا ستون شبه ابلیسک از مراسم رمی جمرات حذف گردید؟ بزرگترین ابلیسک جهان در کجا قرار دارد؟ برای پاسخ به این سؤالات با گزارش ویژه مشرق همراه شوید...
به گزارش مشرق؛ در اقصینقاط جهان از مسجد بزرگ سلطان احمد ترکیه تا صحن کلیسای اعظم سنت پیتر در واتیکان و محوطه کاخ سفید آمریکا شاهد ستونهایی با رأی هرمی شکلی هستیم که سر به فلک کشیدهاند. این ستونها نمادهایی از الحاد و پاگانیسم نزد ادیان باستانی مصر بودند که در بازههای مختلف زمانی تفاسیر مختلفی از آنها شده است. امروزه ابلیسکها تبدیل به یکی از نمادهای مورد احترام فراماسونری و پیروان فرقههای شیطانپرستی شده و این گروههای در چند قرن گذشته سعی داشتهاند که آنها را در جای جای جهان پراکنده سازند.
نگاهی به پیشینه نمایه ابلیسک
ابلیسک (obelisk) که برگرفته از واژهای یونانی به معنای ستون برافراشته است یک بنای یادبود باریک با قاعدهای مربعشکل بوده که در بخش فوقانی آن یک هرم قرار داده شده است. بر ساس اساطیر مصر باستان این بنا با خدای خورشید یعنی "رع" (Ra) مرتبط میشد. بدین صورت که این نماد اشعهای از اشعههای خورشید بود که به صورت سنگی درآمده است و "رع" الهه خورشید درون این سنگ قرار دارد. در زبان مصر باستان بر این بنا نام "تِجِن" (Tejen) نیز مینهادند، مصریان معتقد بودند بدنه بلند و باریک ابلیسک مظهر دفاع و محافظت و هرم رأسی بنا نیز مظهر دورکردن نیروهای منفی و باد و توفان است. ابلیسک در دورانی نیز نماد ازیریس(Osiris) شد. زیرا اعتقاد بر این بود که این الهه توانسته بر تمامی خدایان دیگر تفوق بیابد به همین دلیل دارای قدرتهایی از هر یک از خدایان دیگر شده بود و لذا ابلیسک، نمادی که متعلق به رع بود (خدای خورشید یا رب السماوات) نصیب ازیریس (خدای مرگ و دنیای زیرزمین) شد. نفس ازیریس، باع (Ba) به نام بانبجِت (Banebdjed) خوانده میشد و این باع بود که حیثیت و شخصیت و قدرت را برای ازیریس به همراه داشت و نماد بانبجت نیز قوچ بود و این دلیلی بود برای پرستش این حیوان توسط عده ای از مردم مخصوصاً در شهر مندیز (Mendes) در زمان باستان. از اینجاست که رابطه میان ابلیسک و فرقههای فراماسونی و ایلومیناتی آغاز میشود که در بخشهای بعدی بدان خواهیم پرداخت.
در جلوی هر معبد مصری معمولا دو ابلیسک قرار داده میشد. ابلیسکهای باستان معمولا به صورت یک تکه از سنگ ساخته میشدند در حالیکه ابلیسکهای کنونی از قطعات مجزا ساخته و ممکن است، چنانکه در مورد ابلیسک یادبود جرج واشنگتن شاهدیم، دارای فضای درونی نیز باشند.
بقيشو اينجا بخونين ...

در حالی که فرقههای شیطانپرست، اهرام را مراکزی برای دریافت و خروج انرژی و عدد 11 را مقدس و نماد شیطان میدانند، قرار است در تاریخ 11 نوامبر مجموعی از گردشگران در کنار یکی از اهرام مراسمی با هدف انرژیگیری از اهرام برگزار کنند؛ به این اعتبار که اهرام را منبع انرژی میدانند.
به گزارش "پایگاه اطلاع رسانی بیداری اسلامی"، قرار است شماری از یهودیان که برخی نشانهها از حضور شیطانپرستان در آنان نیز حکایت دارد، قرار است در تاریخ «11» نوامبر در کنار یکی از اهرام مصر جشنی برگزار کنند که برای مصریها کاملا مبهم و به توصیف رسانههای مصری، مرموز است.
الاهرام مصر نوشت: «... مراسم یهود نزدیک هرم؟... چه مراسمی؟... چه مراسمی است که برای آیین دینی یهود باید کنار اهرام باشد؟ چه کسی با برگزاری این مراسم موافقت کرده است؟»... اینها سوالات جنجالی است که درباره مراسم یهودی کنار آثار باستانی مصر به راه افتاده است.
در حالی که فرقههای شیطانپرست بسیاری از آیین خود را از آیین بت پرستان و شیطانپرستان مصر باستان گرفتهاند و اهرام را مراکزی برای دریافت و خروج انرژی و عدد 11 را مقدس و نماد شیطان میدانند، الاهرام نوشت: قرار است در تاریخ 11 نوامبر مجموعی از گردشگران در کنار یکی از اهرام مراسمی با هدف انرژیگیری از اهرام برگزار کنند؛ به این اعتبار که اهرام را منبع انرژی میدانند.
پایگاه خبری روزنامه الاهرام مصر تصریح کرد: بر آن شدیم تا حقیقت ماجرا را بفهمیم اما به نظر میرسد که هیئت فعالسازی گردشگری از جزئیات این مراسم مطلع نیست در حالی که برخی مسئولان در حوزه آثار باستانی اعلام کردند که در این خصوص به برخی ادارات در وزارت گردشگری هشدار دادهاند.
الاهرام افزود: بر خلاف موافقت برخی طرفهای امنیتی با برگزاری این مراسم اما موافقت نهای برای برگزاری هنوز کسب نشده است و درخواستهایی مبنی بر تحقیق درباره حقیقیت این مراسم ارائه شده است.
الاهرام در گزارشی نوشت: دکتر عبدالحلیم نور الدین استاد رشته آثار باستانی مصر در دانشگاه قاهره و رئیس دانشکده آثار باستانی و راهنمایان گردشگری در دانشگاه علوم و تکنولوژی مصر با لحنی غمناک و در عین حال خشمگین گفت که «محال است که چنین مراسمی بدین صورت برگزار شود، کسانی که برای گردشگری میآیندن نیامدهاند که این مراسم را در یک شب برگزار کنند [و بروند]، هزار و 200 نفر ... هیچ توجیهی ندارد این مراسم... و افزود: آیا شورای عالی آثار باستانی اطلاعات کافی را درباره گروهی که میخواهند این جشن را برگزار کند به دست آورده و تحقیق کرده است؟
این استاد مصری افزود: بس است خضوع... بس است تسلیم شدن... این جه جور گردشگری است؟ چه کسی پشت ماجراست؟ با همه احترامی که برای دکتر مصطفی امین که یکی از شاگردانم بوده است، قائلم باید بگویم آیا نیروهایی داخلی در مصر است که این کارها در دست اوست؟
از طرف دیگر دکتر عبدالحلیم خواستار تحقیق برای مراسم 11 نوامبر کسانی شده است که درخواست آن را دادهاند.
وی گفت: این یهودیها ادعا میکنند که معبد سلیمان زیر مسجد الاقصی است... حالا میخواهند بیایند مصر و کنار اهرام این کارها را بکنند و بیایند ثابت کنند که آنها این اهرام را ساختهاند... این گردشگری نیست که !.
دکتر عاطف ابو الدهب رئیس بخش آثار باستانی در خصوص اینکه این هیئت آیا قصد دارد که در روز مراسم وارد «خوفو» هرم بزرگ شود، تاکید کرد که در روز مراسم این بخش اهرام بسته میشود... در صورت مشاهده شدن هر اقدام و رفتار منحرفی، مراسم بسرعت لغو خواهد شد.
وی در ادامه با اشاره به سود سرشار این مراسم برای مصر بر درآمد مالی آن تاکید کرد و افزود که اگر مراسم به دلیل آنچه ادای مناسک دینی یهود خوانده میشود، لغو شود، ما درآمد زیادی که در حدود 2 تا 3 هزار پوند مصری است از دست میدهیم.
علی الاصفر مدیر کل منطقه آثار باستانی اهرام با بیان اینکه مصر نمیتواند دیانت 5 هزار بازدید کننده اهرام را که هر روز میآیند بررسی کند، تاکید کرد که «برپایی مراسم دینی مقابل اهرام صحت ندارد... روز 11 نوامبر هر سال عدهای میآیند جلوی اهرام زیرا اهرام را مایه انرژی میدانند و در مصر هم در تمام طول مراسم پرچم مصر به مدت یک ساعت برافراشته میشود. جمعه 11 نوامبر است.
از طرف دیگر سامی محمود نایب رئیس هیئت فعالسازی گردشگری و رئیس بخش گردشگری بینالمللی هیئت، اعلام کرد که در خصوص مراسم روز 11 نوامبر عدهای یهودی مقابل الاهرام اطلاعی ندارد.
الاهرام نوشت: پیگریهای زیادی انجام دادیم تا به حقیقت موضوع برسیم. دبیر کل شورای عالی آثار باستانی مصطفی امین موافقت شورای عالی با یکی از شرکتهای خارجی برای برگزاری مراسمی مقابل الاهرام را تکذیب کرد و افزود که آنچه در اخبار و رسانهها درباره موافقت شورا با مراسم گروهی یهودی یا ماسونی منتشر شده است که گفته میشود این افراد قرار است تکه طلایی به شکل ستاره داود بر بالای اهرام بگذارند، صحت ندارد.
الاهرام در پایان گزارش تاکید کرد: چارهای نداریم جز اینکه تا روز 11 نوامبر صبر کنیم ببینیم در آن روز، در این مراسم مرموز چه اتفاقی خواهد افتاد.

از آن روی که واژهِ مقدس"باب" (با تعابیر مختلف دیگری که دارد) دستاویزی برای ادعاهای ناصواب عده ای در طول تاریخ مسلمانان به ویژه در قرن سیزدهم گشته و گمراهی و ارتداد بسیاری را به دنبال داشت، در این مقاله به بازخوانی مسألهِ "باب" و مدعیان و مصادیق راستین آن پرداخته، تعدادی از مدعیان دروغین"بابیت" در عصر حضور و غیبت معرفی گردیده اند.
مقدمه
عنوان "باب" لقبی مقدّس دراحادیث و روایات رسیده از پیامبر و اهل بیت اطهار(ع) است و افرادی از اصحاب برجستهِ پیشوایان معصوم(ع) به خاطر ویژگیهایی که بر شمرده خواهد شد، به عنوان "باب" خوانده میشدند.
در این میان، عدّهای جهت رسیدن به امیال و هواهای نفسانی خویش، از این واژهِ مقدّس در تعالیم دینی و شیعی، بهره جسته و به دروغ خود را "باب ائمّه" معرّفی کردهاند.
البتّه خوانندگان محترم بر این امر آگاهند که در طول تاریخ، عدّهای با ادّعای دروغینِ "الوهیّت"، "ربوبیّت"، "نبوّت" و "امامت"، هم خود از راه حق منحرف شدند و هم عدّهای از مردم ناآگاه یا مغرض و سود جو را به انحراف کشاندند.
در جریانشناسی انحرافی "بابیّت" دقیقاً تکرار همین نکته را میبینیم. از این رو، بر عالمان دین و دست اندرکاران امور دینی - فرهنگی فرض است که ضمن بازخوانی تاریخ گذشته، به شناسایی زمینههای این نوع انحراف در عصر کنونی پرداخته و با اطّلاع رسانی لازم و هشدار به هنگام، از پیدایش "بابیّت" دروغین و گرایش به آن جلوگیری به عمل آید.
اینک با توجّه به اهمیّت مسأله، و تناسب مباحث گذشته، در بخش معرّفی فرقههای انحرافی در مورد حضرت مهدی(ع) - که از فرقهِ ضالهِ "بابیّه" سخن به میان آمد - در این نوشتار به مسألهِ "باب" به عنوان لقبی ارزشمند و از "ابواب" و "بوّاب" به عنوان انسانهای برجسته سخن خواهیم گفت و سپس با شناسایی اجمالی مدّعیان دروغین بابیّت در عصر حضور و غیبت، عدّهای را معرّفی خواهیم کرد.
"باب" صفتی برجسته
"باب" یا "باب الله" در برخی از احادیث اسلامی به عنوان صفت پیامبر اکرم(ص) و دوازده امام معصوم(ع) به کار گرفته شد. چنان که واژههای دیگری مانند: "صراط"، "سبب"، "طریق" و "سبیل" که همه تعبیرهای دیگری از "باب اللّه" اند، برای ائمّه(ع) به کار رفته است.1
امام باقر(ع) به پیامبر(ص) لقب "باب اللّه" و "سبیل اللّه" داده است:
"انّ رسول اللّه(ص) بابُ الله الذین لایؤتی الا منه و سبیله الذی- من سلکه وصل الی اللّه".2
حضرت علی(ع) نیز، در چند روایت به "باب" و "باب اللّه" و "باب الجنّه" خوانده شده است. مانند:
"انّ علیّاً بابٌ فتحه اللّه فمن دخله کان مؤمناً".3
"انّ علیّاً بابٌ من ابواب الهدی فمن دخله کان مؤمناً".
"انّ علیّاً بابٌ من ابواب الجنّه فمن دخل بابَه کان مؤمناً".4
"انا مدینه العلم و علی-ّ بابها فمن اراد العلم فلیأت الباب".
این حدیث صحیح و متواتر است.5
فردوسی آن را چنین معنی کرده است:
بقيشو اينجا بخونين ...
حضور تعدادی از بابیان در انجمنهای مخفی در کنار چهرههای شاخص فراماسونری و عضویت تعدادی از آنها در فراموشخانه ملکم و لژ بیداری در دوره قاجار و در آستانه مشروطه، حکایت از همنوایی این دو جریان با هم دارد
با دستگیری و اعدام باب و وقوع حوادث خونین در ایران (در خلال سالهای 1264 و 1265ق) نظیر ترور آیت الله شهید ثالث و آشوب در نقاط مختلف ایران (مازندران، زنجان و نیریز) مقارن با سالهای نخست سلطنت ناصرالدینشاه، اوضاع کشور بسیار آشفته شد و حمایت پنهان و آشکار بیگانگان از عناصر شورشی، بر پیچیدگی اوضاع افزود. اما اقدامات قاطع امیرکبیر در سرکوب غائله، عرصه را بر آنها تنگ کرد و توانست موج ناآرامیهای ناشی از شورش مسلحانه بابیان را مهار کند. اتباع باب که بعد از اعدام او بر سر جانشینی دچار درگیریهایی شده بودند در 1268ق ناصرالدینشاه را با هماهنگی برخی از سران حکومت نظیر میرزا آقاخان نوری ترور کردند که البته به جایی نرسید و توطئهگران (از جمله حسینعلی بهاء) دستگیر شدند. حمایت جدی سفارت روسیه و شخص سفیر، پرنس دالگوروکی، از بهاء باعث شد که او همچون یک تحت الحمایه روس از زندان و اعدام نجات یافته و در 1269 تحتالحفظ به بغداد منتقل شود. بهاء با همکاری برادرش (یحیی صبحازل) که او نیز خود را به بغداد رسانده بود موفق شد بابیان را گرد خود جمع کند و به فعالیتهایسوء خویش ادامه دهد. در فاصله 1270ــ1280ق اتفاقات مهمی در ایران رخ داد که از جمله آنها میتوان به واقعه تجزیه هرات و افغانستان از ایران، تأسیس فراموشخانه فراماسونری ملکم خان و انحلال آن، ورود مانکجی لیمجی هاتریا (رئیس سازمان اطلاعاتی انگلیس در ایران) به کشورمان در 1270ق و ملاقاتش در 1280ق با حسینعلی بهاء در بغداد اشاره کرد.
بقيشو اينجا بخونين ...
به گزارش شیعه آنلاین، یکی از کاربران محترم ما با ارسال مطلبی به انتقاد شدید از سریال «ساختمان پزشکان» پرداخت و نوشت: سریال ساختمان پزشکان که موجی از حرکات غیر اخلاقی مانند روابط آزادانه زن و مرد، حرکات شبه موزون زنان، تبلیغ طلا برای مردان و ... را به راه انداخته بود، آخرین خباثت خود را در آخرین قسمت با تعویض همسر نشان داد!
در این سریال دو زوج برای انجام آزمایشات قبل از ازدواج به آزمایشگاه رفته بودند که هر دو با همسران خود دچار اختلاف و دعوا میشوند. در این میان زن زوج اول و مرد زوج دوم از یکدیگر حمایت میکنند و به همین ترتیب زن زوج دوم و مرد زوج اول به حمایت از هم میپردازند!
در این میان نیز هر یک از زنان به شوهر خود شک و اعتراض میکند. سپس مرد زوج اول، به حمایت از زن زوج دوم، شوهر او را کتک میزند و زن زوج اول در حمایت از مرد زوج دوم شوهر خود را میزند! زن زوج دوم نیز در حمایت از مرد زوج اول، همسر او را میزند! پس از آن زن زوج اول از مرد زوج دوم دلجویی کرده و قرار میگذارند با یکدیگر ازدواج کنند و به نوعی همسران خود را با یکدیگر عوض مینمایند!
گفتنی است چندی پیش نیز این سریال خباثت را به اوج خود رساند و نشان داد که بیمار یکی از این پزشکان برای تشکر از او برای او ساعت طلا خریده بود و به او هدیه داد و دکتر مذکور نیز نه به دلیل حرام بودن طلا برای مرد، بلکه صرفا به دلیل گران بودن این هدیه از پذیرفتن آن سرباز زد.
تعداد زیادی از آزمایشهای مقدماتی درباره مهندسی ژنتیک و اصلاح رفتار توسط دکتر جوزف مِنگِل در آشویتس {3} انجام شد، جایی که او آثار پیوند دادن ارتباط روحی روانی، رنگی شدن چشم و "دوقلو شدن" را روی قربانیانش بررسی میکرد. در کنار آزمایشهای جراحی موذیانه انجام شده در اردوگاه آشویتس، بعضی از بچه ها در معرض مقادیر بزرگ شوک الکتریکی قرار میگرفتند. خیلی از آنها زیر این اعمال وحشیانه زنده نمی ماندند.
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَإِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَکُمُ الْیَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّی جَارٌ لَّکُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَکَصَ عَلَى عَقِبَیْهِ وَقَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِّنکُمْ إِنِّی أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّیَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِیدُ الْعِقَابِ
و (به یاد آور) هنگامی را که شیطان اعمال آنها (مشرکان) را در نظرشان جلوه داد، و گفت هیچکس از مردم بر شما پیروز نمیگردد و من همسایه (و پناه دهنده) شمایم، اما هنگامی که دو گروه (جنگجویان و حمایت فرشتگان از مومنان) را دید به عقب بازگشت و گفت من از شما (دوستان و پیروانم) بیزارم! من چیزی را میبینم که شما نمیبینید، من از خدا میترسم و خداوند شدید العقاب است!
سوره انفال- آیه 48
اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
پروژه MONARCH: کنترل ذهن
در میان فریب مغزی ماهرانه جماعت ساده لوح، از طریق بسیاری از رسانه های تاثیرگذار، یکی از شیطانی ترین بیرحمی ها روی قسمتی از نوع بشر انجام میشود؛ شکلی از کنترل ذهن پیشرفته که تقریبا در 50 سال در هر منظر از جامعه نفوذ کرده است.
این شرح توسط اسناد دولتمردان تنزل رتبه داده شده، افرادی که قبلا مرتبط با اداره های اطلاعاتی ایالات متحده بودند، نوشته های تاریخی، محققین مطلع از کنترل ذهن، انتشاراتی از پزشکان بهداشت روان، و مصاحبه های گرفته شده از بازماندگان ناآگاه تحت تاثیر یک اختلال شدید روحی روانی ناشی از برنامه کنترل ذهن مشهور به MONARCH ثابت می شود.
تاریخچه ای مختصر از کنترل
در سال 1776، یک ژزوئیت{1}اهل باواریا به نام توسط خانواده راتچیلد ماموریت یافت که پایگاه قدرت مذاهب سری را در آنچه که عموما معروف به ایلومیناتی است متمرکز کند. این ادغامی بود بین نسلهای قدرتمند سری، انجمن های مخفی طبقه ممتاز و فراماسونهای دارای نفوذ و قدرت، با میل به ایجاد چارچوبی برای یک "نظم نوین جهانی". هدف ظاهری این مدینه فاضله موجب شدن خوشحالی جهانی برای نوع بشر بود. بهرحال قصد اساسی آنها افزایش تدریجی کنترل روی توده های مردم بود، بدین معنی که آنها اربابان جهان شوند.
اتحاد انگلیسی
تا قرن نوزدهم، بریتانیا و آلمان به عنوان ناحیه جغرافیایی تحت کنترل ایلومیناتی شناخته می شدند. باید کمی شگفت آور باشد دانستن اینکه اولین عملیات پژوهشی در علوم رفتاری در سال 1882 در انگلیس برپا شد، زمانی که بسیاری از تکنیک های پزشکی و روانپزشکی اولیه در امر کنترل ذهن در موسسه Wilhelm Institute در آلمان پیشگام بود. انستیتو روابط انسانی Tavistock در سال 1921 در لندن به منظور مطالعه " نقطه فروپاشی {2}" انسانها تاسیس شد. Kurt Lewin، روانشناس آلمانی، در سال 1932 رئیس انستیتو Tavistockشد، همزمان با آن آلمان نازی درحال افزایش تحقیقاتش در روانشناسی اعصاب، فرا روانشناسی (مربوط به رویدادهای فوق طبیعی روانشناسی) و مکاتب رمزی و سری مخفی چندین نسلی بود. جالب توجه اینکه تبادل فزاینده ایده های علمی بین انگلیس و آلمان در حال رخ دادن بود، بخصوص در زمینه علوم اصلاح نژاد انسان: حرکتی که باعث "بهتر شدن" نژاد بشر از طریق کنترل عوامل موروثی در تولید مثل می شد. تا حدودی از طریق موسسه جادوگری
Order of the Golden Dawn (انجمن سری که از چندین مامور عالی رتبه حزب نازی و طبقه اشراف بریتانیا تشکیل شده بود) اتحاد بسیار شریرانه و مبهمی بین دو کشور منعقد شد. هاینریش هیملر فرمانده نیروهای اس اس آلمان نازی، مسئول یک پروژه علمی موسوم به Lebensborn شد که دو نفر را برای تولید مثل و تولد نوزادی با بهترین خصوصیات، بهگزین میکرد و بچه ها را به فرزند خواندگی قبول میکرد، در میان آنها تعداد زیادی دوقلوهای بشکل عجیب و غیرمعمول وجود داشت(منبع2). هدف برنامه ایجاد نژاد برتر (آریایی) بود که آنها مطلقا به نهضت رایش سوم (نظم نوین جهانی) وفادار خواهند بود.
تعداد زیادی از آزمایشهای مقدماتی درباره مهندسی ژنتیک و اصلاح رفتار توسط دکتر جوزف مِنگِل در آشویتس {3} انجام شد، جایی که او آثار پیوند دادن ارتباط روحی روانی، رنگی شدن چشم و "دوقلو شدن" را روی قربانیانش بررسی میکرد. در کنار آزمایشهای جراحی موذیانه انجام شده در اردوگاه آشویتس، بعضی از بچه ها در معرض مقادیر بزرگ شوک الکتریکی قرار میگرفتند. خیلی از آنها زیر این اعمال وحشیانه زنده نمی ماندند.
به طور هم زمان، "شستشوی مغزی" روی زندانیان در داکائو{4} انجام می گرفت، کسانی که تحت هیپنوتیزم و نوعی داروی توهم زا به نام مسکالین (mescaline) قرار داشتند. در طول جنگ، پژوهش رفتاری مشابهی توسط دکتر George Estabrooks در دانشگاه Colgate (دانشگاه Colgate در سال ۱۸۱۹ توسط جامعهی مسیحیان فرقهی Baptist در ایالت نیویورک تأسیس شد) انجام شد. ارتباط او با ارتش، CIA، FBI و سازمانهای دیگر در خفا باقی ماند. بهرحال Estabrooks گهگاه سهوا در مورد ایجاد افراد برنامه ریزی شده با هیپنوتیزم و شخصیتهای ازهم شکافته شده توسط القای هیپنوتیزمی گفتگو می کرد.
بعد از جنگ جهانی دوم، وزارت دفاع آمریکا بسیاری از عالی رتبه های آلمان نازی و جاسوسان و دانشمندان فاشیست ایتالیایی را از راه آمریکای جنوبی و واتیکان به طور محرمانه وارد آمریکا کرد. اسم رمز این عملیات پروژه PAPERCLIP بود (منبع4). یکی از برجسته ترین این افراد ژنرال آلمانی به نام Reinhard Gehlen بود، رئیس سازمان اطلاعات هیتلر علیه روسیه. Gehlen به محض رسیدن به واشنگتن در سال 1945، بسیار زیاد با Harry S. Truman ( سی و سومین رئیس جمهور ایالات متحده)، William “Wild Bill” Donovan یا همان ژنرال ویلیام سالیوان(مؤسس و رئیس اداره خدمات استراتژیک آمریکا OSS در طول جنگ جهانی دوم) و Allen Dulles (کسی که بعدا رئیس CIA شد) ملاقات کرد. هدف از جلسات طوفان مغزی آنها دوباره سازمان دادن اسمی عملیات اطلاعاتی آمریکا و تبدیل آن به یک سازمان محرمانه بسیار کارآمد بود. اوج تلاشهایشان در سال 1946 منجر به ایجاد انجمن اطلاعات مرکزی شد که در سال 1947 به آژانس اطلاعات مرکزی (CIA) تغیر نام داد.
سیر تکاملی پروژه MK ULTRA
با تاسیس مقتدرانه CIA و شورای عالی امنیت ملی، اولین سری برنامه های محرمانه شسشتوی مغزی توسط نیروی دریایی در پاییز 1947 آغاز شد. پروژه CHATTER در پاسخ به "موفقیت" شوروی در استفاده از "داروهای حقیقت گویی {5}" ایجاد شد. چنانچه برنامه فاش می شد، این توضیح بهرحال یک داستان ساده پنهان کننده بود. این پژوهش بر شناسایی و آزمایش چنین داروهایی برای استفاده در بازپرسی ها و استخدام عوامل، متمرکز بود (منبع5). پروژه در سال 1953 رسما پایان یافت.
با ظهور پروژه BLUEBIRD، که توسط Allen Dulles (رئیس CIA) در سال 1950 تصویب شد، CIA مصمم بود تلاشهایش را در زمینه اصلاح رفتار توسعه دهد. اهداف این پروژه اینها بود:
1- یافتن وسیله ای برای آماده ساختن کارکنان جهت جلوگیری از استخراج غیرمجاز اطلاعات از آنها بوسیله وسایل شناخته شده
2- بررسی امکان کنترل یک فرد با استفاده از تکنیکهای خاص بازجویی
3- بررسی افزایش و تقویت حافظه
ساختن وسایل دفاعی به منظور جلوگیری از کنترل شدن کارکنان سازمان توسط دشمن.
در آگوست 1951 پروژه BLUEBIRD به پروژه ARTICHOKE تغییر نام داد، که استفاده از تکنیکهای بازپرسی، شامل هیپنوتیزم و داروها را بررسی میکرد. برنامه در سال 1956 متوقف شد.
ریشه "MK" شاید به "Mind Kontrolle" برگردد. ترجمه واضح واژه آلمانی "Kontrolle" به انگلیسی "Control" است (منبع7). گروهی از پزشکان آلمانی نازی، سرمایه بسیار با ارزشی برای ایجاد MK ULTRA بودند. ارتباط بین آزمایشهای اردوگاههای کار اجباری و پروژه های بیشمار زیرمجموعه MK ULTRA به وضوح مشهود است. راههای گوناگونی که برای کنترل رفتار انسان استفاده میشد شامل پرتوافشانی، شوک الکتریکی، روان شناسی، روانپزشکی، جامعه شناسی، انسان شناسی، دست خط شناسی، اجسام آزار دهنده و ابزار نیمه نظامی بود و ماده "LSD" (lysergic acid diethylamide) گسترده ترین ماده توزیع شده بود. یک روش خاص، که با MKDELTA نشان داده شد، برای حکومت کردن بر ممالک بیگانه با استفاده از MKULTRA اجرا شد. مفاد MKULTRA یا MKDELTA برای آزار، بی اعتبار یا ناتوان ساختن اهداف به کار میرفتند(منبع8).
از 149 پروژه شناخته شده جزئی زیر چتر MKULTRA، به نظر میرسد پروژه MONARCH که رسما توسط ارتش ایالات متحده در اوایل سال 1960 آغاز شد (هرچند که به طور غیر رسمی خیلی زودتر آغاز شده بود)، برجسته ترین باشد و هنوز جزو اطلاعات خیلی محرمانه برای امنیت ملی تلقی می شود(منبع9).
MONARCH ممکن است از پروژه کوچک MKSEARCH به اوج رسیده باشد، همچون عملیات SPELLBINDER (سخنران فریبنده و مجذوب کننده)، که برای ایجاد تروریستهای "خواب رونده" برپا شد ( مثل کاندیداهای منچوری{6} )، کسانی که در حالت از خود بیخود پس از هیپنوتیزم می توانند با دریافت یک واژه یا عبارت کلیدی فعال شوند. عملیات OFTEN، مطالعه ای بود که برای تحت کنترل درآوردن توان نیروهای رازآلود تلاش میکرد، و احتمالا یکی از چندین دستور سرپوش گذاری جهت مخفی کردن واقعیت پر از توطئه پروژه MONARCH بود.
توضیحاتی در مورد عملیات OFTEN:
عملیات OFTEN (Operation OFTEN): شیطان پرستی در CIA
تعریف و تشریح پروژه MONARCH
اسم مونارش لزوما در محدوده طبقه اشراف سلطنتی محدود نمی شود، بلکه به نوعی پروانه به نام مونارش (پروانه شهریار) اشاره دارد. وقتی شخصی از طریق القای شوک الکتریکی متحمل آسیب روحی شود، احساس میکند که سرش سبک شده است و وجود ندارد، مثل اینکه شخص همانند یک پروانه، شناور یا در حال بال و پر زدن است. همچنین در مورد این حشره زیبا حقایق سمبلیک دیگری در مورد انتقال از یک شرایط به شرایط دیگر یا همان دگردیسی وجود دارد: از کرم و پیله (غیر فعال) تا پروانه (خلقت جدید) و در نهایت به نقطه اولیه خود باز میگردد. مانند این که از یک شکل به یک شکل منحصر به فرد دیگر هجرت کند.
نمادهای رازآلود شاید فهم کاملتری نسبت به معنای واقعی واژه ها ارائه دهند، روح لغتی است برای هردوی "روح" و "پروانه" و ریشه در باوری دارد که ارواح انسانها وقتی به جستجو برای حلول در جسم تازه ای می پردازند (تناسخ)، تبدیل به پروانه می شوند (منبع10).
دگرگون کردن ها و راه انداختن ها
روش دیگر بررسی این قربانی سازی پیچیده جسم و روح، این است که به آن به عنوان یک برنامه کامپیوتری پیچیده نگاه کنیم: یک فایل (مورد دگرگونی) از طریق آسیب روحی، تکرار و تقویت ایجاد می شود. به منظور فعال سازی (راه انداختن) فایل، یک کد دسترسی مخصوص مورد نیاز است. قربانی توسط برنامه ریز "برده" نامیده می شود، برنامه ریز کسی است که به عنوان "ارباب" یا "خدا" درک می شود. حدود 75 درصد قربانیان زن هستند، چون که آنها تحمل درد بیشتری دارند و ساده تر از مردان آماده گسسته شدن می شوند. سوژه ها به طور عمده برای پوشاندن عملیات، فحشا و فیلمها و تصاویر مستهجن استفاده می شوند؛ مشارکت در صنعت سرگرمی نیز قابل توجه است. یک افسر بازنشسته ارتش مرتبط با DIA (سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا)، گفت: در یک "تصویر بزرگ" این افراد (قربانیان MONARCH) در تمام اقشار جامعه هستند، از ولگرد خیابانی گرفته تا کارمند دفتری.
یکی از اصلی ترین ساختارهای داخلی درون یک سیستم، شبیه یک مارپیچ دوگانه است که شامل چندین مرحله است (مانند ساختار مارپیچ DNA). هر سیستم یک برنامه ریز داخلی دارد که بر "دربانها" (یعنی کسانی که مجوز ورود به اتاق (بًعد) های مختلف را صادر میکنند؛ شاید ارواح پلید!) نظارت می کند. اندک تصاویر داخلی که معمولا توسط قربانیان مشاهده شده عبارتند از درختان، "درخت زندگی" کابالایی، با مجموعه ریشه های متصل، بینهایت حلقه، حروف و نمادهای باستانی، تارهای عنکبوت، آینه ها و شیشه های شکسته، ماسکها، قصرها، پلکان و دخمه های مارپیچ، جنها/هیولاها/موجودات فضایی، سواحل دریا، پروانه ها، مارها، روبانها، رنگین کمان، گلها، ساعتهای شنی، ساعتها، رباتها، چارتهای سازمانی و یا نمودارهای طرح کلی مدارهای الکتریکی کامپیوتر.
نسبها و به دنیا آوردن دوقلو ها
اکثریت قربانیان از خانواده هایی هستند که چندین نسلشان شیطان پرست بوده و ظاهرا "به منظور کامل کردن تقدیرشان به عنوان افراد منتخب یا نسلهای منتخب" برنامه ریزی شده اند (جمله ای بود از Mengele در آشویتس). برخی از آنها از خانواده های با نژاد مشابه هستند. سایرین مورد استفاده در این کابوس عصبی که به عنوان "افراد قابل مصرف" پنداشته میشوند (غیر هم نژادها)، معمولا از یتیم خانه ها، پرورشگاهها، یا خانواده های زناکار با محارم که تاریخچه طولانی در انجام این گونه اعمال جنسی دارند، آورده می شوند. آنجا همچنین اعضای خانواده های وابسته به دولت و سازمانهای اطلاعاتی نظامی نیز دیده می شوند.
بسیاری از کسانی که مورد سواستفاده قرار گرفته اند از خانواده هایی با مذهب کاتولیک، فرقه مذهبی مورمن، یا مسیحیان کاریزماتیک هستند که مسیحیان کاریزماتیک "جلودار" این اعمال پست هستند (از اعضای گروههای مذهبی دیگر نیز وجود دارند).
قربانیان عموما به یک ساختار سلسله مراتبی سفت و سخت مذهبی (متعصب، به شدت قانون گرا) آسانتر واکنش نشان می دهند، زیرا با برنامه ریزی بنیادیشان متشابه است.
معرف ویژگی های جسمی قربانیان و بازماندگان، اغلب شامل جای زخمها و یا برآمدگی های خال مانند متعدد تحریک الکتریکی روی پوستشان است. تعداد کمی هم ممکن است چندین بخش از بدنشان با چاقو، آهن یا سوزن داغ قطع یا ناقص شده باشد، پروانه و دیگر خالکوبیهای رمزی نیز مرسوم هستند. معمولا کسانی که دارای نسب هستند کمتر احتمال دارد مورد نشان گذاری های بعدی قرار گیرند، در نتیجه پوستشان پاک و بدون جای زخم باقی می ماند.
پاورقیها {...} :
1- Jesuit : فرقهای مذهبی وابسته به کلیسای کاتولیک است. اعضای این فرقه را ژزوییت و در فارسی این فرقه را یسوعی و یسوعیون هم مینامند.
2- breaking point: فشاری که در آن قدرت ذهنی یا احساسی متلاشی شود
3- Auschwitz: اردوگاه کار اجباری و محل نابودی اسرای جنگی جنگ جهانی دوم در نواحی لهستانی ضمیمه شده به آلمان نازی
4- Dachau: از اردوگاههای کار اجباری آلمان نازی
5- truth drugs or truth serum: داروی روانگردانی است که به منظور گرفتن اطلاعات از افرادی که میل به گفتن آنها ندارند استفاده می شود
6- برای توضیحات بیشتر به http://smostaghaci.persianblog.ir/post/308 مراجعه شود.
7- بر اساس کتاب Secrets and Lies نوشته Gordon Thomas
8-Marionette Syndrome
9- Imperial Conditioning
10-Conditioned Stimulus Response Sequences
منابع (...) :
1. David L. Carrico, The Egyptian Masonic Satanic Connection, 1992
2. Walter H. Bowart, Operation Mind Control, Flatland Editions, 1994, p. 216
3. Martin Cannon, Mind Control and the American Government, Prevailing Winds Research, 1994, p. 19
4. Linda Hunt, Secret Agenda, St. Martin’s Press, 1991
5. Final Report of the Select Committee to Study Governmental Operations, U.S. Senate, April 1976, p. 337
6. Ibid, p. 390
7. John Marks, The Search For The Manchurian Candidate, Times Books, 1979, pp 60-61
8. Final Report of the Select Committee to Study Governmental Operations, U.S. Senate, April 1976, p. 391
9. Mark Phillips and Cathy O’Brien, Project Monarch, 1993
10. Barbara G. Walker, The Woman’s Dictionary of Symbols and Sacred Objects, Harper Collins, 1988
11. Marshall Cavendish, Man, Myth and Magic, 1995
اخیراً فرقه کابالای درهالیوود نفوذ جدی کرده است و نسل جدید جهانی را با سحر و سکس و خشونت و ترس در دامن توهمات و خلسه هنر صهیونیستی،انداخته است و با پیوستن بسیاری از چهرههای بنام عالم فحشا و فوتبال و فریب به این فرقه، بعد تبلیغاتی خاصی بدان بخشیده است. البته برخی کابالیستهای قدیمی و علمای یهودی ضدصهیون ...
بررسی خطرناکترین تفکر شبه معنوی در گفتوگو با نویسنده کتاب «اسطورههای صهیونیستی در سینما»
زهرا چیذری | اگرچه حضرت موسی (ع) به عنوان پیامبری اولوالعزم برگزیده شد، تا هدایتگر قوم بنی اسرائیل باشد؛ اما پس از آن حضرت و در قرون و اعصار بعدی، دین آسمانی یهود و کتاب تورات دچار تحریف شد، به گونهای که با ظهور حضرت مسیح (ع) بخشی از یهودیان نه فقط ایشان را نپذیرفتند، بلکه در برابر این پیامبر الهی ایستادند. کمکم یهودیت دچار مادهگرایی شد، اما دوباره با تأثر از برخی مکاتب عرفانی و فلسفی یونان و مصر و روم و بابل باستان، به جریانهای معنوی و نوعی مکاتب صوفیانه ورود پیدا کرد و بعدها در قرن 13 میلادی، با ترکیب یهودیت و این مکاتب صوفیانه باستانی، جریان انحرافی کابالا(قبالا) شکل گرفت. کابالیستها بیشتر بر اعتقادات آخرالزمانی و مسیحگرایی خاص و شیطان شناسی و جادوگری و حروفگرایی و ضدیت با اسلام و دنیاگرایی و ورود به سرزمین موعود و تشکیل حکومت جهانی یهودی و میل به تسلط سریعتر بر جهان، پافشاری میکنند. اما متأسفانه با پیدایش صهیونیسم، ایناندیشهها نفوذ جدی تری در میان بسیاری از یهودیان دنیاطلب کرد. امروزه با ورود به عصر معناخواهی بشر و خستگی از ماشین و تکنولوژی و مدرنیته، دستگاه فرقه سازی صهیونیسم نیز میکوشد تا معناگرایی مورد نظر خویش را در میان ابنای آدم بسط دهد و بنابراین فرقههای انحرافی میان جوامع مختلف، توسط صهیونیستها رواج داده میشود.
در این بین، تأثیر و نقش تصوف یهودی قبالا بسیار چشمگیر است. از سوی دیگر شکلگیری ابزاری مانند رسانه بهترین امکان برای ترویج و القای افکار انحرافی در اختیار صهیونیستها قرار داد. این خاصیت رسانه است که به عنوان یک ابزار در خدمت بشر در آمده و صاحبان و سردمدارانش از این ابزار به بهترین وجه ممکن برا ی القای اهداف خود بهره میبرند و در این میان، صهیونیستها به عنوان حاکمان رسانه در دنیای امروز این ابزار را برای القا و گسترش فرقههای ساختگی و مدعی عرفانهای نوپدید و انحرافی به کار گرفتهاند. به گونهای که شاید در کمتر فیلم، انیمیشن یا بازی رایانهای باشد که نشانههای قبالا را مشاهده نکنیم. برای آشنایی بیشتر با تصوف یهودی، ریشههای شکلگیری این جریان مدعی معنویت و نقش ابزار سینما در ترویج این عرفان، به سراغ محمد حسین فرج نژاد، نویسنده کتاب «اسطورههای صهیونیستی در سینما» رفتیم تا از منظر وی این مسئله را واکاوی کنیم. وی طلبه درس خارج حوزه علمیه قم و فارغ التحصیل رشته اقتصاد و فلسفه غرب است و مطالعاتی در زمینه سینما، دین شناسی و تاریخ داشته است. آنچه در پی میآید، حاصل گفتوگوی ماست.
ریشههای کابالا (قبالا) یا همان تصوف یهودی از کجا سرچشمه میگیرد؟
از آنجایی که دین یهود، یک دین آسمانی و ابراهیمیبوده، بحث عرفان نیز در کنارش مطرح بوده است؛ اما دین مردمان بنی اسرائیل، پس از حضرت سلیمان به انحراف اساسی کشیده شد. تا حوالی میلاد حضرت مسیح(ع) یعنی حدود 2هزارسال پیش، سازمان یهود از دست مؤمنان خارج شده و به سمت منافقان بنی اسرائیل که بیشتر در قبیله یهودا بودند، کشیده شد. به گونهای که با آمدن حضرت عیسی مسیح علیه السلام، در مقابل ایشان ایستادند. بنابراین تأملات عرفانی از ابتدا با ادیان ابراهیمیهمراه بوده است، اما و پس از میلاد مسیح، یهودیت به مادهگرایی شدید دچار شد در نتیجه از مباحث عرفانی آن کاسته شد. دنیاگرایی و رباخواری و آزار پیامبران خدا و لجاجت یهودیان در آیات بسیار زیادی از قرآن کریم آمده است.
پس از فراز و نشیبهای فراوان در یهودیت تحریف شده و آمیختگی آن با مضامین مشرکانه میترایی و گنوسی و یونانی(هلنیسم) و رومی(پاگانیسم) و جادوگرایی و شیطانگرایی مصر و بابل باستان، این دین از خط اصیل و دینی که حضرت موسی(ع) آورده بودند، دور شد. در اوان مسیحیت، مکتب عرفان عرشی(معسه مرکابا/ مرکاوا) و تصوف گنوسی یهود و مکتب عرفانی معسه برشیت(درباره رازهای خلقت) در میان یهودیان کم کم رایج شد. در همین زمانها، عناصر جادویی و اندازه گیری کاخهای الهی و حدود قامت خداوند(شیعور قوما) به صراحت در برخی کتب انحرافی عرفانی یهودی پدیدار شدند که مخالفتهایی نیز از جانب برخی علمای مسیحی و یهودی با آنها شد. در قرون وسطی، نوعی حسیدیگری نیز در آلمان و شرق اروپا پدید شد و همراه با افسانههایی از خلق موجودی زنده توسط برخی عرفای یهود به نام گولم، در میان مردمان رایج شد. اما عرفان منسجم یهودی، ضمن تأثیر پذیری از تمام موارد گفته شده، تحت تأثیر برخی مکاتب صوفیانه و عرفای مسلمان و مسیحی از قرن سیزدهم میلادی در شبه جزیره ایبری یااندلس که محل تعامل فرهنگی میان اسلام و مسیحیت و یهودیت بود، به وجود آمد. نوشته شدن کتاب زوهر در سال 1286م. در انسجام و گسترش قبالا نقش بسزایی داشت.
در جنگهای صلیبی، از سالهای1091 تا 1291م. ثروتمندان یهودی و مسیحی از طرف اروپا برای تصرف بیت المقدس به مسلمانان حمله کردند. جنگهایی که با وجود طولانی بودن و آسیبهای زیاد به مسلمانان، اما به دلیل نیروی جهاد و شهادت طلبی آنان موفق نبودند. این مسئله یهودیان را برآن داشت تا به نام دین، مکتب معنوی را در بین مردمشان به وجود بیاورند. به این صورت یک عرفان حماسی دنیا طلبانه همراه با برتری نژادی یهود سبب شکلگیری مباحث انحرافی در عرفان یهود شد. در واقع عرفان یهودی جدید در اواخر جنگهای صلیبی شکل گرفته و عرفانی بود که سیاست در آن اشباع شده بود. بخش عظیمی از عرفان یهودی در مقابله با مسلمانان و بیرون راندن آنها از سرزمین موعود، یعنی مکانی به مرکزیت بیت المقدس کنونی یا همان اورشلیم اختصاص دارد.
بنابراین شکلگیری این جریان مدعی معنویت، برای سوء استفاده از فطرت الهی انسان و به کارگیری این فطرت برای مقاصد سیاسی بوده است؟
قبالای اولیه، ابتدا در شبه جزیره ایبری(اسپانیای امروز) و جنوب فرانسه شروع شد و سپس به ایتالیا کشیده شد. پس از جنگهای صلیبیو شکست یهودیان و مسیحیان دنیاطلب و جنگطلب از مسلمانان، آنان به فکر انسجام بخشیدن به تودههای مردم اروپا افتادند تا راحتتر بتوانند با سوء استفاده از دین، اروپاییان را در مسیر اهداف مادی و ضد اسلامیخود بسیج کنند و ضربات محکمیبه جهان اسلام وارد کنند. در این بین،اندیشههای التقاطی تصوف یهودی که متأثر از اساطیر و شرک یونان و روم و مصر و ایران و بابل باستان بود، محمل خوبی برای رسیدن به این هدف بود. با نوشته شدن کتاب «زوهر» حوالی سال 1286م. قبالا به صورت جدی و منسجم در آمد و از جنوب اروپا به سمت شمال گسترش پیدا کرد. پس از آن نقش هلند و انتشاراتیهای هلندی پروتستان و پیوریتن که از نظر فکری مسیحیانی بودند که به یهودیت بسیار نزدیک بودند، در بسط کابالیسم بسیار چشمگیر بود. حوالی قرون15 به بعد، رسالات متعدد کابالیستی در هلند و سراسر اروپا منتشر شد وحتی طرح روی جلد این رسالهها، طرحهایی در ضدیت با مسلمانان، کار شده بود.
ریشه خصومت برخی یهودیان صهیونیست با مسلمانان از کجا سرچشمه میگیرد؟
علاوه بر دشمنی تاریخی اینان با جریان حق و ظلم ستیز و همچنین کینههایی که از جنگهای صلیبیبه دل دارند، روحیه استکباری و خودپسندی جمعی و نژادپرستی را نیز باید مورد توجه قرار داد. نگاه حریصانه یهودیان و قبالائیان به سرزمین استراتژیک فلسطین و ممالک خاورمیانه، ریشه در تورات تحریف شده دارد،در واقع یهودیان، بیتالمقدس را سرزمین و پایتخت اسطورهای خود میپندارند و شعارشان از نیل تا فرات است و مطابق بعضی متون و گفتههای بزرگانشان، پا را از این هم فراتر گذاشتهاند و اسرائیل بزرگ را از مصر تا شیراز میدانند و این به طور قطع، مقدمه ساز حکومت جهانی یهود در آخرالزمان قبالایی-یهودی است. اخیراً فرقه کابالای درهالیوود نفوذ جدی کرده است و نسل جدید جهانی را با سحر و سکس و خشونت و ترس در دامن توهمات و خلسه هنر صهیونیستی،انداخته است و با پیوستن بسیاری از چهرههای بنام عالم فحشا و فوتبال و فریب به این فرقه، بعد تبلیغاتی خاصی بدان بخشیده است. البته برخی کابالیستهای قدیمی و علمای یهودی ضدصهیون، با این جعلیات جدید در تصوف یهودی مخالفند؛ ولی بوقهای تبلیغاتی صهیونیان، به فکر منافع ارباب خویشند نه مصونیت ادیان از انحرافات.
مبانی قبالا درباره خدا و خلقت چیست؟ آنها چه نگاهی به معاد و آخرالزمان دارند؟
تجسم خدا، حضور خدا در بین قوم خود، انسانگونگی خدا، قدرت کم خدا و قدرت زیاد شیطان در این جهان؛ میراث یهودیت منحرف برای قبالاست. این مطالب، از بندهای متعددی در اسفار آفرینش و خروج و سایر کتب مقدس یهودی بر میآید. اساطیر عجیب ملل باستان در بحث خلقت، تأثیر جدی در عرفان شیعورقوما(تعیین حدود قامت خداوند) و معسه مرکاوا (اندازه گیری کاخهای الهی) و معسه برشیت(رازهای خلقت) و گنوسیسم یهودی داشته است. تفکرات مسیح گرایانه و آخرالزمانی و منجیگرایی با غلبه تفکرات گنوسیان(غنوصیه) و یهودیت انحرافی ماده گرا به همراه تقابل خیر و شر، نیز در آثار کابالایی با شدت بیشتری ملاحظه میشود. آنها معتقدند که قوم یهود، برترین نوع بشر هستند و باید با غلبه بر شیاطین در سرزمین موعود و اسارت مسلمانان، دولت یهودی را در ارض موعود ادعایی، پایه گذاری کنند تا زمینه تکمیل خلقت و ایجاد بهشت زمینی و تأسیس پادشاهی جهانی داوودی یهود، ایجاد شود. پاگانیسم و چند گانه پرستی و شرک باستان و دوخداگرایی با تأکید بر قدرت شیطان و شرگرایی، حلولگرایی و پانتئیسم(همه خداگرایی) و دئیسم(خدای بازنشسته و نافی شریعت و پیامبری) و کم شدن قدرت خدا و حاکمیت بشر یهودی بر سرنوشت جهان و گنوسیسم(ثنویت، دو مبدأ خیر و شر در آئین گنوسی و زردشتیگرایی و ریاضت کشی برای رهایی روح از بدن و آخرالزمان و فرجام شناسی گنوسیستی) از دیگر باورهای آنهاست.
قبالا ایدههای دیگری هم دارد؟
میل به تسلط بر عالم از طریق فهم رازهای آن و یافتن راههای میانبر برای حاکمیت مطلب یهود بر جهان، سحر و جادوگرایی و علوم غریبه و تکیه بر اساطیر و اوهام خاورمیانه و اروپا، ریاضیات قبالایی و حروفگرایی و علوم کمیو ریاضیاتی برای تسلط بر عالم را در این فرقه میتوان دید. تلاش اسطورهای کابالیستها برای حیات بخشیدن به توده خام گلی یا چوبی یا فلزی و تولید موجودی به نام «گولم» برای بسط قدرتشان در میان مردمان، نیز در داستانهای عامیانه شرق اروپا و سینما نفوذ جدی دارد. آنها زن را تحقیر میکنند و در برخی فرقههای قبالا او را با شیطان هم سنخ میدانند و بر مسائل جنسی و سکس افراطی و موسیقیهای مهیج و خضوع در مقابل شیطان مؤنث یا مذکر، تأکید دارند. سبک معماری و طراحی اینان، استقلال ندارد و به شدت از معماری فراعنه و قیصرها و پادشاهان دنیاپرست، یونان و مسیحیت تأثیر پذیرفته است. محوریت توسعه تمدن مادی نیز مورد توجه اینان است. علاوه بر این مطالب، بر راز آمیز بودن دین و توجیه تأویلات هرمونتیکی و قرائات متعدد طبق میل عالمان قبالایی تأکید دارند؛ چرا که این طبیعی به نظر میرسد که برای توجیه دنیاخواهی و تحریف دین و بردن ادیان الهی به سمت منافع زرسالاران جهان، باید قرائات متعدد به رسمیت شناخته شود. تأکید بر تقدس ذاتی و برتری زبان عبری بر سایر زبانها و تلاش برای کشف اسرار درونی حروف عبری و کلمات تورات، نیز به وفور در اساطیر قبالایی و سینما و هنر غرب جدید دیده میشود که ریشههای جدی قبالایی دارد.غیبگرایی و تأکید بر وجود انرژیها و موجودات متافیزیکی که به جز افراد انتخاب شده و قابلیت دار یهودی، نمیتوانند آنها را درک کنند نیز از دیگر مبانی فکری آنها در قبال خدا و شیطان و دنیای شر است.
آیااندیشههای یهود با تصوف یهودی متفاوت است؟ این تفاوتها چیست؟
شاید پاسخ به این سؤال ساده نباشد. توجه داشته باشید که یهودیان حدود 3700 سال تاریخ دارند و تأثیر و تأثر زیادی بر دنیای پیرامون خود داشتهاند. البته به دلیل اقلیت بودنشان در میان حکومت فرعون و بابل و ایران، فرهنگ مستقلی نداشتهاند و تأثیرات زیادی از فرهنگهای غیرالهی گرفتهاند. همچنین کمی بیش از هزار آیه قرآن درباره یهودیان و دنیاپرستی اکثریت آنان میباشد. اما باز تصوف یهودی، انحرافات بیشتری نسبت به یهودیت دارد. در ابتدای شکل گیری قبالا، خاخامهای فقه گرا با التقاطهای صریح آن با شرک و گنوسیسم و فلسفههای غیر دینی مخالف بودند، اما در حال حاضر، بسیاری از خاخامهای یهودی، گرایشات قبالایی دارند، گرچه باز هم مخالفتهایی وجود دارد. تصوف یهودی و سپس کابالیسم مسیحی به صورت منسجم، پس از پایان جنگهای صلیبیبرای شکست مسلمانان از جانب بوقهای تبلیغاتی زرسالاران یهودی ومسیحی اروپا، رواج داده شد. خصوصاً از قرن پانزدهم و شانزدهم، این تبلیغات بیشتر شد. اکنون رسالههای کابالیستی منتشر شده در قرن شانزدهم و بعد از آن موجود است که به صراحت مسلمانان را به صورت شیاطینی سوار بر اسبهای سیاه در تقابل با سپاهیان خیر که همان یهودیان و مسیحیان کابالیست هستند، تصویر کرده است.
یهودیان ضدصهیونیست، این دید قبالایی- صهیونی که میگوید تصرف سرزمین موعود، زمینه ساز قیام موعود یهود است، را نقد میکنند و غصب فلسطین را قبل از قیام مسیح بن داوود(موعود یهود)، از اشتباهات جدی آخرالزمان سازی صهیونی-قبالی میدانند. تعداد یهودیان ضد صهیونیست متأسفانه آنچنان زیاد نیست و امکانات تبلیغی معتنابهی ندارند و امروزه قرائتهای صهیونی-کابالی بر هنر و سیاست غرب، غلبه کامل دارد. ضمن اینکه گرچه بین یهود و صیونیسم تفاوت میگذاریم؛ اما با آغاز شکلگیری صهیونیسم و تسلط آن بر رسانههای بزرگ جهان، بسیاری از یهودیان و حتی مسیحیان، طرفدار آن شدند و در واقع تعداد یهودیان ضد صهیونیست، بسیار کم است و این عده کم نیز مورد آزار جدی صهیونیستها هستند، حتی برخی از آنها به دلیل نقد صهیونیستها یا اسطوره هولوکاست یا سایر اساطیر جعلی صهیونی، ازکارهایشان اخراج شدهاند و زندان و تبعید شدهاند و شعارهای آزادی در غرب را معنا کردهاند. در کشورهای اروپایی و امریکایی مدعی آزادی و پیشرفت، حتی برخی از اساتید بزرگ دانشگاه، از تدریس برکنار شدهاند یا به زندان یا جریمههای کلان مالی محکوم شدهاند.
صهیونیستها چه اختلاف نظرهایی با یهودیان دارند؟
حدود 110 سال پیش، صهیونیسم، توسط سرمایه داران ظالمی چون خاندان یهودی روچیلد بنا شد. در واقع صهیونیسم، حاصل تلاش برخی خاندانها و گروههای نیمه مخفی سلطه طلب و انحصارطلب و مادهگرای یهودی چون روچیلد و فراماسونری بود که برای بسط تسلط خود بر جهان، نیاز داشتند که از یهودیت و مسیحیت موجود نیز سواری بگیرند؛ بنابراین با سوء استفاده از یهودیت و تورات منحرف موجود، آن را بیش از گذشته با قرائتهای قومی و تفاسیر دنیاطلبانه و برجسته سازیهای مادی در رسانهها مطرح کردند و حتی مسیحیت را نیز با تفاسیر عهد عتیقی و توراتی توسط افرادی چون اسکوفیلد، ذیل سلطه نگاه خود درآوردند. مسیحیت صهیونیستی، حاصل چنین تلاشی است. یهودیان و مسیحیان زیادی مخالف آن بودند و هنوز هم برخی با صراحت تأکید دارند که صهیونیسم با سوء استفاده از دین یهود، بنا دارد به اهداف قومی و مادی خود برسد. یکی از علمای یهودی ضدصهیون همیشه در مجامع جهانی این شعارش را تکرار میکند که «صهیونیسم، ارتداد از یهودیت است». متقابلاً صهیونیستها، اینان را اساساً یهودی نمیدانند.
دانشمندانی از مسیحیان کاتولیک و برخی پروتستانها و یهودیان هستند که با چنین تفاسیری از تورات و انجیل موجود مخالفند و عَلَم مبارزه با صهیونیسم و تفاسیر خاصش از کتب مقدس را بلند کردهاند. اما متأسفانه اینها در رسانههای جهانی نفوذ آنچنانهای ندارند
آیا تئوری آرماگدون در راستای همین تفکرات آخرالزمانی است؟ لطفاً دیدگاه قبالا درباره آخرالزمان و فرجام بشر را دقیقتر بیان بفرمائید.
در اساطیر واپسین روزگار قبالایی آمده است که در آخرالزمان، یهودیان دولت الهی اسرائیل را در سرزمین موعود به پایتختی بیتالمقدس(اورشلیم) تأسیس میکنند و همه مردم دنیا به یهود که قوم برگزیده خداست، خدمت خواهند کرد. در واقع حتی معاد نیز در یهودیت و به تبع آن در تصوف یهودی، دچار تحریف شده و قائل به معاد مادی هستند. اما تئوری خشونت بیحد و حصر و نبرد بزرگی که در منطقه «تپه شریفان» در شمال غرب بیت المقدس بین سپاهیان خدا و ارتش شیاطین رخ میدهد، از ساختههای ذهن صهیونیستهای متأثر از قبالاست. «تپه شریفان» در لغت عربی، همان «هَرَّ مجیدون» است که غربیها آن را «آرماگدون» یا همان «صحرای مگیدون» گویند. آنها ادعا میکنند ما قبالائیان، سپاهیان خدا هستیم که صهیونیستهای مسیحی نیز در کنار ما میجنگند و مسلمانان، ستون فقرات ارتش شیطان هستند. این مفهوم را مستقیم یا غیر مستقیم، در فیلمها و مستندهای بسیار زیادی مانند اُمگا کد و پایان روزگار و آرماگدون و طالع نحس و پسرجهنمی و ارباب حلقهها و هریپاتر و 300 و پیشگوییهای نوسترداموس درباره2012 و نیز به تصویر کشیدهاند. در این فیلمهای منجی آنگلوساکسون یا یهودی در برابر شیاطین میایستد و جهان را میرهاند. جالب است بدانید تا کنون، با نامهایی شبیه آرماگدون و پایان روزگار، بعضاً حدود بیست و چند فیلم و مستند تولید شده است.
آیا صهیونیستها هدف خاصی را از طرح چنین موهوماتی پیگیری میکنند؟
قطعاً صهیونیستهایی که اکنون اکثریت قریب به اتفاق ابرشرکتهای چندملیتی و مجتمعهای صنعتی- نظامیرا در اختیار دارند، نیاز دارند که با ترساندن مردم جهان، روح آنها را به هم بریزند و با توهم پراکنی، ذهن جهانیان را آشفته کنند تا عملیات مهندسی و کنترل ذهن آدمیان را انجام دهند و کالاهای خود را به خورد آدمیان ترسیده و مصرفگرا بدهند. علاوه بر اینکه تداوم حیات چپاولگرانهای که مجتمعهای بزرگ تسلیحاتی نیاز دارند، با کوبیدن بر طبل جنگ بزرگ، میسر میشود. اکثر قریب به اتفاق این ابر مجتمعها، صهیونیستی هستند و در امریکا و انگلیس و سپس روسیه و فرانسه، با مالیاتهای مردم مستضعف و سحر شده این کشورهای ظاهراً متمدن، در حال ادامه حیات هستند. دولتهای این کشورهای اشغال شده توسطاندیشههای استعمارگرانه صهیونیست که بازیچه دست ثروت سالاران یهودی و صهیونیست هستند، مالیاتهای مردم را به این ابرشرکتها میدهند و بدهیهای خود را بدانها افزایش میدهند و تورم و گرانی و بحران اقتصادی را برای مردم خود به دنبال میآورند و در مقابل، این صهیونیان خبیثند که قلدرتر میشوند. البته سنت الهی است که این روش تداوم ندارد و انقلاب اسلامیایران، شروع افول این معادله نابرابر بوده است.
تصوف یهودی نگاهی متفاوت به شر و شیطان دارد. کمی در این باره توضیح دهید.
در تصوف یهود، بر خلاف فلسفه اسلامی و مسیحی و یهودی، شر را وجودی میدانند و وجه تاریک جهان را دارای قدرت ویژه معرفی میکنند. در فلسفه اسلامیو مسیحی و یهودی، شر به «عدم خیر» معرفی میشود. یعنی شرارت ذاتی در جهان، وجود عینی ندارد و این نکتهای پیچیده است که تأمل جدی در آن، راه گشاست. اگر با تأمل فلسفی و عمیق، سینمای وحشت و ترس و خشن غرب را ببینید، دیوها و اجنه و شیاطین و شرورانی که قدرتشان حتی بعضاً از خدا هم بالاتر است را میبینید. این مطلب به شدت متأثر از نفوذ کابالا در غرب مدرن است. آنها، شیطان را قدرتمند میدانند و شیطانگرایی و شیطان پرستی و مخالفت جدی با مسلمانان و مسیحیان به مثابه یاران شیطان و محور شیطانی در جهان را در تفکراتشان میتوان دید.
مسلمین در این نگاه شرگرایانه چه جایگاهی دارند؟
در جلد پنجم دایرهالمعارف یهود، یهودیت و صهیونیسم نوشته دکتر عبدالوهاب المسیری میخوانیم در برخی متون کابالیستی که ضدیت با اسلام در آنها موج میزند، کاملترین مصداق سیترا اهرا یا شیطان، مسلمانان و حکومت اسلامی(کلیپت) میباشد. کاملاً مشخص است که چنین مطالبی متأثر از موفقیت مسلمانان در جنگهای صلیبی و نفوذ آنان تا جنوب آلمان و فرانسه تا قرن هیجدهم به تصوف منحرف یهودی وارد شده است. این ضدیت مبنایی با اسلام، امروزه هم درهالیوود موج میزند و سابقهای دراز دارد. فیلمهایی چون 300 و ارباب حلقهها و جنگیر که شرقیها و سپاهیان فیل سوار مسلمین را در جبهه شیطان قرار میدهند و همچنین آثاری چون مستند2012 و فیلم امگاکد2 و ... که مسلمین را در جبهه شر قرار میدهند، متأثر از این فضا هستند.
برخی میپندارند که ضدیت با اسلام مقطعی و گذراست در صورتی که واقعیت همان است که بیان شد و ضدیت با اسلام در بسیاری از فرقههای قبالا تئوریزه شده است. در نظریه رسمیکتاب زوهر که شاید مهمترین کتاب تصوف یهودی است گفته شده که شر از یکی از صفات خدا یعنی عدل سرچشمه میگیرد ولی نمیتواند جزو ذات خدا باشد و این از تناقضات تصوف یهودی است. سامائل یا شیطان مؤنث، در آخرالزمان ادعایی یهود، قلمرو سیترا اهرا را نابود میکند و نور روشن بر نور ظلمانی غالب میشود. مؤسسان تصوف یهودی در اسپانیای قرن 13 و مؤسسان امریکایی شیطانگرایی و شیطان پرستی در قرن بیستم، همگی از خاندان لاویان که همان قبیله «لاوی» است هستند. اینها فامیلهایی چون «کوهن» و «لافی» و «ابولافی» و «لوی» نیز دارند و از سرمایه داران و زرسالاران صهیونیست محسوب میشوند. اکثر فیلمهایی که مبانی شیطانگرایی را تقویت میکنند نیز از حمایت شدید این سرمایه داران کابالایی و صهیونیست برخوردارند و قطعاً بدون وجود این پیشینه قبالایی هرگز شیطانگرایی در جهان جدید رشد نمیکرد. شیطانگرایی زیر مجموعه جدی کابالاست و ماسون گری و سایر فرقههای مخفی اعتقادی و اقتصادی و سیاسی شرگرا نیز از سمبلها و مبانی قبالا سیراب شده است و در خدمت آرمانهای دنیاطلبانه یهودیت ثروت سالار بوده است.
دلیل انتخاب سینما و هنر و ادبیات برای گسترش و ترویج عرفانهای کاذب چیست؟در واقع هنر چه ویژگیای دارد که از آن به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف صهیونیست به کار رفته است؟
سینما جامع هنرهای پیش از خودش است و تأثیر گذاری زیاد سینما دارد. پس از ورود سینما به عرصه هنر، مسیحیت بااستفاده ابزاری از سینما ترویج خود را گسترش داد و در واقع بهرهبرداری از سینما به نفع مذهب، از آغاز پیدایش این هنر و صنعت آن همراه بوده است. ظهور ابتدایی سینما در قسمتهای شرقی امریکا بود و از سال 1920به بعد،هالیوود در غرب امریکا با سرمایه گذاری یهودیان شکل گرفت و بعدها یهودیان از سینما برای ترویج عرفان یهودی به شکلی گسترده بهرهبرداری کردند. در واقعهالیوود در آغاز یهودی زاده شد و کم کم تمام سینمای امریکا و حتی قسمت اعظم سینمای اروپا و برخی بخشهای سینمای شرق را آلوده به انحرافات و قدرت طلبیسران صهیونیست کرد و امروزه بیش از 80 تا 90 درصدهالیوود زیر سلطه صهیونیسم متأثر از قبالاست.
تصوف یهودی و اساطیر یهودی- صهیونی با کدام تکنیکها در فیلمهای سینمایی وارد شدهاند؟
فیلمهایی مانند «ده فرمان» که در آن حضور جدی اسطورههای صهیونیستی را شاهد هستیم. بعد از سال 1948م. به طور جدیتری اسطورههای صهیونی وارد سینما شدند. اما حضور عرفان یهود به عنوان معناگرایی متمرکز، از حدود 30 سال پیش، با ورود به عصر جدید معناطلب بشر و گرایش کلی دنیا به سوی سینمای معناگرا به شکلی جدی و به طور ویژه به سینما تزریق شد. شخصیت «گولم» در فیلمهایهالیوودی نمونهای از ورود عرفان یهودی به دنیای سینماست. گولم موجودی است که از خاک مرطوب یا گل یا چوب یا فلزی توسط خاخام یا عارف یهودی ساخته شده و به زبان عبری بر روی پیشانی اش کلمه ایمت «
Emet»نوشته میشود این کلمه که در عرفان یهود اسم اعظم خداست و با نوشته شدن این کلمه بر پیشانی این موجود، او زنده شده و در خدمت خاخام یا عارف یهودی در میآید و خواستههای یهودیان را روی زمین انجام میدهد و در نهایت زمانی که بخواهند این موجود بمیرد روی پیشانی اش کلمه «met» که به زبان عبری به معنی مرگ است، نوشته شده و او میمیرد یا «E» ابتدای کلمه اسم اعظم برداشته میشود. فیلمهای زیادی با محوریت این موضوع ساخته شده از جمله مجموعه فیلمهای صامت «گولم» اثر «پل وگنر» که چند فیلم سلسلهای است و مشهورترین فیلم «او چگونه به دنیا آمد» اثر گوس که در سال 1920 ساخته شد. در سال 1936 کارگردانی به نام «جولین دویویر» فیلمیبه همین نام یعنی گولم ساخت. مجموعه پویا نمایی «فراتر از بتمن» که در این فیلم گولن حریف بتمن است و یک هیولایی به نامGLM که در واقع حروف اختصاری کلمه گولم است وجود دارد و توسط انسانی کنترل میشود. یکی دیگر از مفاهیمیکه صهیونیستها در سینما و حتی شعر و ادبیات برآن تأکید دارند مسئله سامیستیزی یا یهودی ستیزی است و از این طریق میخواهند تئوری دروغین هولوکاست را تبلیغ نمایند. شاید بتوان از فیلم هری پاتر به عنوان شاخصترین اثر سینمای آخر الزمانی قبالی نام برد.
مجموعه کتب هری پاتر که هفت جلد هستند، با تبلیغات سرسام آور شبکههای بزرگ رسانهای غرب به تیراژی حدود 400 میلیون رسید و اثر زیادی در میان نوجوانان جهان گذاشت. صهیونیستها معتقدند در آخرالزمان شیاطین که به تعبیر آنها مسلمانان هستند بر سرزمین موعود، به مرکزیت بیت المقدس غالب میشوند و یهودیان با وجود مظلومیت، سرزمین موعود را نجات خواهند داد و در واقع تسلط بر سرزمین موعود، مقدمهای برای تسلط بر جهان خواهد بود.
چه راهکارهایی برای تأمین فکری و فرهنگی جامعه در هجوم عرفانهای انحرافی وجود دارد؟
در این زمینه لازم است که برنامه ریزی استراتژیک و جامعی صورت بگیرد. قطعاً این حوزه و دانشگاه هستند که کشور را به جلو میبرند و برنامهریزی و ساماندهی و اجرای تمام امور در یک کشور، از نهادهای آموزشی آن و همچنین آموزشهای غیر رسمی مانند تلویزیون و هنر سرچشمه میگیرد.
شاید در اولین گام باید مراکز حوزوی و مطالعاتی و استراتژیک و پژوهشی مختلف در کشور، به مطالعات عمیق و تاریخی و فلسفی پیرامون این فرقهها و راهکارهای مقابله و کنترل آنها و شیوههای انتقال ادبیات غنی اسلامی- عرفانی را به نسلهای جدید بیابند. امروزه در عصر پسامدرن که بشر از شرور ماشینیسم و آلودگیها و ضعفهای تکنولوژی خسته شده است،اگر ما بکوشیم، معنویت ناب اسلامی- شیعی جهان را در مینوردد. قطعاً عقلانیترین و زیباترین مکاتب عرفانی در جهان اسلام و در مکتب اهل البیت (علیهم السلام) به منصه ظهور رسیدهاند و امروز باید با رجوع به اصل خویش، ره گم نکنیم و جهان را بدین سمت فراخوانیم و از بند استعمارگران روح و ذهن برهانیم. در قدم دوم باید ریشههای سکولار و پوزیتیویستی علوم انسانی را که به تعبیر مقام معظم رهبری، ذاتاً منحرف و ماهیتاً مضر هستند، شناخت و به دانشجویان و دانش آموزان شناساند و در راه اصلاح نظام آموزشی قدم برداریم. مدرسه و دانشگاه عقلانیت و اجرای امور جامعه را به دست دارد و اصلاح آن، اصلاح جامعه است. بصیرت افزایی و ارائه جذاب میراث غنی فکری و عرفانی اسلام باید سرلوحه مراکز آموزشی ما باشد. باید مراکز آموزشی ما جوانان را واکسینه کنند و با روشنی بخشی به ذهن مردمان، روح آنان را در مقابل هجوم خفاشان سیه دلی که دل در گرو غارت قلب و مغز جوانان دارند، بیمه کنند. در قدم سوم باید هنر و رسانههای تصویری و مکتوب و تمام نهادها و ابزارهای آموزش غیر رسمی را به خدمت درآوریم و با استراتژی و بینش عمیق، آنها را در مسیر حق، راهبری کنیم. نقش هنرمندان و ورزشکاران در راهبری قلبیجامعه، بسیار مهم است. الحمدلله آثار خوبی تاکنون تولید شدهاند که تأثیرات شگرفی در جهان داشتهاند. شما تأثیر فیلمهایی چون یوسف، مریم مقدس و مختارنامه را دست کم نگیرید. ولی هنوز گروهی از هنرمندان و ورزشکاران، صاحب نگاههای نافذ و جامع و استراتژیک نشدهاند. امید که هنرمندان ما از شر تعصبات لیبرالیستی و نگاههای روشنفکرمآبانه برهند و در مسیر اسلام ناب، به تولید آثار فاخر و ماندگار بپردازند که اگر چنین شود، جهان معنویت خواه کنونی نیز همراه ما خواهد بود.
پایگاه اطلاع رسانی جوان



راست می گویم. حجاب محدودیت دارد و یکی دوتا هم نیست محدودیتهایش. حجاب نمی گذارد، یک دختر به هر روشی که دوست داشت و عشقش کشید، تیپ بزند. حجاب مانع این می شود، دختر به هر گونه ای که خواست، وارد اجتماع شود. حجاب نمی گذارد که دختر در هر رشته ورزشی وارد شود و قهرمان گردد، چرا که برخی از رشته ها را نمی توان با حجاب انجام داد. دختران بدحجاب راحت تر می توانند کار پیدا کنند و درامدی کسب کنند، چون فضای بسیاری از شغل ها و کارها، برای یک دختر باحجاب مناسب نیست.
یک دختر، هرگز نمی تواند با حفظ حجاب کامل و رعایت حلال و حرام خدا ستاره سینما شود، امکان ندارد. دختر، بدون حجاب زیباتر است، پس حجاب، جلوه گری دختر را محدود می کند. حجاب در گرمای تابستان آزاردهنده است، نیست؟ در راه رفتن و از پله بالا رفتن هم راحتی دختر را محدود می کند. و دهها محدودیت دیگر دارد این حجاب نازنین. مگر می شود اینها را منکر شد؟
بسیاری از دخترانی که از حجاب فراری اند و آن را محدودیت می دانند، منظورشان از محدودیت همین هاست و حق دارند که آن را محدودیت بدانند، واقعا مگر حجاب محدودیت نیست؟ هزاری هم که شعار بدهیم، و شعر بگوییم که حجاب محدودیت نیست، این حقیقت بدیهی را نمی شود انکار کرد. قبول کنید.
جانم به ایده تربیتی خدا که فرمود: (إلا الذین آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر) تا نشان دهد که عمل به حق مکافات و محدودیت دارد. و کسانی که همدیگر را به حق توصیه می کنند، باید همدیگر را به صبر و شکیبایی بر تلخیها و محدودیتهای مسیر حق نیز توصیه کنند. و همه باید بدانند که مسیر حق جای فرزندان مادر (بچه ننه ها) نیست. بر حذر باش که سر می شکند دیوارش.
چرا حجاب را به عنوان وسیله ای راحت و آرایش دهنده! و بسیار لذت بخش و بدون هیچ گونه مکافات، معرفی می کنیم، تا دختران و زنانی که چنین حسی نسبت به آن پیدا نمی کنند، رهایش کنند و به آن تن ندهند؟
تعارف را رها کنیم و راست بگوییم که حجاب هم مثل هر وظیفه و تکلیف دیگری سختی های خود را دارد، ولی آدم نمی شود آن کس که همواره از سختیها فرار کند و هیچ محدودیتی را نپذیرد. محکم بگوییم که حجاب محدودیت است، ولی تنها فرق انسان و حیوان این است که انسان برای رسیدن به کمالش قدرت محدود کردن خود را دارد، اما حیوان ندارد.
به نظر می رسد که این روش، بهتر باشد و با قرآن سازگارتر. خدا نیز در قرآن تعارف را کنار گذاشته و راحت از سختی نماز گفته است، تا کسی فکر نکند که نماز راحت الحلقوم است. خداوند بیخود و بیجهت از روش تربیتی لقمان را تأیید نکرد. لقمان کاربلد بود و می دانست چگونه فرزندش را تربیت کند. به او گفت: نماز را بپا دار و به معروف امر کن و از منکر بازدار و بر آن چه بر تو آمد صبر کن. "یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَک" [لقمان: 17] در این صورت هر مشکلی که بر سر راه فرزند می آید، او را از مسیر حق خسته نمی کند، چرا که همه مشکلات موجود در مسیر حق را طبق قاعده می داند.
البته می دانم که در مسیر حق با همه مشکلاتش بیشتر خوش می گذرد. و انسان مؤمن در همین دنیا نیز بهره بیشتری از سعادت دارد. ولی نباید از مشکلات و مکافات و محدودیتهای مسیر حق را ندید گرفت و منکر شد.
به قلم: حجت الاسلام سید مقدام حیدری
منبع : صراط نیوز
آنتوان لاوی ، کسی است که نامش با شیطان پرستی امروزی گره خورده ؛ چرا که او کلیسای شیطان را در آمریکا راه اندازی کرده است و بر اساس روایت های مختلف ، انسان عجیب و متوهمی بوده است
آنتوان لاوی کلیسایش را با هیچ و پوچ و تنها بر اساس حرف ها و موعظه هایش ساخت و توانست پیروان و فریب خورده ای هم برای خودش دست و پا کند ؛ تا جایی که در زمان مرگش ادعای داشتن هزار پیرو را داشت ؛ عددی که با وجود تبلیغات و هیاهوی او و فرقه اش ، چندان هم زیاد به نظر نمی رسید . اما پایه گذار کلیسای شیطان سرگذشت عجیب و غریبی دارد که از شدت دروغگویی و اختلالات شخصیتی او حکایت می کند .
اما آنتوان لاوی قبل از اینکه کلیسای شیطان را راه بیندازد و این موعظه های عجیب و غریب را بکند که بود و چه چیزی او را به این سمت و سو کشاند ؟ در این باره اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد و البته با خودتان فکر نکنید مثل سرگذشت همه آدم های معروف و مشهور . نه ! یکی از دلایل اصلی این همه روایت های متفاوت و عجیب و غیر قابل باور درباره زندگی این شخص در حقیقت خود اوست که دو زندگینامه - بیوگرافی - متفاوت درباره خودش نوشته ؛ انگار که خودش هم درباره زندگی ای که گذرانده شک داشته است . یکی از زندگینامه هایی که آنتوان در سن 44 سالگی و در سال 1974 نوشته " انتقام جویی شیطان " نام دارد . این نوشته پر است از موارد عجیب و فهرستی از کارهای او در لباس یک گرگ گمشده . زندگینامه دیگر او " رازهای زندگی شیطان " است که در سال 1990 نوشته شده ؛ یعنی زمانی که لوی 60 ساله بوده . این زندگینامه نوشته ای خیالی است از زبان زنی به نام بلانچ بارتر که زمانی با آنتوان لاوی رابطه نامشروع داشته است . لوی علاوه بر این دو زندگینامه ای که برای خودش نوشت ، مدام به حرف ها و ادعاهایش در دهه های مختلف زندگی اش اضافه می کرد . جالب اینکه قضیه به همین جا ختم نمی شد و مخالفان لوی هم افسانه ها و افتراها و وقایع عجیب و غریب دیگری را به زندگی او اضافه می کردند که خواه ناخواه او را عجیب تر از آنچه بود نشان می داد . آنچه در ادامه می آید از میان همه آن اطلاعاتی انتخاب شده که به نظر نزدیک تر به واقعیت زندگی او بوده اند .
بقيشو اينجا بخونين ...
به گزارش مشرق، وبگاه خبری نتورک ورلد اعلام کرد محققان سازمان پروژههای تحقیقاتی پیشرفته جاسوسی آمریکا موسوم به یارپا (IARPA) در نظر دارند تا دست به ساخت نرمافزاری متشکل از استعارهها بزنند، البته نه فقط در مورد زبان انگلیسی بلکه در مورد زبانهای فارسی، اسپانیایی و روسی.
این سازمان علت این کار را این چنین اعلام کرده است: «استعاره از زمان ارسطو ابزاری بلاغی و یا شعری بوده است که ویژگی خاص و خلاق هر زبان محسوب میشود، مانند: وقت طلاست. در طول 30 سال گذشته، بررسیها نشان داده است که استعاره در زبان روزمره فراگیر بوده و نشان میدهد که مردم یک فرهنگ خاص چگونه دست به تعریف و فهم جهان پیرامون خود میزنند».

گروهی که قرار است دست به انجام این کار بزند بیان داشته است که این برنامه:
· مشخص میسازد مردم چگونه در مورد مسائل پیچیده فکر کرده و استعاره چه تأثیری بر عقاید آنها دارد؛
· پیچیدگی معنای مرتبط با موضوع را از طریق تسخیر یا بیان الگوها، کاهش میدهد؛
· معانی و جهانبینیهای آشکار و استنتاجی گروهها یا افراد خاص را نشان میدهد: ویژگی ناهمخوانیهای موجود در مسائل اجتماعی و تباین اهداف سیاسی؛ بیان ماهیت ظاهری و باطنی گروههای اجتماعی و سیاسی، و فهم مشکلات و درگیریهای روانی.
در نهایت این که این برنامه باید دست به تولید روششناسی، ابزار، فنون و نیز سامانه اولیهای بزند که بتواند استعارههایی را شناسایی کند که بینش لازم در مورد عقاید فرهنگی را در اختیار میگذارد. این برنامه همچنین باید در ایجاد چهارچوب نظاممندی کمک کند که بتوان استعارههای مرتبط با ابعاد مختلف یک مشکل تحلیلی را سازماندهی کرد و دست به ایجاد گنجینهای از استعارهها بزند که در آن تمامی استعارهها و اطلاعات مربوط به آن برای دسترسی و استفادههای آتی ذخیره شده باشد.
یارپا در مورد این برنامه اظهار کرده است: «برای اینکه سیاستگذاران بتوانند در جهان ارتباطات و تعاملات جهانی موثر باشند، باید مفاهیم و جهانبینیهای بین اعضای دیگر فرهنگهای مورد نظر را درک کنند. با این حال، شناخت هنجارهای فرهنگی، چالشی بزرگ است، زیرا این هنجارها صورتی پنهان دارند. ما تنها هنگامی متوجه آنها میشویم که در تضاد با هنجارهای دیگر فرهنگها قرار بگیرند. این تفاوتها میتواند ناراحتی و ناکامی را به همراه بیاورد و میتواند منجر به تفاسیر ناقص در مورد نیت یا انگیزه دیگران شود. «برنامه استعاره» از استعارههای مورد استفاده دیگر فرهنگها بهره خواهد برد تا بتواند به بینش درونی هنجارهای فرهنگی دیگر کشورها دست یابد».
این برنامه به دو فاز تقسیم شده است که در کل شامل 60 ماه میشود و قرار است در نوامبر 2011 (آبان 90) آغاز به کار نماید.
در تحقیقات دولتی مسئله درک زبان از اهمیت خاص و ویژه بالای برخوردار است. سال گذشته آژانس پروژههای تحقیقاتی پیشرفته دفاعی آمریکا موسوم به دارپا (DARPA) اعلام کرد که میخواهد در خصوص چگونگی تأثیر داستانها و حکایتها بر رفتار انسان دست به تحقیق و بررسی بزند. از این رو، این آژانس در اواخر فوریه 2010 دست به برگزاری کارگاهی به نام «داستانها، علوم عصبشناسی و فناوریهای تجربی: تجزیه و تحلیل حکایتها در بافتهای امنیتی» زد.
دارپا در این مورد بیان کرده است: «داستانها تأثیری قدرتمندی بر پندار و کردار انسانها دارند. آنها حافظه را تحکیم بخشیده، به احساسات شکل داده، به ذهنیات و تعصبات در قضاوتها اشاره داشته، بر تمایزات درونگروهی و برونگروهی تأثیر گذاشته، و بر مضامین بنیادین هویت شخصی تأثیر میگذارند. جای شگفتی نیست که این تأثیرات سبب میشوند تا داستانها رابطه زیاد و مستقیمی با آزرده ساختن چالشهای امنیتی همچون رادیکالسازی، بسیج خشونت اجتماعی، یاغیگری و تروریسم، و منع و رفع درگیری داشته باشند. لذا، درک نقش داستانها در یک بافت امنیتی موضوعی بسیار مهم و حساس است».
برای دانلو فایل پیدیاف این برنامه اینجا کلیک کنید.
تهران- خبرگزاری قدس(قدسنا)
همواره رژیم صهیونیستی از آخرین تکنولوژی روز دنیا برای ادامه اقدامات تروریستی خود علیه ملتها و دولتهای منطقه و جهان استفاده کرده و در سالهای اخیر علاوه بر بکارگیری سلاحهای کشتار جمعی و بمبهای لیزری و خوشه ای و ده ها نوع سلاح ممنوعه دیگر برای کشتار هر چه بیشتر و دقیق تر ملت فلسطین و ملتهای منطقه، اخیرا این رژیم به سلاح فیس بوک روی آورده است.
شاید خیلی ها ندانند که این شبکه اجتماعی توسط گروهی از افراد که غالبا اسرائیلی و حامیان رژیم صهیونیستی هستند، اداره و به حیات خود ادامه می دهد. آخرین پژوهش ها و بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که رژیم صهیونیستی برنامه های راهبردی زیادی برای بهره برداری استراتژیک از سایت فیس بوک تدوین و برنامه ریزی کرده است. این در حالی است که تعداد استفاده کنند گان از این سایت مشهور روز به روز گسترده تر می شود و کار کسب اطلاعات برای سرویس های اطلاعات خارجی بویژه سازمان تروریستی "موساد" رژیم صهیونیستی راحت تر شده است.
به گزارش قدسنا در گزارش زیر نمونه ای از اقدامات صهیونیستها برای اغفال و سوء استفاده از مردم دنیا و بویژه جوانان دختر و پسر از طریق سایت فیس بوک ارائه خواهد شد.
این گزارش بر اساس انچه در روزنامه مصری "روزالیوسف" در شماره روز سه شنبه (هفت ژوئن 2011) منتشر شده برای خوانندگان عزیز عینا نقل می شود:
تحقیقات کارشناسان و صاحبنظران دنیا در خصوص بکارگیری فیس بوک از سوی سرویسهای جاسوسی رژیم صهیونستی نشان می دهد که این رژیم سایت یاد شده را برای سلب امنیت کشورهای اسلامی و بویژه مخالفان این رژیم از جمله جمهوری اسلامی ایران، سوریه، حزب الله لبنان، حماس، جهاد اسلامی، و به شکست کشاندن انقلاب های اخیر منطقه بویژه انقلاب ملت مصر طراحی کرده است.
اخیرا گروهی از هکرهای مصری توانسته اند وارد صفحه "موساد" اسرائیل بر روی شبکه فیس بوک شده و در یک عملیات تحقیق و بررسی چند روزه از کاربران فعال در این صفحه، گوشه ای از اهداف پلید این سازمان جاسوسی را برای عموم منتشر کنند.
روزنامه «روزالیوسف» نوشت: درصفحه اول سایت موساد شعار جالب این سازمان جاسوسی نوشته شده است. آنجا که می خوانیم :"تنها از راه فریب دادن دیگران می توان به نفع خود جنگی به راه انداخت" .
این شعار نمایانگر ارزش به راه انداختن جنگ و خونریزی در نزد صهیونیستها در تمام نقاط جهان برای رسیدن به اهداف و مشغول کردن ملتها جهت چپاول ثروت انهاست. این روزنامه در گزارش خود به مطالب جالب و خواندنی در مورد صفحه موساد بر روی فیس بوک برای جلب مزدوران اشاره می کند و می نویسد: شاید بسیاری از افرادی که از سایت های وابسته به موساد نظیر فیس بوک استفاده می کنند تا آخر هم ندانند که در خدمت اهداف اسرائیل در حال فعالیت هستند و لزوما همه آنها مزدور به تمام معنی کلمه شاید نباشند اما اطلاعاتی که در اختیار سرویس جاسوسی اسرائیل (موساد) قرار می دهند برای این سازمان بسیار ارزشمند و استراتژیک می باشد.
پس از ورود به صفحه موساد بر روی فیس بوک و در قسمت معرفی سایت به زبان عبری آمده است: "این سایت برای نظامیان، نیروهای اطلاعاتی و عوامل اسرائیل و تمام کسانی که به صورت شبانه روزی جهت حفظ امنیت اسرائیل به شکل سری دردنیا فعالیت می کنند و نیز برای اینکه شما بتوانید با آنها گفتگو و از روشهائی که انها جهت کشتن تروریستها به کار می گیرند با خبر شوید، راه اندازی شده است. این افراد ارزش این را دارند که از آنها تشکر کنید و به صحبت انها گوش فرا دهید. همچنین این سایت ویژه گروه (کیدون) گروهی که کار اصلی ان به قتل رساندن دشمنان اسرائیل در جهان است می باشد... اگر شما دوست دار اسرائیل هستید وارد سایت شوید و از انها به خاطر کارهایشان تشکر کنید".
در این گزارش آمده است : مدیراداره این سایت اسمی به نام "موتی" که یک اسم مشهور در (اسرائیل) به شمار می رود برای خود انتخاب کرده است. در زیر قسمت اعضای سایت تعداد 21 نظامی دیده می شود که این تعداد به گروه «کیدون» اشاره می کند. این گروه در ایام خیزش انقلابی ملت مصر مسئولیت برهم زدن امنیت و بحرانی کردن اوضاع مصر برای بدنام کردن انقلابیون مصری را داشتند و همچنین برای ممانعت از پیروزی انقلاب 25 ژانویه درمصرفعالیت می کرد.
در ادامه گزارش می خوانیم: تعداد مزدورانی که با "موساد" از طریق این سایت در ارتباط هستند، 3121 نفر که از بین انها 192 جاسوس از کشورهای عربی می باشند. نکته جالب این است که این افراد اسمهای نمادین فریبنده ای برای خود انتخاب می کنند تا فعالیت خود را برای دیگران توجیه کنند. از بین این افراد شخصی بنام (ائتلاف انقلاب مبارزه مسالمت امیز) و نیز فرد دیگری با استفاده از نام (ائتلاف انقلاب آوریل مصر) سعی دارند جوانان مصری را نسبت به دل بستن به آینده انقلاب خود دلسرد کنند. بر اساس تحقیقات صورت گرفته معلوم شد که فرد اول تا بحال توانسته است با صدها نفر از جوانان مصری عضو فیس بوک ارتباط برقرار سازد و افکار انحرافی فراوانی در خصوص ضرورت حفظ روابط مصر و اسرائیل و دوری از جمهوری اسلامی ایران با آنها رد و بدل کند. به اعتقاد کارشناسان، این عضور تلاش دارد از این طریق طرفدارانی برای معاهده به اصطلاح (معاهده صلح) بین مصر و اسرائیل که در زمان رژیم سابق به امضای طرفین رسیده بود، برای استمرار آن جلب نماید. این درحالی است که اکثر کسانی که با این فرد به گفتگو می نشینند از هویت حقیقی آن با خبر نیستند.
عوامل جاسوسی اسرائیل در این سایت با بکار گیری تمام امکانات و از جمله تسلط بسیار قوی به زبان عربی و لهجه های مختلف این زبان تلاش دارند در حد گسترده ای از کسانی که به زبان عربی صحبت می کنند استفادهای اطلاعاتی کنند.
بنا بر گزارش امنیتی (اسرائیل) این سایت به صورت شبانه روزی از سوی تعدادی از کشورهای عربی رصد می شود و اطلاعات رمزگذاری شده بر روی این سایت را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهند. اطلاعات بدست امده نشان می دهد که بسیاری از کسانی که با این سایت در ارتباط هستند از کشورهای حوزه خلیج فارس، شمال افریقا و کشورهای افریقایی عربی می باشند.
روزنامه روزالیوسف در گزارش خود در مورد این سایت می افزاید: از بین این جاسوسان(3121 نفر) 119 نفر هندی، 207 نفر از کشورهای چین و کره، 13 نفر دارای هویت اسرائیلی، 200 نفر در کشور روسیه، 10 نفر در یونان و بقیه افراد در کشورهای ترکیه، کشورهای اروپائی و امریکا با موساد از طریق این سایت در ارتباط هستند. با بررسی این اطلاعات می توان گفت که رژیم صهیونیستی فعالیت خود را نه فقط در کشور مصر، بلکه تقریبا در تمام جهان عرب گسترش داده است و هدف از این کار بر اساس نظرات کارشناسان مسائل امنیتی ضربه زدن به انقلابهای منطقه بویژه انقلاب ملت مصر است. یکی دیگر از اهداف موساد از گسترش فعالیت خود، ممانعت از به پیروزی رسیدن دیگر انقلابها مانند انقلاب ملتهای بحرین، یمن، لیبی، و تحرکات مردم عربستان سعودی بر ضد خاندان سلطنتی آل سعود به شمار می آید. زیرا که رژیم های حاکم بر این کشورها روابط سری بسیار مستحکمی با رژیم صهیونیستی دارند و ادامه حیات این رژیم بدون حمایت این کشورها غیر ممکن خواهد بود.
نویسنده گزارش روزنامه " روزالیوسف" در مورد ساعات فعالیت این سایت نوشته است " با مراقبت شبانه روزی سایت معلوم شد که این سایت در طول ساعات شبانه روز فعال است و از سوی یک گروه حرفه ای بروز رسانی می شود. از این رو بدون هیچ شک این سایت یکی از مهمترین عناصر ارتباط نیروهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی با عوامل آنها در دیگر کشورها به شمار می رود. با ادامه بررسی ها و کنترل ها هر از چند گاهی نوشته ها و متنهائی بر روی ان ظاهر می شود که معنی و مفعوم نا مشخصی دارد که حاکی از ارسال پیامها و برقراری ارتباط با عناصر فعال با موساد در نقاط مختلف جهان برای هدایت آنها می باشد. کنترل چند روزه فعالیت یکی از عناصر این سایت که نام خود را «ائتلاف انقلابی آوریل مصر» گذاشته بود، نشان می دهد که این شخص با گروه زیادی از افراد درکشوهای مختلف عربی و از بین آنها 100 عضو وابسته به جوانان انقلاب 25 ژانویه در ارتباط بوده است. این در حالی است که هیچ کدام از آنها در جریان نیستند که آنها با شخصی که وابسته به عناصر سازمان موساد است، در ارتباط هستند. وی با تسلط کامل بر زبان عربی و با بهره گیری از تکنیک های قومی گرائی هر گونه شک و حساسیت در خصوص شناسائی ماهیتش از سوی کاربران را از خود دور ساخته است. در پیامهای کوتاهی که این شخص با افراد مورد نظر خود ارسال می کند سطح بسیار بالائی از عشق به مصر و مردم آن دیده می شود.
جالب است بدانید که افرادی که کار بررسی و کنترل چند ماهه این سایت تجسسی را بر عهده گرفته اند، با بکارگیری امکانات پیشرفته و مدرن توانسته اند به این اطلاعات دست یابند . کاری که از عهده اشخاص عادی استفاده کننده از فیس بوک خارج است و به همین دلیل اکثر کاربران این سایت قادر به شناخت گردانندگان اصلی آن و ماهیت فعالیت آنها نیستند و به همین دلیل گرفتار نقشه های آنها می شوند. روزالیوسف در این زمینه می افزاید: کاری که ما در این زمینه برای رسیدن به این اطلاعات به کارگرفتیم با استفاده از آخرین تکنولوژی ها و بهرگیری از نیروهای متخصص در تجزیه و تحلیل داده ها و متخصصان امنیت شبکه بوده است و پی بردن به مسائل اسرار امیز سایت مزبور بدون استفاده از این امکانات برای هیچ کس امکان پذیر نیست.
بر اساس اطلاعات منتشر شده در تاریخ 11 می سال 2011 مجله «تکنولوژی اسرائیلی» و اطلاعات درز رفته از سوی شرکت (سایمانتیک) که یک شرکت متخصص در زمینه ویروس های کامپیوتری و نفوذ و هک کردن سیستمهای کامپیوتری در سراسر دنیااست نشان می دهد که سازمان اطلاعات آمریکا و موساد اسرائیل لحظه به لحظه برای کنترل فعالیت کاربران اینترنتی کشورهای عربی و بویژه انقلابیون مصر در فاصله زمانی ماه اکتوبر تا 25 ژانویه سال 2011 یعنی روز پیروزی انقلاب ملت مصر و نابودی نظام مبارک، بصورت فشرده فعالیت کاربران را تحت نظر و کنترل خود قرار داده بودند. به طوری که با این عملیات مخفیانه ماموران موساد و CIA آمریکا در این مدت توانسته اند اطلاعات تمام افرادی که در این مدت اقدام به ارسال پیام از طریق سایت فیس بوک کرده بود و نیز اطلاعات محرمانه کاربران را بدست آورند.
روزالیوسف در ادامه گزارش خود به بررسی ماهیت یکی دیگر از جاسوسان موساد به نام نمادین " ائتلاف انقلاب مبارزه مسالمت امیز" پرداخته است و پس از تلاشهای فراوان معلوم شد که این فرد نیز همانند دیگر عوامل موساد توانسته است تعداد 97 نفر را همراه خود سازد. جالب اینجاست که بخش اعظم این افراد از بین دختران مصری، تونسی، کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای عربی شمال افریقا هستند.
در ادامه گزارش جالب است بدانید که این سایت اسرائیلی توانسته است افرادی از سازمان جاسوسی آمریکا " CIA" را نیز همراه خود سازد به طوری که آنها در نوشته های خود بر روی این سایت از همان نقشه های اسرائیلی ها در گمراه کردن افراد و دروغ پردازی ها از قبیل ضرورت مبارزه با به اصطلاح مسائل تروریست جهانی و لزوم یافتن راه حل برای به اصطلاح این معضل بهره می گیرند. اما در ادامه صحبتها مشاهد می شود که آنها در مورد انقلابیون مصری و حضور انها در میدان التحریر مصر (میدان ازادی) و اطلاعات اسرائیل در مورد این اشخاص صحبت به میان می آید.
در این اتاقهای بحث و گفتگو گاهی حتی برای گمراه کردن و رسیدن به هدف ممکن است از آشپزی و آشپزخانه صحبت شود ولی عجیب این است که به یکباره موضوع سخن از این موضوع به چگونگی انجام یک نقشه که به مرگ فوری یک مخالف منجر می شود منتقل می گردد. این موضوع صحبتهای دو نفر از عوامل موساد و " CIA" می باشد. در ادامه فعالیت رصد این سایت، گروه ویژه، فعالیت یکی دیگر از عناصر وابسته به " CIA" را مورد بررسی قرار می دهد. در این میان تعقیب این فرد نشان می دهد که وی از یکی از عناصر موساد می خواهد تا اطلاعاتی در مورد یکی از جوانان انقلاب 25 ژانویه مصر به او بدهد. پس از چند دقیقه عنصر موساد لیست کاملی از انقلابیون میدان التحریر برای این عضو " CIA" در اختیار او قرار می دهد. این افراد از بین کسانی هستند که وی توانسته بود از راه های مختلف آنها را فریب دهد و به اصطلاح در لیست دوستان خود اضافه کرده بود. با بررسی دقیق این سایت و آشنائی با فعالیت اعضای آن انسان به کلی شگفت زده می شود و از نقشه های آنها برای قتل و کشتار و حذف مخالفان در سراسر دنیا به شگفت می آید و نفرت از نقشه های غیر انسانی صهیونیستها تمام وجود انسان را دربر می گیرد. تجسس و کنترل افراد از راه های مختلف و بویژه با بکارگیری سایت فیس بوک از سوی سرویس های آمریکا و رژیم صهیونیستی مساله ای است که هیچ گونه اطلاعاتی حتی در روزنامه های آمریکا که ادعای نشر حقایق می کنند، نمی توان در مورد آنان وجود ندارد.
مترجم: سعید شاوردی
به گزارش فارس، شبکه تلویزیونی امبیسی (mbc) عربستان سعودی با پخش برنامهای به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) توهین کرد.
پایگاه خبری وطن در این خصوص با اشاره به توهین «طارق حبیب» روانپزشکی که در برنامه این شبکه در حال سخن درباره شخصیت پیامبر اکرم بود، تاکید کرد که وی به شخصیت رسول خدا توهین کرد.
وطن نوشت: هنوز موج خشم مردمی از طارق حبیب به دلیل اظهاراتی که در آن مدعی شده بود مردم شمال و جنوب عربستان متعلق به دیگر کشورها هستند، فروکش نکرده است که در اظهاراتی جدید، شخصیت پیامبر اکرم را «ناقص» توصیف کرد.
حبیب که در قالب روانشناس در حال سخن گفتن درباره ازدواجهای پیامبر اکرم با حضرت خدیجه (س) و عایشه بود، مدعی شد که علت ازدواج رسول اعظم با حضرت خدیجه که از لحاظ سنی، سالها از ایشان بزرگتر بود، [نعوذ بالله] احساس نقص و کمبود شخصیت پیامبر اکرم به مهر مادری بود زیرا ایشان (ص) خیلی زود مادر خود را از دست داد و ایشان با این ازدواج خواسته است تا این حس کمبود را جبران کند.
این سخنان توهینآمیز که در قالب سخنان روانشناسانه و از شبکه وهابی سعودیها پخش شد، بدون واکنش نمانده است و دکتر ولید الرشودی در مقالهای با نام «طارق حبیب شخصیت خودت ناقص است» تاکید کرد که «والله انسان از چنین تحلیل منحرفی تعجب میکند که چگونه شریعت را میفهمند؟ چگونه کسی که خدا وی را سرپرستی کرده است درباره او قضاوت میشود وقتی که خدا میفرماید «ألم یجدک یتیما فآوى».
در حالی که کشورهای غربی به بهانه آزادی بیان به پیامبر اکرم (ص) توهین میکنند و شاهد سکوت نهادها و جوامع مسلمان هستند، امروز مسلمانان باید شاهد این باشند که در سرزمین وحی و زادگاه رسول خدا، در مجموعه شبکههای سعودی امبیسی، به ساحت پیامبر اکرم، بسادگی توهین شود و شخصیت کاملترین انسان روزگار ناقص توصیف شود.
به گزارش فارس، مهمترین عناوین روزنامههای امروز آمریکا به شرح زیر هستند:
نیویورک تایمز:
-ازدواج همجنسبازی در نیویورک قانونی شد
-انفجار خودروی بمبگذاری شده در بیمارستانی در افغانستان دهها کشته بر جای گذاشت
واشنگتن پست:
-فرماندار نیویورک قانون ازدواج همجنسبازان را امضا کرد
-مجلس نمایندگان آمریکا مداخله نظامی اوباما در لیبی را رد کرد
-60 کشته حاصل انفجار بمب در افغانستان
واشنگتن تایمز:
-سوروس و گروههای لیبرال به دنبال جایگاههای ارشد انتخاباتی در ایالتهای دارای آرای شناور
-مجلس نمایندگان با طرح جنگی اوباما در لیبی مخالفت کرد
-ازدواج همجنسگرایان در نیویورک قانونی شد
لسآنجلس تایمز:
-همجنسگرایان نیویورک مجوز قانونی برای ازدواج دریافت کردند
-انفجار بمب در نزدیکی بیمارستانی در افغانستان قربانی گرفت
-پلیس آریزونا: هک اداره پلیس میتواند ایمنی کارکنان را به خطر اندازد
یو اس ای تودی:
-ازدواج همجنسگرایان در نیویورک قانونی شد
-تغییرات شبکه برق ممکن است ساعتها را مختل کند
وال استریت ژورنال:
-چین اوراق بهادار مجارستان را میخرد
-انگلیس در اندیشه کاهش بیشتر نیروهای خود در افغانستان است
حضور تعدادی از بابیان در انجمنهای مخفی در کنار چهرههای شاخص فراماسونری و عضویت تعدادی از آنها در فراموشخانه ملکم و لژ بیداری در دوره قاجار و در آستانه مشروطه، حکایت از همنوایی این دو جریان با هم دارد
با دستگیری و اعدام باب و وقوع حوادث خونین در ایران (در خلال سالهای 1264 و 1265ق) نظیر ترور آیت الله شهید ثالث و آشوب در نقاط مختلف ایران (مازندران، زنجان و نیریز) مقارن با سالهای نخست سلطنت ناصرالدینشاه، اوضاع کشور بسیار آشفته شد و حمایت پنهان و آشکار بیگانگان از عناصر شورشی، بر پیچیدگی اوضاع افزود. اما اقدامات قاطع امیرکبیر در سرکوب غائله، عرصه را بر آنها تنگ کرد و توانست موج ناآرامیهای ناشی از شورش مسلحانه بابیان را مهار کند. اتباع باب که بعد از اعدام او بر سر جانشینی دچار درگیریهایی شده بودند در 1268ق ناصرالدینشاه را با هماهنگی برخی از سران حکومت نظیر میرزا آقاخان نوری ترور کردند که البته به جایی نرسید و توطئهگران (از جمله حسینعلی بهاء) دستگیر شدند. حمایت جدی سفارت روسیه و شخص سفیر، پرنس دالگوروکی، از بهاء باعث شد که او همچون یک تحت الحمایه روس از زندان و اعدام نجات یافته و در 1269 تحتالحفظ به بغداد منتقل شود. بهاء با همکاری برادرش (یحیی صبحازل) که او نیز خود را به بغداد رسانده بود موفق شد بابیان را گرد خود جمع کند و به فعالیتهایسوء خویش ادامه دهد. در فاصله 1270ــ1280ق اتفاقات مهمی در ایران رخ داد که از جمله آنها میتوان به واقعه تجزیه هرات و افغانستان از ایران، تأسیس فراموشخانه فراماسونری ملکم خان و انحلال آن، ورود مانکجی لیمجی هاتریا (رئیس سازمان اطلاعاتی انگلیس در ایران) به کشورمان در 1270ق و ملاقاتش در 1280ق با حسینعلی بهاء در بغداد اشاره کرد.
با سرخوردگی بابیان از عدم موفقیت در سرنگونی قاجاریه و آشنایی آنها با افکار و تحرکات اعضای محفل فرهنگی مانکجی نظیر شاهزاده جلالالدین میرزا، آخوندزاده، میرزا ملکمخان، میرزا حسینخان سپهسالار و...، تغییراتی در روش فکری ایشان به وجود آمد و آنها با افکار ماسونی و لیبرالی آشنا شدند. بابیان در ادرنه با افکار آخوندزاده (یعنی همان بالگونیک فتحعلی آخوندوف: دستیار نایب السلطنه روسیه در قفقاز اشغالی، و یکی از مروجین فراماسونری در ایران) آشنا شدند. آنان با دیدن مکاتیب جلالالدوله و کمالالدوله اثر آخوندوف پی بردند غیر از دعاوی باب، حرفهای دیگری نیز از جمله افکار ضددینی آخوندوف و ملکم وجود دارد که در ایران رواج یافته است. نفوذ سپهسالار و ملکم در حلقه اطرافیان ناصرالدینشاه به آنان آموخت که اگر راه شورش مسلحانه مسدود است، از راه دیگر هم میتوان به مقصود رسید.
آنان با تدوین کتاب «تاریخ جدید» که صورت اصلاح شده «تاریخ قدیم» بابیان بود واژههای تند بر ضد شاه قاجار و برخی عوامل حکومت را حذف یا تعدیل کردند و در عوض، همصدا با امثال آخوندوف، حملات پیشین خود به روحانیت را شدت بخشیدند. آنها با استفاده از روش ملکم و آخوندزاده، دست به تألیف رسالههای جدیدی مانند مقاله سیاح یا رسالات دیگری به تقلید از روش رساله «شیخ و رفیق» زدند. ملکمخان مؤسس فراموشخانه در ایران با حسینعلی بهاء ارتباطاتی داشت. بر طبق گزارش رکنالدوله به امینالسلطان در 1308ق، ملکم در عکا با بهاء دیدار و مذاکره داشته است.1 عباس افندی نیز بعدها طی نوشتهای تلویحاً از زحمات ملکم تقدیر و از اینکه دوستانش حق او را پاس نداشتند اظهار تأسف میکند.2
بقيشو اينجا بخونين ...
پایگاه آمریکایی آلترنت با بیان اینکه آمریکا را دیگر نباید کشوری مسیحی دانست، تصریح کرد: هر آمریکایی به این موضوع آگاه است اما کسی آن را رسماً بیان نمیکند!
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از جهان، پایگاه اطلاعرسانی آمریکایی آلترنت در گزارشی تصریح کرد که آمریکا را دیگر نباید کشوری مسیحی دانست؛ چرا که تعداد مسیحیان در این کشور از تعداد بیدینان و ملحدین کمتر است.
«آدام لی» نویسنده این مقاله تاکید کرده است که هر آمریکایی به این موضوع آگاه است اما کسی آن را رسماً بیان نمیکند!
وی تصریح کرده است که هر چند مسیحیت علیالظاهر همچنان دین رسمی آمریکاییهاست اما این کشور دیگر کشوری سکولار است و نه تنها به مسیحیت بلکه به هیچ دینی تعهدی ندارد.
نویسنده مقاله ضمن نقل قول از یک کارشناس چنین جلوه میدهد که در آمریکا نه تنها دیگر به دین اعتقادی ندارند بلکه حتی معجزات پیغمبران و اصل وجود خدا نیز برای آمریکاییها زیر سوال رفته است.
آلترنت تصریح کرده است که اکنون این سوال در ذهن هر آمریکایی وجود دارد: «آیا من باید به خدا معتقد باشم و آیا رئیسجمهور آمریکا باید دیندار باشد؟»
گفتنی است، سقوط اعتقادی جامعه آمریکا خود را در سقوط اخلاقی نشان داده است تا آنجا که این کشور از نظر آمارهای امور غیراخلاقی دچار وضعیت بسیار نامناسبی است.
بولتن نیوز: اگر نگاهی اجمالی به بازار محصولات فرهنگی کشور بیاندازیم، شاهد تکرار روندی هستیم که بارها توسط خیلی از دلسوزان انقلاب و فرهنگ اسلامی-انقلابی این مملکت تذکر داده شده، اما تغییری در روند موجود اتفاق نیفتاده و همچنان باد از جهت مخالف میوزد:
بازار کتاب ما پر است از رمانهایی که سبک زندگی امریکایی را ترویج میدهند و آثار علوم انسانی که همچنان معارف غربی را در قالب مسائل روانشناختی، جامعهشناسی، سیاسی و اقتصادی به خورد مردم میدهند.
سینمای ما را در بازۀ زمانی یک ساله نگاه کنید. چندتا فیلم دینی-انقلابی روی پردهها نقش بسته؟ چندتا فیلم این چنینی در دست تولید و یا آمده بخش است؟ نکتۀ قابل توجه در این بین، رسم و رسوماتی است که در این بلبشوی فرهنگی روی کار میآید. منظورم همین رسم فرش قرمز فیلمهاست که تبدیل به سالن مانکن شده. اصولاً وقتی سخن از سینما به میان میآید نمیشود از تلویزیون غافل ماند. آنچه که در فیلمهای تلویزیونی و سریالهای آن است کجا و آن هنری که باید حامی پابرهنگان تاریخ بشریت باشد کجا؟
سری به سالنهای تئاتر بزنیم. جوّ این نوع هنر که همیشه روشنفکر زده بوده و هست. اگر بشود توقع داشت سالانه در سینما یکی-دو تا فیلم داشته باشیم که با آرمانهای ما همخوانی داشته باشد، این توقعمان را در عرصۀ تئاتر باید خیلی پایینتر از این حرفها بیاوریم. و این وضع در شرایطی است تئاتر زیربنای هنرهای نمایشی محسوب میشود.
اوضاع هنر موسیقی هم خیلی خوب نیست. نمیدانم میتوانیم آثاری که در بخش موسیقی سنتی تولید میشود را جزء آثار نزدیک به ارزشهای دینی-ملی خود قلمداد کنیم یا نه؟ اگر خوشبینانه این قضیه را بپذیریم، ولی نمیتوانیم به راحتی از قید انواع موسیقی مدرنی که در کشورمان رایج است بگذیرم. آنچه که به طور رسمی در بازار محصولات موسیقی است، حقیقتاٌ از آرمانهای انقلاب اسلامی فاصله دارد زیرا محتوای آن شده شکستهای عشقی و عقدههای شخصی و چشم و آبروی هزار بار آرایش شدۀ دلبر. البته نمیتوانیم از کنسرتهایی که توسط همین خوانندههای رسمی در اقصی نقاط کشور برگزار میشود بگذریم چون آدم را یاد کنسرتهای گوگوش و داریوش در دبی میاندازد. و بماند هزارن قطعه موسیقی زیر زمینی که طرفدارانش خیلی بیشتر از موسیقی رسمی کشور و به تبع اثرش عمیقتر است.
خدا پدر استاد فرشچیان و بعضی از شاگردان و مریدان ایشان را بیامرزد که تا حدی آبروی نگارگری اسلامی-ایرانی را حفظ کردهاند. اما افسوس که ایشان در اقلیتاند. گالریهای نقاشی پر است از آثاری که تحت تأثیر سبکهای گوناگون غربی بوده و مولد نهیلیسم و پستمدرنیسم هستند. اما کلاً این همه تولیدات فرهنگی در عرصۀ نگارگری کجا و آرمانهای انقلاب اسلامی کجا. حتی به جرأت نمیتوان خیلی از آثار استاد فرشچیان را نیز دارای بار انقلابی دانست، هرچند متأثر از معارف دینی باشد، زیرا نوعی عرفان منزوی و گوشهگیری مقدس را در خود جای داده. نگاه کنید به عصر ظهر عاشورا: عاشورایی که به قول شهید مطهری دو وجه دارد؛ یکی مظلومیت و یکی حماسه و باید نگاه حماسی به آن داشت. اما این تابلو پر است از مظلومیت و شکست، در حالی که عاشورا اوج اقتدار اسلام است.
به نظر نمیآید اوضاع سایر بخشهای هنری بهتر از این باشد، چون مشکلی عام در مجموعۀ فعالیتهای هنری کشور ما وجود دارد که اصلاً نمیگذارد شرایط از اینی که هست به شرایط مطلوب تغییر کند و آن مشکل، برخلاف دیدگاههای رایج که درون نقشههای دشمنان جستجو میشود، اتفاقاً در درون خود جریان حزبالله دیده میشود و زمینه را برای دسیسهسازیهای بدخواهان فراهم میکند و آن غفلت عمومی مردم حزبالله ما از ورود به این عرصههاست.
فارغ از عرصۀ شعر و شاعری انقلاب اسلامی که با توجه به عنایات خاص مقام معظم رهبری از پیشرفت قابل ملاحظهای برخوردار شده، چند نفر از دوستان مذهبی و انقلابی ما حاضر به ورود خود و نزدیکانشان به سایر عرصههای هنری هستند؟ چند نفر از دوستان ما حاضرند در کنار سایر فعالیتهایی که انجام میدهند، چند سالی را برای نوشتن یک رمان اختصاص دهند؟ یعنی در ابتدا در این بخش احساس تکلیف کنند و بعد بروند آموزش ببینند و سپس شروع به نوشتن و باز نویسی و نقد آن کنند. آیا از بین دوستان ما هستند افرادی که بجای جهت دهی فرزندانشان به سمت کلیشههای تحصیلی امروزین، آنها را در کنار علم آموزی، برای موسقی انقلاب اسلامی آماده کنند و وی را وارد این سازند؟ در عرصۀ سینما و فیلم سازی آیا عیب بودن ورود به این کارها در بین مذهبیها و انقلابیون از بین رفته است؟ آیا کسی از دوستان ما حاضر است که به عنوان یک بازیگر انقلابی سینما شناخته شود؟ آیا ما حاضریم خودمان و خانوادههایمان را وارد دغدغههای هنر نقاشی کنیم و جای خالی اثری انقلابی-دینی را که خیلی احساس میشود، پر کنیم؟
نقطۀ ضعفی که در هنر انقلاب اسلامی دیده میشود و باعث شده تا زمینه برای رقیبان فراهم شود این است که ما میدان را خالی کردهایم و با توجه به نیازها و تقاضاهای فرهنگی جامعه، تولید کننده و عرضه کنندۀ انقلابی- مذهبی نداریم و این چنین میشود که در خلاء فعالیتهایی که امروزه واجب کفایی به نظر میآید، متقاضی کالای فرهنگی جذب گروههای مخالفی میشوند که منتظر کوچکترین نقطۀ ضعف از ما برای جدا کردن افراد از انقلاب اسلامی هستند.
اما نباید تصور کرد که دیگر کار تمام شده و ورود به این عرصهها چارهساز نیست. به قول مقام معظم رهبری نباید جوری حرف زد که ناامیدی را به جامعه تزریق کند. قطعاً راه امیدی برای کنار گذاشتن این شرایط نامطلوب وجود دارد و میتوان در قالب یک "جهاد فرهنگی" گفتمان فرهنگی- هنری موجود کشور را عوض کرد و آنرا به آرمانهای انقلاب اسلامی نزدیک ساخت. در نتیجه تنها راه موجود این است که من و شما و همۀ دوستانمان در کنار سایر کارها، وقتی را برای آموزش و پرورش بُعد فرهنگی- هنری خود قرار دهیم و به این باور برسیم که حفظ انقلاب اسلامی در اصل و اساس بر پایۀ فرهنگ شکل میگیرد و غفلت ما از این کار، نوعی خیانت ماست به انقلاب اسلامی. باید بدون ترس و رعایت خط قرمزهای اعتقادیمان وارد این عرصههای مهجور مانده شد تا هم رسالت تاریخی خود را انجام دهیم و هم به دیگرانی که حزبالله را خالی از جنبۀ فرهنگی معرفی میکنند، ثابت کنیم که هنر، محصولات ماست، نه آثار فاسدی که شما به هنر میبندید و به خورد مردم میدهید.
امروز برخی از افراد آگاهانه یا ناآگاهانه ادبیات فراماسونری را باز تولید میکنند و از یک سو از ملیت ایرانی سخن میگویند و از سویی دیگر میخواهند انسان را جای خداوند بنشانند. مبادا روزی از خواب غفلت بیدار شویم که دیگر به خواب ابدی رفته باشیم! سرشت فراماسونری به دلیل مدیریت آن از سوی ابلیس، میل به استکبار و تمامیتخواهی دارد.
محمد مهدی شیرمحمدی |
یکم) امام خود را بشناسیم
«أصْبَغبننُباته» میگوید: امیرمؤمنان علی علیهالسلام، به ما امر فرمود که از کوفه به مدائن برویم. روز یکشنبه بهراهافتادیم. در میان راه، از میانما «عمْرو بنحریث» و «أشعثبنقَیْس» و «جَریر بنعبدالله بَجَلی» با پنج نفر دیگر جدا شدند و راه خود را به سویحیره کج کردند و به ما گفتند: چون روز جمعه فرا رسد ما در مدائن به علی(ع) میرسیم و قبلاز آنکه مردم برای نماز جمعه مجتمع گردند میآییم تا نماز را با علی بخوانیم.
بقيشو اينجا بخونين ...
به گزارش مشرق، از سوی گروه گرافیک دانشگاه آزاد قم روز گذشته ۱۷ خرداد نمایشگاه عکسی برگزار شد که در این نمایشگاه از عکسهای دانشجویان بیحجاب استفاده شده و در معرض دید دانشجویان پسر نیز قرار گرفت.
دانشجویان دختر رشته گرافیک دانشگاه آزاد قم برای حضور در این نمایشگاه گرافیک، عکسهای خود را به صورت بیحجاب و با پوشش زننده که برخی از آنها در خوابگاههای دانشجویی گرفته شده را در این نمایشگاه در معرض دید قرار دادند و حتی این دانشجویان دختر با حضور در این نمایشگاه در خصوص خواص هنری عکسهای بیحجاب خود به حاضران توضیحاتی میدادند.
این در حالی است که مسئولان دانشگاه آزاد واحد قم در نوع پوشش دانشجویان دختر و پسر این دانشگاه حساس هستند اما درباره برگزرای این نمایشگاه که دختران دانشجو به راحتی تصاویر بیحجاب و بعضاً با پوششهای زننده خود را منتشر کردند اقدامی انجام ندادند.

برای همین آیتالله مصباح یزدی میگوید: "خطری که من احساس میکنم شدیدترین خطری است که تاکنون اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذیهایی است که در بین خودیها در حال رشد هستند. "
سخنرانی آیتالله "محمد تقی مصباح یزدی "را پیرامون بازتولید تشکیلات فراماسونری در ایران که روز 24 فروردین 1390 در جمع مسئولان "شورای عالی زنان " ایراد شد، باید یکی از مهمترین سخنرانیهای تاریخ سیاسی معاصر دانست؛ چه اینکه نمادها و نشانههای معرفتی- سیاسی دو دهه گذشته حکایت از ظهور پدیدهای به نام "کودتای ایدئولوژیک ماسونها " در ایران دارد که در تحلیلهای امنیتی، موفقیت چنین کودتایی را "شرط لازم " برای "سقوط فیزیکال " یک نظام سیاسی میدانند. هر چند دو ماه پیش نیز یکی از نزدیکان آیتالله مصباح یزدی در گفتگویی خبر از نقطه نظرات ایشان پیرامون "افزایش نفوذ جریان فرهنگی فراماسونری در بدنه دولت " داده بود، اما اینبار اشارات صریح رییس "موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) " به شاخصهای این فرقه نفوذی و مقایسه تطبیقی آن با رویکردهای شبهمعرفتی مانند "مکتب ایرانی " و "ملیگرایی " سبب شد تا دوباره حساسیت پیرامون کارکرد فراماسونری در ایران از حاشیه بحثهای تئوریک به متن مسائل سیاسی کشور بیاید.
گویی تاریخ هم برای "آیتالله " - که نه تنها "فقیه " بلکه "فیلسوفی الهی " است - و هم برای ما تکرار میشود. او یکبار پیشتر در پایان دهه 1370 با ارائه سلسله گفتارهای انتقادی خود پیش از خطبههای نماز جمعه تهران علیه گفتمان ماسونی اصلاحطلبان شوریده بود و اکنون نیز در روزهای آغازین دهه 1390 بار دیگر با اتخاذ موضعی بههنگام علیه بازتولید ایدئولوژی و تشکیلات فراماسونری در ایران به میدان آمده است. با این تفاوت که یک دهه پیش، آیتالله "مصباح یزدی " به "خودیها " پیرامون نفوذ "غیرخودیها " هشدار داد، اما نگرانی امروز او از "نفوذ ماسونها در جریان خودی " است؛ هر چند محور هر دو هشدار آیتالله به فاصله یک دهه، ظهور قرائتهای التقاطی دینی از "اسلام سکولار " و "نسبیگرایی " تا "مکتب ]اسلام[ ایرانی " و "ملیگرایی " است. هشدار آیتالله روشن است: نزاع میان "اسلام آمریکایی " با "اسلام ناب محمدی(ص) " با صورتی نوین و ماهیتی ثابت برای "تجزیه دین " - این بار توسط جریان انحرافی- ادامه دارد و بنابر آموزههای امام خمینی(ره) نباید از این دشوارترین "جنگ عقیدتی " میان حق و باطل غافل بود. برای همین آیتالله مصباح یزدی میگوید: "خطری که من احساس میکنم شدیدترین خطری است که تاکنون اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذیهایی است که در بین خودیها در حال رشد هستند. "
بقيشو اينجا بخونين ...

مطلب بسیار مهم و نایاب که توسط سایت ظهور۱۲ برای شما عزیزان گرد آوری شده است . . . در این مطلب پروتکل های فراماسونری جهانی را مورد بررسی قرار خواهیم داد که امیدواریم مورد توجه شما دوستان قرار بگیرد . . .
پروتکل شماره یک:
- مىخواهیم فارغ از هرگونه لفاظى و عبارت پردازى و تنها از طریق مقایسه و استنتاج، حقایق محیط اطرافمان را مورد بررسى و مداقه قرار دهیم.
- مىخواهیم سیستمى را که ما در آن زندگى مىکنیم از دونقطه نظر یعنى از نظر یهودیها (صهیونیستها) و از نظر غیریهودیها (غیرصهیونیستها) مورد ارزیابى قرار دهیم.
- شمار انسانهایى که داراى غرایز بد و شیطانى هستند، برشمار کسانى که داراى غرایز خوب هستند، پیشى مىگیرد. لذا، براى آنکه بتوان بر انسانها حکومت کرد، باید به اعمال زور و خشونت و ترور توسل جست. هر انسانى مىخواهد دیکتاتور بشود، زور بگوید و اگر بتواند، رفاه و خوشبختى مردم را فداى خواسته ها و آمال خود گرداند.
- اما چه عواملى این جانور درنده را که اسمش انسان گذاشتهاند، از خشونت باز مىدارد؟
- از زمانى که حیات اجتماعى آدمیان آغازگشت، فشارها، رفتارهاى ظالمانه و حیوان صفتانه اى از سوى فرمانروایان باعث شد که توده هاى مردم تحت سلطه درآیند و مطیع فرمانروایان خود شوند. آنگاه با وضع قوانینى که در واقع همان چهره تغییریافته زور و تهدید هستند، آدمیان به زیر سلطه درآمدند و من در اینجا مىخواهم بگویم که طبق قانون طبیعت، « حق» یعنى اعمال زور و فشار.
- آزادى سیاسى تنها یک نظریه است نه یک واقعیت. لذا آدمى باید بداند که چگونه از واژه آزادى سیاسى براى فریب توده ها استفاده کند و سپس آن را براى درهم شکستن قدرت حزب حاکم بکارگیرد. البته اگر حزب حاکم قبلا” خود از چنین شیوهاى براى دستیابى به قدرت استفاده کرده باشد، بهتر مىتوان همین شیوه را در مورد او بکار برد. به کمک واژه به اصطلاح آزادى مىتوان همین شیوه را در مورد او بکار برد. به کمک واژه به اصطلاح آزادى مىتوان پایه هاى حزب حاکم را سست و لرزان ساخت و بىاعتباریش را به توده مردم نشان داد. از آنجا که توده ناآگاه نمىتواند حتى یک روز هم بدون راهنما و رهبر هدفهایش را خود راهبرى نماید، لذا به آسانى رهبرى حزب جدید را مىپذیرد و بدینسان رژیم قدیم جاى خود را به رژیم جدید مىدهد.
بقيشو اينجا بخونين ...
در عراق فهرستی از نام شرکتها و تأسیسات صنعتی صهیونیست که در ایران فعالیت میکنند منتشر شده است. این فهرست شامل ده شرکت است که مهمترین آنها عبارتند از: شرکت منسوجات «استکاور» به مالکیت الیاهو آلبر، شرکت چرخهای خیاطی «اسحاق مهانی»، شرکت رنگ «یوراچ» و شرکت بازرگانی «اوریانت»...
بولتن نیوز: روابط شاه با دولت اسرائیل و نفوذ نیروها و افراد وابسته به رژیم صهیونیستی در دستگاه حکومتی و سیطره آنان بر منابع اقتصادی کشور به حدی زیاد بود که می توان درباره آن هزاران صفحه مطلب و سند ارائه داد. سند زیر یکی از آن هزاران برگ سندی است که نشان دهنده همین موضوع است:
در عراق فهرستی از نام شرکتها و تأسیسات صنعتی صهیونیست که در ایران فعالیت میکنند منتشر شده است. این فهرست شامل ده شرکت است که مهمترین آنها عبارتند از:
شرکت منسوجات «استکاور» به مالکیت الیاهو آلبر، شرکت چرخهای خیاطی «اسحاق مهانی»، شرکت رنگ «یوراچ» و شرکت بازرگانی «اوریانت».
مجله عراقی که این گزارش را میدهد خاطرنشان میسازد که وجود شرکتهای مزبور در ایران ثابت میکند که بین رژیم ایران و نماد صهیونیسم روابط صمیمانهای وجود دارد. این موضوع همچنین نشان میدهد که سرمایه صهیونیستی تا چه حد در ایران نفوذ کرده است.
«... در صحن کلیسا مستر هریس نامی را که بزرگخانة فراموشان بود و بنده را به دو مرتبه از مراتب مزبور رسانیده بود مرا دیده مذکور ساخت که یک هفته دیگر عازم ایران هستید و فردا فراموشخانه باز است اگر فردا شب به آنجا خود را رسانیدی مرتبة اوستادی را به تو میدهم و اگرنه ناقص به ایران میروی ـ خواستم زیاده در خصوص رفتن گفتگو کنم فرصت نشد...»
نایبالسلطنه عباس میرزا پسر فتحعلیشاه در دوران حاکمیت خود بر تبریز، شش نفر را روانه انگلستان کرد. این شش نفر عبارت بودند از: میرزا صالح شیرازی، میرزا جعفر مهندس، میرزا جعفر طبیب، میرزا رضا (مترجم فارسی ناپلئون بناپارت)، محمدعلی شاگرد قورخانه و میرزا حاجی بابا که خود در لندن مشغول تحصیل علم طب بوده است.
در میان این عده، میرزا صالح شیرازی، به خط خود سفرنامهای نوشته که از روز حرکت کردن از تبریز به همراه کلنل «میجر دارسی» به سوی روسیه و از آنجا به انگلستان تا روز بازگشت به استانبول و سپس ورود به ایران را روز به روز یادداشت کرده است. وی در این سفرنامه، تاریخ روابط روس و فرنگستان و شمهای از تاریخ ناپلئون و حمله به روسیه و حریق مسکو و غیره تا ایام توقف او در جزیرة سنت هلن برشتة تحریر کشیده است.
داستان تحصیل او و پنج تن از شاگردان ایرانی در لندن و اشکالات عجیب و غریبی که در راه پیشرفت کار ایشان بوجود میآمده است، براستی داستان غم فزائی است که تا کسی نخواند نتواند باور داشت.
میرزاصالح مذکور در ضمن داستان خود بوسیلة بعض رجال خیراندیش وارد در انجمن فراماسونها میشود، و خود در دو جای سفرنامة خود که به خط اوست باین موضوع تصریح کرده به تاریخ پنجشنبة بیستم رجب مطابق سیزدهم ماه مه 1233 هجری قمری مینویسد:
«... چون مدتها بود که خواهش دخول مجمع فراموشان را داشته فرصتی دست نمیداد تا اینکه مسترپارس، استاد اول فراموشان را دیده که داخل به محفل آنها شده باشم و قرارداد روزی را نمودند که در آنجا روم... روز 20 رجب مطابق 13 می به همراه مستر پارس و «دارسی» داخل به فراموشخانه گردیده شام خورده در ساعت یازده مراجعت کردم. زیاده ازین درین باب نگارش آن جایز نیست...»
باز در وقایع چهارشنبة 1323 (13 نوامبر 1818) مینویسد:
«... در صحن کلیسا مستر هریس نامی را که بزرگخانة فراموشان بود و بنده را به دو مرتبه از مراتب مزبور رسانیده بود مرا دیده مذکور ساخت که یک هفته دیگر عازم ایران هستید و فردا فراموشخانه باز است اگر فردا شب به آنجا خود را رسانیدی مرتبة اوستادی را به تو میدهم و اگرنه ناقص به ایران میروی ـ خواستم زیاده در خصوص رفتن گفتگو کنم فرصت نشد...»
«... روز پنجشنبه مطابق چهارم نوامبر هنگام صبح از مهمانخانة مزبور سوار شده دو ساعت از ظهر گذشته وارد به لندن گردید و چون روزی بود که بنده بایست داخل به فراموشخانه شود، یک ساعت بعد از آن که در سه ساعت از ظهر گذشته باشد داخل به فراموش خانه شده و هفت ساعت از ظهر گذشته بعد از شام از فراموش خانه بیرون رفتم...»
پس در این صورت میرزا صالح نخستین کسی است که از ایرانیان وارد این جمعیت شده و به قراری که نوشتهاند همو اول کسی است که مطبعة حروفی وارد ایران کرده و خود او هم در سفرنامهاش اشاره به فرا گرفتن طریقة چاپ و مرکب سازی کرده و از خریداری اسباب و ابزار کار چاپ هم ذکری میکند.
و همواست که به عقیدة پروفسور براون در عهد محمد شاه نخستین روزنامة فارسی دایر کرده است و شنیدهام که اولین لژماسونی را هم او در ایران راه انداخته است.
(ماهنامه یغما جلد سوم (سال 1329) چاپ اسفند 1362)
منبع: مجله الکرونیکی دوران
مشاور فرمانده کل سپاه با اعلام اینکه گزارش بازجویی های عوامل جریان انحرافی به رئیس جمهور ارائه شده است تاکید کرد: معتقدم جریان انحرافی بدنبال تنزل دادن موضوع به جن گیری و رمالی است اما آنها جرم های بزرگتری مرتکب شده اند.
به گزارش خبرنگار مهر، محمد حسین صفارهرندی در نشست هفتگی انصار حزب الله که در دفتر مرکزی این تشکل برگزار شد با بیان اینکه نیازمند آن هستیم تا حرکت پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی را آسیب شناسی کنیم گفت: به دلیل عظمت و پیچیدگی هایی که این حرکت در عصر کنونی می تواند داشته باشد باید به شناخت دقیق آن بپردازیم.
در بسیاری از کشورها نظارت توسط احزاب صورت می گیرد
صفارهرندی با بیان اینکه حزب جایی است که افراد در آن از نظر اقتصادی و حوزه شخصی باید بر آنها کنترل کرد افزود: در بسیاری از کشورها نظارت توسط احزاب صورت می گیرد و به دلیل اینکه در کشور ما فاقد تشکیلات هستیم این موضوع مشاهده نمی شود.
کارشناس مسائل سیاسی بیان کرد: در کشورمان بعضی از احزاب قبل از انتخابات همانند حزب کارگزاران و بعضی بعد از انتخابات همانند جبهه مشارکت بوجود آمدند و شاهد بودیم که با تحزب در کشور به صورت مضحک برخورد شد.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص آسیب های ناشی از چالش های ایدئولوژی و فکری گفت: دین منقطع از سیاست و سیاست عاری از دین از آسیب های این حوزه هستند.
صفارهرندی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه علیرغم تکاپوی دستگاههای فرهنگی در جهت تقویت ظواهر شرعی و اسلامی کار خاصی صورت نگرفته افزود : شاهد هستیم که برخی با اهداف خاص و دریافت پول اقدام به هنجارشکنی در جامعه می کنند و هیچ کس هم مخالف برخورد با آنها نیست با این وجود که حتی آقای رئیس جمهور هم که در مقطعی نیروی انتظامی را در برخورد با بدحجابان ملامت می کرد برخورد با این طیف را قبول دارد.
کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: دسته دوم در مقوله بدحجابی وابسته به دشمنان نیستند اما مرتکب تخلفاتی می شوند، دسته سوم هم اکثریتی هستند که آدم های بدی حساب نمی شوند اما با دین و اخلاق اسلامی هم مانوس نیستند و اطلاع دقیقی از قوانین اسلامی ندارند.
بقيشو اينجا بخونين ...
جمعی از نمایندگان مجلس در نامه ای خطاب به علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی به تکرار قانون شکنی توسط رئیس جمهور اعتراض و از وی درخواست کردند به تداوم این رفتار رئیس جمهور رسیدگی شود.
به گزارش الف متن این نامه بدین شرح است:
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
جناب آقای دکتر لاریجانی
سلام علیکم؛
رئیس جمهور محترم در تاریخ 24/2/90، پس از عزل وزیر محترم نفت شخصاً سرپرستی وزارتخانه را برعهده گرفت. در تاریخ 30/2/90 شورای محترم نگهبان در تفسیر اصل 135 سرپرستی وزراتخانه های بی وزیر را به دست رئیس جمهور غیر قانونی اعلام کرد. متأسفانه رئیس جمهور به حفظ این سمت پافشاری می کند و به نقض قانون اساسی ادامه می دهد. از جمله تصرفات سؤال برانگیز این ایام تصدی غیر قانونی، دستور استخدام 4907 نفر در شرکت ملی نفت ایران است. بر اساس حکم مذکور در ماده 233 قانون آئین نامه داخلی، رسیدگی سریع نسبت به این نقض آشکار قانون اساسی را تقاضا می کنیم.
ماده 233 قانون آئین نامه داخلی مجلس می گوید: هرگاه حداقل ده نفر از نمایندگان مجلس و یا هر کدام از کمیسیون ها ، عدم رعایت شئونات و نقض یا استنکاف از اجرای قانون یا اجرای ناقص قانون توسط رییس جمهور و یا وزیر و یا مسئولین دستگاههای زیرمجموعه آنان را اعلام نمایند، موضوع بلافاصله از طریق هیات رییسه جهت رسیدگی به کمیسیون ذی ربط ارجاع می گردد. کمیسیون حداکثر ظرف ده روزموضوع را رسیدگی و در صورت وارد بودن با اظهار نظر صریح ، گزارش خود را از طریق هیات رییسه به مجلس ارایه می دهد.
لازم به ذکر است طی 2 هفته اخیر این چهارمین درخواست نمایندگان مجلس از علی لاریجانی برای رسیدگی به موارد قانون شکنی از سوی رئیس جمهور است.
حسن اختری در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به عملکرد جریان انحرافی تصریح کرد: رسانه ها می توانند افکار عمومی را نسبت به ساختار و عملکرد جریان انحرافی روشن کنند از این رو معتقدم برگزاری نشستی با عنوان "آسیب شناسی عملکرد دولت" می تواند موثر واقع شود. وی برگزاری این نشست از سوی رسانه ها را ضروری دانست و گفت: در این صورت عمق جریان انحرافی مشخص خواهد شد.
دبیر کل انجمن روزنامه نگاران مسلمان با بیان اینکه جریان انحرافی کوچک تر از آن است که بخواهد فتنه آینده را رقم زند گفت: رسانهها می توانند زوایای جریان انحرافی را افشا کنند.
خبرگزاری فارس: آیتالله مصباح یزدی گفت: کنارهم قرار دادن قراین و ایدهها و سخنانی که از این شخص در جاهای مختلف مطرح شد ما را به این نتیجه میرساند که هدف تنها قدرت نیست، بلکه نوک پیکان به طرف اسلام و ارزشهای اسلامی نشانه رفته است.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آثار آیتالله مصباح یزدی، وی در دیدار با جمعی از طلاب استان اصفهان، فتنهها را آزمایشی برای جامعه دانست و گفت: هرچه سطح جامعه بالاتر رود، فتنهها و آزمایشهای جامعه، پیچیدهتر میشود و این بیانکننده رشد و پیشرفت جامعه است.
وی یادآور شد: سختتر شدن فتنهها از یک طرف برای کسانی که با آن دست و پنجه نرم میکنند، مایة آرامش است چون نشان از رشد و تعالی آنها دارد و از طرفی هشدار برای آینده، که اگر در این امتحان موفق شدیم، باید منتظر روبهرو شدن با امتحانی بزرگتر باشیم.
*جریان انحرافی اخیر از بزرگترین خطرها برای جامعه اسلامی است
آیتالله مصباح جریان انحرافی اخیر را از بزرگترین خطرها برای جامعه اسلامی دانست و اظهار داشت: رشد فکری جامعه درکنار آثار و سوژههایی که در این فتنه به صورت فراگیر جامعه را پوشش دادهاند، بزرگی این خطر را برای ما نمایان میکند.
وی اضافه کرد: با گذشت زمان، آرام آرام محور فتنه و رابطه آن با مسئولان رسمی کشور روشن شد. البته ابتدا کسانی تلاش کردند این رابطه را تضعیف کنند، ولی هر چه سعی کردند کمتر نتیجه گرفتند و روز به روز وابستگیها بیشتر شد.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: این وابستگیها تا جایی پیش رفت که احساس میشد حمایتهایی که از طرف مقام معظم رهبری صورت گرفته و سرمایهها و خدماتی که انجام شده، همه در معرض نابودی قرار گرفته است، و هیچ راه معقول و قابل توجیهی برای حل این رابطه و وابستگی وجود ندارد. همه این قرائن دست به دست هم داد تا مسأله سحر و تسخیر به میان بیاید که طبعا مطرح کردن این مسائل خساراتی هم برای جامعه به دنبال داشت که بعدها با آشکار شدن قرائن متعدد این مسأله صورت واقعیتری به خود گرفت.
استاد فلسفه و تفسیر حوزه علمیه به تحلیل این حرکتها پرداخت و خاطر نشان کرد: اگر هدف از این حرکتها برای رسیدن به ریاست جمهوری بود میشد آن را بدون این همه حواشی و مسائل، با خدمت صادقانه به مردم بدست آورد.
وی ادامه داد: کنارهم قرار دادن قرائن و ایدهها و سخنانی که از این شخص در جاهای مختلف مطرح شد ما را به این نتیجه میرساند که هدف تنها قدرت نیست، بلکه نوک پیکان به طرف اسلام و ارزشهای اسلامی نشانه رفته است.
* این شخص حتی یک مورد علیه سران فتنه سخنی نگفته است
آیتالله مصباح یزدی با اشاره به تعدادی از این قرائن و یادآوری برخی سخنان شخص خاص مانند گذشتن تاریخ مصرف و دوران اسلام گرایی و تشبیه آن به اسب سواری نسبت به ماشین سواری، علنی کردن شعارهای ملیگرایانه و مکتب ایرانی و اینکه میشود با ارتباط معنوی، حقائق اسلام و خواسته امام زمان (عج) را درک کرد، یادآور شد: این شخص حتی یک مورد بر علیه سران فتنه سخنی نگفته است، در سخنرانیها حمایت و ارادت قابل توجهی به رهبری نظام نداشته که همه این حرفها نشاندهنده فکر و هدف شوم این تفکر انحرافی است.
استاد اخلاق حوزه اظهار داشت: اگر همه این سخنان فقط در حرف خلاصه میشد، امکان داشت آنها را حرفهایی دیوانهوار به حساب آوریم، اما به دست گرفتن گلوگاههای اقتصادی و پروژههای عظیم اقتصادی کشور، ایجاد شبکه عظیم سیاسی در وزارتخانهها، استانداریها و نهادهای دولتی و خصوصی، سفرهای خارجی و ارتباط معنادار با شخصیتهای خارجی، تفسیرهای معنادار از قیام مسلمانان در شمال آفریقا، سوق دادن هدفها به سوی انگیزههای ملی و تضعیف جایگاه ولیفقیه، همه و همه ما را به این نتیجه میرساند که این حرکتها نمیتواند فقط به خاطر رئیسجمهور شدن و قدرت باشد، بلکه هدف از بین بردن اسلام و ارزشهای اسلامی است.
آیتالله مصباح یزدی در پایان، حمایت هر چه بیشتر از ولیفقیه و مبارزه با این فکر و گروه انحرافی را وظیفه همه دانست و گفت: حمایت و قدردانی از تلاشها و خدماتی که در دولت صورت گرفته را نباید فراموش کرد.
خبرگزاری فارس: قائممقام مدیر حوزههای علمیه تأکید کرد: ادعای جریان انحرافی مبنی بر حضور در دوران "ظهور صغری " یک مغالطه است و این اظهارات بهدلیل فاصله گرفتن آنها از اسلام فقاهتی است.
حجتالاسلام والمسلمین محمودرضا جمشیدی قائممقام مدیر حوزههای علمیه در گفتوگو با خبرنگار سیاسی باشگاه خبری فارس "توانا "، به علل پیدایش تفکر جریان انحرافی اشاره کرد و اظهار داشت: منشأ و خاستگاه این جریانهای انحرافی، دخالت دادن سلایق شخصی، اعتقاد به تئوری اسلام منهای روحانیت و اعتقاد به عدم کارآیی روحانیت است.
وی ادامه داد: این جریان به جای توجه به ولایت فقیه که برخاسته از روحانیت اصیل و اسلام فقاهتی است، سلایق و نظرهای شخصی خود را حاکم کرده و تئوریهای وارداتی را مدنظر قرار میدهد، از اینرو بهتدریج فاصله گرفتن و انحراف آنها آغاز میشود.
حجتالاسلام جمشیدی با بیان اینکه نتیجه فاصله گرفتن از ولایتفقیه و روحانیت اصیل، تلاش برای تثبیت و کسب قدرت، جایز شمردن رانتخواری و استفاده از ابزارهای نادرست از طرق نامشروع برای رسیدن به اهداف است، تصریح کرد: این افراد از پیشگویی برای اطلاع از آینده استفاده میکنند تا بهزعم خود با دست پر با قضایا مواجه شوند.
رئیس مرکز مدیریت حوزه عملیه خواهران افزود: استفاده از پول برای خریدن رأی افراد جهت اثرگذاری بر انتخابات آینده، استفاده از رانتهای اقتصادی با واگذاری و تخصیص امتیازهایی که مشروع نیست، نشان میدهد این جریان درصدد گسترش دایره قدرت خود است.
بقيشو اينجا بخونين ...
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، حسن ونایی نماینده مردم ملایر در مجلس شورای اسلامی صبح امروز (یکشنبه) و در جریان بررسی لایحه شرح وظایف و اختیارات وزارت امور زیربنایی در اخطاری به استناد به اصل133 قانون اساسی و در تذکری با استناد به بند 11 ماده 23 آئیننامه داخلی مجلس، گفت: دولت در طی سالهای گذشته کاملا قانون را پایمال کرده و بنیانی برای آینده گذاشته است.
وی افزود: هنوز مجلس ادغام وزارت راه با مسکن را نپذیرفته چگونه هیئت رئیسه لایحه شرح وظایف و اختیارات وزارت امور زیربنایی را اعلام وصول میکند.
در ادامه محمدرضا باهنر نماینده مردم تهران و نایب رئیس اول مجلس که ریاست صحن علنی را در غیاب لاریجانی بر عهده داشت، در پاسخ به این تذکر گفت: در حال حاضر مجلس در حال بررسی یک فوریت لایحه شرح وظایف وزارت امور زیربنایی است که این موضوع بنابر درخواست دولت انجام میشود.
وی افزود: تعدادی از نمایندگان به عنوان لایحه دولت ایراد دارند و متن لایحه را دارای اشکال میدانند اما ما در حال بررسی یک فوریت این لایحه هستیم و پس از رأی آوری، آنرا به کمیسیون مربوطه ارجاع میدهیم تا نظرات کارشناسیشان را در خصوص لایحه مذکور ارائه داده و این لایحه را تغییر دهند، بنابراین بحث ما فقط روی موضوع یک فوریت این لایحه است.
هر جا دیدیم که کسی میخواهد در مقابل خطری که اسلام را تهدید میکند، دفاع کند، باید آستینها را بالا بزنیم. اینجا مسئله تعصبات حزبی، گروهی و صنفی هیچ نقشی نباید داشته باشد. ملاک "تعاون علیالبر و التقوا " است، الگوی همکاری بر همین ملاک است/ ما باید اول به عمل دل خود مراجعه کنیم و بفهمیم به دنبال چه چیزی هستیم، اگر حمایت میکنیم، به چه دلیل است؟ به هنگامی که مخالفت میکنیم، به چه دلیل است؟
"عماریون"-رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی گفت: بعد از فتنه سال 88 قابل پیشبینی بود که فتنه بعدی سختتر خواهد بود. جامعه ما واقعاً در این امتحان موفق شدند، بنابراین در کلاس بالاتر باید امتحان سختتری بدهند و منتظر امتحان سختتری باشیم.
اعضای شورای هماهنگی جامعه اسلامی مهندسین با حضور در مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) با آیتالله مصباح یزدی دیدار و گفتوگو کردند.
آیتالله مصباح یزدی در ابتدای سخنان خود با تبریک میلاد حضرت زهرا (س)، حضرت امام خمینی (ره) و همچنین سالروز فتح خرمشهر اظهار داشت: امیدوارم خداوند آنچه را خیر و صلاح دنیا و آخرت است، در این نشست به گوینده و شنونده و جامعه الهام کند.
وی گفت: با یک دید کلی که از اسلام آموختهایم و میشود گفت هدف قریب از آفرینش انسان "امتحان " است و انسان به عنوان موجود دارای اختیار میتواند به مقام خلیفهاللهی برسد. خلیفهالله موجودی است که با اراده و انتخاب خود راهی را بر سر دوراهی برمیگزینند، انسان همواره در حال امتحان است و آن لحظات بزنگاه و دارای شرایط سخت "فتنه " نام دارد وگرنه ما دائما با اعضاء و جوارح خود، با فکر و قلم خود در حال امتحان هستیم.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی افزود: نقطه عطفهایی ممکن است جامعهای را در بربگیرد که اگر در آن امتحان قبول شوند، موجب ترقی بسیار و اگر مردود شود، موجب سقوط میشود. اینها در فرهنگ قرآنی فتنه نام میگیرد.
آیتالله مصباح بزرگترین فتنه در جهان اسلام را فتنه سقیفه عنوان کرد و گفت: اگر فتنه از مقوله امتحان است که هست، قاعدتا باید فتنه مراتب مختلفی داشته باشد، لذا انسان در مراحل زندگی فردی (نوجوانی، جوانی و ...)امتحان شده و هرچه کاملتر میشود، امتحانها سختتر میشوند.
وی ادامه داد: بنابراین بعد از فتنه سال 88 قابل پیشبینی بود که فتنه بعدی سختتر خواهد بود و این طبیعی است، چراکه جامعه ما واقعاً در این امتحان موفق شدند و امتحان خوبی دادند، بنابراین در کلاس بالاتر باید امتحان سختتری بدهند، بر این اساس میبایست منتظر امتحان سختتری باشیم.
عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: بنده و بزرگترهای بنده نیز نمیتوانند تعیین کنند که ممکن است چه نوع امتحانی در پیش باشد، لذا آنکه سؤالات امتحانی را طراحی میکند، خوب بلد است چگونه این سؤالات را طرح و چگونه آنها را حفظ کند که کسی نتواند تقلب کند، بنابراین زمانی متوجه میشویم که سؤالات این امتحان سابقهای در قبل نداشت و از راهی که هیچ باور نمیکردیم، امتحان انجام گرفت. امتحان فازهایی دارد که برخی از آن فازها در جریان است.
آیتالله مصباح گفت: همانطور که امتحانات مراتبی دارد، قبولیها در امتحان هم مراتبی دارد. شاگرد اول کنکور شدن با شاگرد چندهزارم بسیار متفاوت بوده و طبیعی است که در امتحانات اجتماعی نیز این سلسله مراتب وجود داشته باشد. این سلسله مراتب تابع مشخصههای قلبی است که در این امتحان اثر میگذارد.
وی ادامه داد: در فرهنگ دینی و اسلامی ما این مشخصههای قلبی را پایههای معرفت، ایمان توصیف میکنند، لذا آنهایی که که معرفتشان و ایمانشان بالاست، در امتحانات نمرات خیلی خوبی میآورند. کسانی هم هستند که مراتب پایینتری دارد تا به حد نصاب برسند.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی اظهار داشت: اگر ما بخواهیم برای فعالیتهای سیاسی و اجتماعیمان الگوی حداعلی را برای ملت 70 میلیونی قرار دهیم، این با شکست مواجه خواهد شد، چراکه شاگرد اول یک نفر بیشتر نیست. شاگرد اول یک نفر است؛ نه هزار نفر. لذا اگر امتحان را آنچنان وسیع فرض کنیم که مردودین هم به حساب بیایند، وجه عقلایی نخواهد داشت، زیرا امتحان اصلا برای چه بود؟ چه موقع باید از اینها درس و عبرت گرفت؟ البته محال نمیدانیم که کسی تحول پیدا کند و در تاریخ و قرآن نمونههایی هستند.
آیتالله مصباح افزود: مثلا قرآن کریم در ماجرای «بلعم باعورا» تعبیری به کار میبرد که آن تعبیر را درباره انبیا به کار میبرد، ولی بعد کار او به جایی رسید که مثل کلب و سگ یاد شد، آدمیزاد اینگونه است، میتواند به حدی برسد که در مقامات انبیا و اولیا قرار گیرد و هم میتواند آنقدر سقوط کند که در مقام حیوانی قرار گیرد.
وی گفت: کسانی بودند که در امتحانات اولیه جهش و ترقی کردند که این محال نیست، لذا در مقام اثبات و اعتماد توجه به سوابق قابل توجه است و تا زمانی که اثر سوئی از او ظاهر نشده، نباید دست رد به سینه کسی بزنیم، مگر اینکه دلیلی محکم داشته باشیم که دروغ میگوید.
عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: در یک جمعیت 70 میلیونی شناخت افراد نسبت به اصل دین، انقلاب، سیاست، مدیریت مراتبشان فرق میکند، همچنین مراتب ایمان افراد نیز فرق میکند، به عنوان مثال ایمان ابوذر و سلمان آن قدر به هم نزدیک بود که پیامبر اینها را با هم برادر کرد، اما پیامبر میفرماید اگر ابوذر میدانست چه در دل سلمان است، میگفت او کافر است و اقدام به قتلش میکرد، یعنی مراتب معرفت اینقدر متفاوت است. کسی تا یک حدی ظرفیت و میزان و تحملش اندازهای دارد.
وی با قرائت آیه «تعاونوا علی البر و التقوی» به اصل تعاون و همکاری در اسلام اشاره و خاطرنشان کرد: تاکید اسلام این است که سعی کنید با هم کار و از نیروهای هم استفاده کنید. هر کدام از شما نعمتی برای دیگری هستید، دست خدا با جماعت است. البته کسانی که به طور طبیعی وجوه مشابهت و به خصوص مراتب ایمان و معرفتشان به هم نزدیکتر است، بهتر میتوانند با هم کار کنند.
آیتالله مصباح گفت: در فتنههایی که امتحانهای سخت و سرنوشتسازی برای جامعه بوده و ممکن است مسیر اجتماع عوض شود و یکجا یک ملت امتحان میدهند، کارهای فردی جواب نمیدهد، چراکه انبوه نیروهای مشرک جمع شدهاند و کار فردی کافی نیست. در مقابل فتنهای که این همه نیروهای انباشته دارد، انباشت نیروی حق لازم است.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی اظهار داشت: در طول تاریخ صاحبنظران بحث میکردند که برای حل این مشکل چه باید کرد، لذا راهحل متفکران غربی این شد که گروههای همفکری به نام "حزب " تشکیل دهند که البته مفهوم حزب در قرآن هم هست. ولی این معنای لغوی آن است و آن اصطلاح اجتماعی و سیاسیها ویژگیهای خاص خود را دارد.
آیتالله مصباح که در جمع اعضای جامعه اسلامی مهندسین سخن میگفت، توضیح داد: حدود 60 سال قبل نیز در ایران زمانی که بحث میشد برای مبارزه چه کار کنیم، به این نتیجه رسیدند که حزب تشکیل دهند که مفهوم خود را داشت، این جریان تا بعد از انقلاب نیز ادامه داشت و در همان اوایل پیروزی انقلاب بهترین نیروهای انقلابی، خوشفکرترین و با اخلاص افراد حزب جمهوری اسلامی را تشکیل دادند.
وی افزود: مفهوم این حزبها با مفهوم حزب در آمریکا بسیار متفاوت است. کشورهای طرفدار پلورالیزم سیاسی احزاب را در میدان جنگیدن میبینند، بعضی خود را مسلح میکنند که با رقیب مبارزه کنند، اما در اینجا در حزب جمهوری اسلامی بزرگان میگفتند حزب اینجا مانند محل عبادت است و با وضو باید وارد شد؛ تنها از اعضا حزب دعوت نمیکردند بلکه از کارشناسان و صاحبنظران دعوت میکردند تا در مسائل نظر دهند، در جریان حادثه هفتتیر و انفجار حزب جمهوری برخی از افرادی که در آنجا شهید شدند، عضو حزب جمهوری نبودند و احیاناً نظر مثبتی هم به دکتر بهشتی (ره) نداشتند.
عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: امروز ما به مشکلاتی برخورد کردهایم که باید یک تجدیدنظری در موضوع تعاون و همکاری داشته باشیم، یعنی برای همکاریهایمان با توجه به تجربههای سی و چند سال پس از انقلاب، تجربههای تاریخی جامعه اسلامیمان و حتی تجربههای تاریخی دنیای غرب بهدنبال الگویی باشیم که با ارزشها و باورهای اسلامی سازگار باشد. لذا این با چند دقیقه صحبت حل نمیشود، بلکه نیاز به فکر، کار خالصانه، تبادلنظر و بررسی دارد، اما این روح که ما در مشترکات یقینی و ضروری دین اسلام و آنجایی که پای اینها در کار است، نباید هیچ بخلی بورزیم.
آیتالله مصباح اظهار داشت: هر جا دیدیم که کسی میخواهد در مقابل خطری که اسلام را تهدید میکند، دفاع کند، باید آستینها را بالا بزنیم. اینجا مسئله تعصبات حزبی، گروهی و صنفی هیچ نقشی نباید داشته باشد. ملاک "تعاون علیالبر و التقوا " است، الگوی همکاری بر همین ملاک است.
وی افزود: هدف اصلی باید مشترک باشد، اما اگر قرار باشد با همحزبیهای خود ارتباط داشته باشیم، درحالیکه اختلاف در ارزشها داریم، مورد پذیرش و قبول اسلام نیست.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی تاکید کرد: تعهد باید بر اساس ارزشهای اسلامی و منافع جامعه اسلامی باشد و در این مسیر گروههای مختلف مثلا جامعه مهندسین، گروه پزشکان، کارگران، کشاورزان و... وجود دارند، شرط این است که همه اهل بر و تقوا باشند، چنین کسانی با گروههای دیگران نباید تضادی داشته باشند، هر چند تاکتیکها و شناختهای آنها ممکن است متفاوت باشند ولی در اهداف نباید تضاد باشد. این مسئله اساسی و بنیادی است که نقش اساسی دارد.
آیتالله مصباح در ادامه سخنان خود تصریح کرد: این فتنهای که اخیراً احساس میشود، همان امتحان بالاتر است که فکر میکردیم روزی پیش خواهد آمد، کسانی که از این فتنه ابراز نگرانیهایی دارند، با انگیزههای مختلف هستند.
وی گفت: به عنوان فرض، کسی ممکن است از این نگرانی باشند که رقیبشان در میدان سیاست پیروز شود و این آنها را نگران کرده است، یعنی ممکن است در میدانهای انتخاباتی در مقابل آنها شکست بخورند. این نگرانی انگیزه مقدس نیست. این اختلاف از جنس جمهوریخواهان و دموکراتهای آمریکاست و با آن فرقی نمیکند.
عضو مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد: تنها چیزی که میتواند قداست داشته باشد، این است که این نگرانی وجود داشته باشد که اگر یک گروه منحرف سر کار بیایند، به اسلام و ارزشهای انقلاب لطمه وارد میکند و متاسفانه چنین شواهدی وجود دارد، اما اینکه آنها پستها را اشغال کنند و نتوانند خوب اداره کنند، خیلی نگران کننده نیست، چراکه افراد در توانمندیها متفاوت هستند و هر کسی ممکن است سلیقهای داشته باشد.
آیتالله مصباح اضافه کرد: هر کدام از ما باید بین خود و خدای خود ببیند چه کاره هستند، اگر کسی مثلا نگران این باشد که نکند اینها شغل و مسئولیت من را از من بگیرند، نکند من دیگر رأی نیاورم، اینها افکار دنیا پرستانه و فکر شیطانی است.
وی ادامه داد: اگرچه ممکن است طرف آدم بدی باشد، اما اینجا دیگر من هیچ ثوابی نخواهم برد، چراکه من از دنیای خود ترسیدم، باید به این نکته توجه شود، روح فتنه مربوط به اینجاهاست، اینهایی که باطن و دل انسان سر و کار دارد. کسانی ممکن است در یک جبهه بجنگد و زمین تا آسمان با هم تفاوت داشته باشد، مانند آنکه پیامبر فرمود او "شهید الحمار " است.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی متذکر شد: ما باید اول به عمل دل خود مراجعه کنیم و بفهمیم به دنبال چه چیزی هستیم، موافقتها و مخالفتهای ما برسد چیست؟ اگر حمایت میکنیم، به چه دلیل است؟ به هنگامی که مخالفت میکنیم، به چه دلیل است؟
آیتالله مصباح در پایان گفت: حتی اگر دیگران نفهمند ما به چه نیاتی عمل کردیم، روزی پردهها برداشته خواهد شد و همه رسوا خواهیم شد که ما چه میکردیم و مجاهدین راه حق چه میکردند.
"عماریون"- در این برنامه که دومین برنامه از سلسله برنامه های به سوی ظهور با حضور حجت الاسلام داوود رنجبران استاد حوزه و دانشگاه و حجت الاسلام ادبی بود ، بحث عرفانهای نوظهور و اهداف و زمینه های شکل گیری آن در کشور مورد بحث بررسی قرار گرفت.
در ابتدای برنامه فیلمی درباره جلسه جن گیری سرکرده عرفان حلقه به صورت کوتاه پخش گردید که در آن آقای محمدعلی ط . دست زن نامحرمی را که مدعی بود، جن زده شده گرفت و با القای برخی تلقینها او را وادار به فریاد زدن کرده و سپس این ادعا که جن را از روح وجسم او خارج ساخته، حضار به شادی و کف وصوت پرداختند. این درحالی است که بسیاری از کسانی که در اینگونه جلسات به عنوان فرد جن زده مورد مداوای این فرد قرار گرفته اند، افرادی تکراری و هماهنگ شده بوده اند.
حجت الاسلام رنجبران در مقدمه ای کوتاه به مبانی عرفان از نگاه دینی و اسلامی اشاره کرد و با بیان اینکه در عرفان اسلامی محور خداست و عرفا سیر الهی و در نهایت فنا فی الله را دنیال می کنند، منشا پیدایش عرفانهای نوظهور و دروغین را مکاتب شرقی در هند ، ژاپن ، چین و حتی آمریکای جنوبی عنوان کرد و افزود: برخلاف عرفان اسلامی و آموزه های دینی که به تحکیم مبانی خانواده می اندیشد، در عرفانهای نوظهور عنصر خانواده حذف و افراد تشویق به زندگی اشتراکی و گله ای می شوند، که در آن تمام قید و بندهای خانوادگی فراموش و انواع بی بندوباری های اخلاقی تبلیغ و ترویج می شود و خانواده به عنوان مهم ترین هسته زندگی اجتماعی با مخاطره و فروپاشی مواجه می شود. حجالاسلام رنجبران زمان ورود عرفان های انحرافی و نوظهور را پس از وقوع انقلاب اسلامی و به صورت آشکارتر بعد از پایان جنگ تحمیلی عنوان کرد و افزود: از آنجا که علاقه و گرایش به معنویت در جوانان کشور همواره وجود داشته است، افزود: در سایه غفلت متولیان فرهنگی و دینی کشور این فرقه های انحرافی با قالبهای مذهبی جوانان را با افکار و اندیشه های انحرافی خود مورد هجوم فکری و اعتقادی قرار دادند.
این استاد و پژوهشگر دینی بسترهای ورود عرفانهای نوظهور به کشور را برخی رشته های ورزشی، ارتباط با اشیاء و حیو انات و حتی مواد مخدر عنوان کرد و گفت: ورود عرفانهای نوظهور به درون کشور یک اقدام کاملاً طراحی شده و سازماندهی شده از خارج کشور است. به گونه ای که طی سالیان اخیر کتابهای فراوانی درباره ترویج و تبلیغ این فرقه ها که در خارج از کشور نوشته شده، در مسیری کاملاً طراحی شده وارد شده و پس از ترجمه در سطح گسترده ای توزیع شده است؛که خوشبختانه این کتب با اقبال چندانی مواجه نشده است.رنجبران افزود: نکته قابل توجهی که باید بدان اشاره کرد این است که عطش معنوی و نیاز عرفانی که در جامعه امروز خصوصاً در میان نسل جوان وجود دارد، آنگونه که باید از سوی متولیان امر در داخل به شکل امروزی و در قالبی نو بدان پاسخ داده نشده و دشمن با علم به این موضوع، نفوذ و رخنه خود را در قالب این فرقه های نوظهور آغاز کرده است و با استفاده از بسترهای به ظاهر مذهبی ملغمه ای از مفاهیم درست ونادرست به مخاطبان خود در داخل کشور انتقال می دهند. حجت الاسلام رنجبران با تاکید بر اینکه هرمکتبی برای نفوذ و رسوخ در یک فرهنگ ابتدا با مبانی و نمادهای خود وارد می شود ، سپس جهان بینی خود را عرضه می کند، افزود: ابزار عرفانهای نوظهور موسیقی، فیلم و برخی نمادها مانند خالکوبی و مدل مو هستند که بعضاً در جامعه ما به اشکال مختلف ظهور و بروز پیدا کرده است. و گفت مطالعه اشعار و مفاهیمی که در این نوع موسیقی ها (مانند تشویق به ورود به جهنم و بی بندوباری های اخلاقی) وجود دارد، کاملاً با روح اسلامی متضاد و اساساً در فرهنگ اصیل دینی ما جایگاهی ندارند.
حجت الاسلام ادبی رییس انجمن آثار و مفاخر کشور دیگر مهمانی بود که در استودیوی رادیویی شبکه دو سیمای جمهوری اسلامی ایران حضور یافته بود. وی نیز در این برنامه سابقه پیدایش عرفانهای نوظهور و به تعبیر مقام معظم رهبری عرفانهای پوچ را دهه 1960 به بعد عنوان کرد و گفت: مکاتب نوپدید دینی ، مکاتبی پوچهستند که خارج از چارچوبهای دینی از عالم ماورا سخن به میان می آورند. به عقیده حجت الاسلام ادبی در این مکاتب مفاهیمی مانند وحی ، پیامبری و ارتباط دقیق با غیبت و عصمت انبیاء و فرجام جهان وجود ندارد و یا این مفاهیم آنگونه که خود می خواهند تغییر معنا می دهند. از این رو این عرفانهای دروغین با بسترهای به ظاهر دینی و عرفانی به صورت آرام و بسیاز خطرناک وخزنده خودشان را به نگاه عرفانی نزدیک می سازند. در ادامه این برنامه گوشه هایی از جلسات دادگاه متهم آقای ب که به نام عرفانهای نوظهور سابقه تجاوز به عنف را داشته است، پخش شد. در بخش دیگری از این برنامه حجت الاسلام رنجبران با اشاره به اینکه عرفانهای نوظهور جایگاه ویژه ای را برای ثروت قائلند، گفت: سرکرده یکی از این جریانهای نوظهور معتقد است کسانی که ثروت ندارند و فقیرند، بی ارزشند و در مسیر سیر وسلوک قرار نمی گیرند. که این موضوع می تواند گواه روشنی بر انگیزه های سودجویانه و شیادانه این قبیل عرفانهای دروغین باشد. از این رو و بر اساس این تبلیغات کسانیکه در مسیر عرفانهای دروغین قرار می گیرند، عمدتاً افراد متمول و پولدار هستند تا اهداف اقتصادی انها را برآورده سازند.
این استاد و پژوهشگر دینی دربخش پایانی سخنان خود با بیان اینکه گردانندگان و مبلغان عرفانهای دروغین ونوظهور طوی عمل می کنند که شناسایی اهداف و انگیزه های آنها بسیار سخت قابل شناسایی و تشخیص است، به جوانان و خانواده های آنها توصیه کرد، برای حضور در کلاسهای دینی و عرفانی با تدبیر بیشتری عمل کنند و با اساتید فن در این زمینه مشاوره کنند. وی با تاکید بر اینکه مفاهیم دینی و اسلامی بسیار سهل الوصول است و باید معارف خود را در این زمینه افزایش دهیم ، دستگاههای فرهنگی را به تلاش برای تسهیل مسیر تکاملی جوانان توصیه کرد و افزود: حضور در کلاسهای عرفانی تکلیف نیست.وی گفت: گرچه دیدن امام زمان یک فضیلت است اما باید مراقب بود جوانان به دام عرفانهای دروغین نیفتند.
حجت الاسلام رنجبران درباره نحوه برخورد با عرفانهای دروغین در جامعه با اشاره به اینکه جنس این کار فرهنگی است، هوشیاری و آگاه سازی را موثرترین راه مقابله با این جریانات عنوان کرد و درعین حال افزود: دستگاه قضایی باید با کسانی که ایمان افراد و خانواده ها را هدف قرار داده اند، برخورد نماید.
"عماریون"- جریان انحرافی... ماجرایی که مدتها است نقل محافل سیاسی کشور شده است. این جریان جدای از اینکه ید طلایی در خرافه گرایی دارد، نقش پر رنگی نیز در مفاسد اقتصادی بازی می کند. از این رو مسلم است که مفاسد اعتقادی این جریان زمینه را برای مفاسد اقتصادی آنها فراهم کرده است.
این جریان در حالی پشت چهره رئیس جمهور شکل گرفته است که مدتها پیش از این دلسوزان نظام خطر وجود این جریان را گوشزد کرده بودند و از احمدی نژاد خواسته بودند نسبت به نیروهای اطراف خود توجه بیشتری به خرج دهد اما این تذکرات کمتراز سوی رئیس جمهور و وابستگان به وی جدی گرفته شد. این ماجرا تا آنجایی پیش رفت که آیت الله صادق لاریجانی در سخنانی این جریان را غرق در مفاسد اقتصادی عنوان کرد تا پس از افشاگری های مختلف در خصوص مفاسد اعتقادی این جریان، مفسده های اقتصادی آنها نیز عیان شود.
انحرافی که به مفسده اقتصادی رسید
اما در خصوص مفاسد اقتصادی جریان انحرافی، این روزها رسانه های مختلف به مفصلف آن را مورد بررسی قرار داده اند و در اینجا تنها به چند نمونه کوتاه و کوچک در این خصوص اشاره خواهیم کرد. بر این اساس، سایت الف با افشای پرونده شرکت ت سمگا گام بزرگی برای افشای نقش جریان انحرافی در مفاسد کلان اقتصادی داشت. شرکتی که سهامداران اصلی آن اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی دو تن از سرحلقه های جریان انحرافی هستند و به خاطر نزدیکی به شخص رئیس جمهور توانسته بودند رانتهای فراوانی از قبیل دریافت زمین های دولتی به صورت رایگان استفاده کنند. اما این تنها فساد اقتصادی این جریان نیست چراکه به گفته رسانه ها بررسی جزئیات یک قرار داد 450 میلیارد تومانی نشان می دهد، آقای حمید بقایی علاقه و تلاش خاصی برای واگذاری یک پروژه در جزیره کیش به یک شرکت خصوصی به نام فیاک داشته است و به همین خاطر بقایی بدون طی کردن مراحل اداری پرداختهای دولتی، مبلغ 5 میلیارد تومان را به این شرکت که تنها دو روز از تاسیسش می گذشت پرداخته است.
هزینه های میلیاردی
اینها تنها بخش کوچکی از مفاسد اقتصادی جریان انحرافی است. تمامی این موارد در حالی است که اسفندیار رحیم مشایی به عنوان دبیر کمیسیون فرهنگی دولت، به بودجه بسیار کلانی که مختص اعتبارات فرهنگی کشور است، دسترسی دارد. اما در کنار این کسب درآمدهای میلیاردی جریان انحرافی، اعضای این جریان برنامه ریزی های جالبی را نیز برای هزینه کرد این در آمد دارند. هزینه هایی که بیشتر در راستای اهداف انتخاباتی این جریان صورت می گیرد. هم اکنون اخبار مختلفی به گوش می رسد که این جریان با سو استفاده از محرومیت شهرهای کوچک، به سراغ کاندیداای احتمالی این شهرها برای انتخابات مجلس رفته اند و با قول پرداخت پول و بودجه های کلان برای انتخابات به این افراد، خواستار پیوستن آنها به لیست انتخاباتی جریان انحرافی هستند تا از این طریق آرزوی خود برای کسب حداکثری کرسی های مجلس را برآورده کنند.
شورای عالی ایرانیان پناهگاه جریان انحرافی
از طرف دیگر جریان انحرافی که با تشکیل شورای عالی ایرانیان خارج از کشور، ارتباطات فراوانی را با برخی عناصر وابسته به دشمنان نظام و انقلاب در خارج از کشور برقرار کرده اند و بودجه های کلانی را در اختیار این افراد قرار می دهند تا در موارد نیاز بتوانند از حمایت آنها برخوردار باشند. برای نمونه تنها کافیست بدانید که شورای عالی ایرانیان خارج از کشور که سال گذشته دومین همایش ایرانیان خارج از کشور را برگزار کرده بود، 1200 نفر را از سراسر دنیا به ایران آورده بود و در هتل استقلال تهران اسکان داده بود. حال کافی است یک حساب سر انگشتی انجام دهید و ببینید که هزینه بلیط هواپیما، اسکان در هتل استقلال تهران، هزینه پذیرایی از مدعوین (که در برخی از موارد گزارش هایی از سرو مشروبات الکلی هم منتشر می شد)، به همراه هزینه برگزاری یک همایش پر زرق و برق و در نهایت اعطای هدایای مختلف به مدعوین چه رقمی خواهد شد؟ در همین خصوص الیاس نادران از نمایندگان منتقد دولت در مجلس، هزینه برگزاری همایش ایرانیان خارج از کشور را 50 میلیارد تومان اعلام کرده بود و روزنامه کیهان نیز این هزینه را ده ها میلیارد تومان عنوان کرده بود. دقیقا همین خدمات شورای عالی ایرانیان بود که دولت را واداشت تا برای بودجه سال 90، مبلغی بالغ بر 19 میلیارد تومان در لایحه بودجه در نظر بگیرد که خوشبختانه این بودجه با هوشیاری نمایندگان مجلس از قانون بودجه 90 کشور حذف شد.
اما این تنها همایش میلیاردی نبود که توسط جریان انحرافی برگزار شد چراکه کمیسیون فرهنگی دولت، چند سالی است، همزمان با آغاز سال نو، جشن پر زرق و برق تری به نام جشن جهانی نوروز برگزار می کند که بسیاری از علما و دلسوزان نظام، این جشن را همپایه جشن های 2500 ساله شاهنشاهی قلمداد می کنند. در خصوص بودجه این جشن نیز حرف و حدیث های بسیاری وجود دارد. حرف و حدیث هایی که رسانه های تا مدتهای زیادی به آن پرداختند.
علاقه شدید لیدر جریان انحرافی به سینما
در این میان جالب تر از همه علاقه شدید مشایی به بازیگران سینما است. بازیگرانی که هر از گاهی با هدایای میلیونی وی مواجه می شوند. جنجالی ترین قضیه در این خصوص، اعطای مبلغی بالغ بر 220 میلیون تومان به عنوان وام و کمک هزینه برگزاری نمایشگاه عکس به هدیه تهرانی بازیگر سرشناس سینما بود. البته بعدها بقایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و یار نزدیک مشایی با تکذیب این خبر عنوان کرد که مبلغ این وام 120 میلیون تومان بوده است. مشایی در ماجرایی دیگر برای تولد یکی از بازیگران زن سینما، ادکلنی به مبلغ 5 میلیون تومان به وی اعطا کرده است. همچنین باند جریان انحرافی که تلاش می کند از طریق ارتباط با بازیگران سینما، چهره ای برای خود دست و پا کند، هر ساله تعدادی از این بازیگران را با هزینه دولت به سفر حج عمره اعزام می کند.
آن چیز که در این میان مشخص است، جریان انحرافی می کوشد که از طریق انجام هزینه های کلان، به هر صورت ممکن بخشی از جامعه را به سمت خود جلب کند تا شاید از این طریق بتواند، رای بخشی از اجتماع را به نفع جریان خود خریداری کند.
خبرهای متعددی هست مبنی بر این که برخی مسوولان ، با اسناد و مدارک فراوانی نزد احمدی نژاد رفته و به طور مستند از برخی اقدامات غیرقانونی این افراد پرده برداشته و از وی خواسته اند از این جریان اعلام برائت کند.
"عماریون"- درحالی که تلاش برای «جدا کردن »یا «جدا نشان دادن» محمود احمدی نژاد از برخی اطرافیانش ، یکی از دغدغه های اصولگرایانی شده که همواره از احمدی نژاد حمایت می کردند ، سخنان تازه رئیس جمهور ، تیر خلاصی بود به شقیقه این تلاش دامنه دار و البته بی فرجام.بقایی و احمدی نژاد
هم اکنون ، جریان اصولگرایی سعی دارد ، این باور را در جامعه به وجود بیاورد که آنچه اطرافیان احمدی نژاد - که در ادبیات جدید "جریان انحرافی" نامیده می شوند - انجام می دهند ، اعم از انحرافات اخلاقی و اعتقادی و مفاسد عظیم اقتصادی ، اقداماتی خارج از حوزه دید و اطلاع رئیس جمهور است .
تلاش برای القای دوگانگی میان رئیس جمهور و تیم مشایی ، که از مدت ها پیش توسط سیاسیون اصولگرا کلید خورده بود ، از سوی نمایندگان اصولگرای مجلس پیگیری شد و در سطح رسانه های این جریان و در رأس آنها " کیهان" ادامه پیدا کرد و در نهایت به درون خانواده خود احمدی نژاد کشیده شد به گونه ای که داماد احمدی نژاد - که دبیر شورای مشاورین ریاست جمهوری هم هست - با صدور بیانیه ای ، بر مکتبی و ولایی و مخلص و پاک بودن احمدی نژاد تاکید کرد و در همان حال ، حساب جریان انحرافی و بقایی و مشایی را از وی جدا دانست و اعلام کرد" اجازه نخواهم داد ذرهای از حیثیث و آبروی آقای احمدینژاد به واسطه این افراد کاسته شود."
با این حال و در شرایطی که اصولگرایان ، ضمن جدا دانستن حساب احمدی نژاد از "بقایی و مشایی و ..." ، بر روی برخی پرونده های مالی این افراد متمرکز و از جمله خواستار شفاف سازی در پروژه صدها میلیارد تومانی "تالارهای کیش" شده بودند ، احمدی نژاد وارد گود شد و به دفاع تمام قد از شخص بقایی و اقدامات او پرداخت و منتقدان را "عقب مانده" توصیف کرد. رئیس جمهور همچنین آب پاکی را بر دست منتقدان ریخت و صراحتاً اعلام کرد که تا روزی که هست مدافع مستحکم، محکم و قاطع خدمات این افراد خواهد بود.
دفاعی که احمدی نژاد از معاون اجرایی اش "حمید بقایی" کرد ، یادآور دفاع تمام قد و همیشگی او از اسفندیار رحیم مشایی بود.
با این اوصاف ، احمدی نژاد تمام آنچه اصولگرایان برای تفکیک او و جریان پیرامونی اش رشته بودند را پنبه کرد و بطلان تئوری دوگانگی میان احمدی نژاد و این جریان را تثبیت کرد.
مشایی و احمدی نژاد
البته این اولین بار نبود که احمدی نژاد بر همگرایی خود با این جریان و مشخصاً مشایی تأکید کرده است؛ او پیش از این به صراحت گفته بود هر آنچه مشایی می گوید ، حرف دولت است.
با این حال ، سخنان اخیر احمدی نژاد در تأکید بر این همبستگی و هم پیمانی با این جریان ، از چند بابت مهم تر از دفعات قبل بود:
اول آن که این اعلام همبستگی و حمایت ، درست در شرایطی رخ داده است که بیشترین تقاضاها و انتظارها و فشارها بر احمدی نژاد برای جدا کردن خط خود از این جریان وجود دارد و حتی خبرهای متعددی وجود دارد مبنی بر این که برخی مسوولان ، با اسناد و مدارک فراوانی نزد احمدی نژاد رفته و به طور مستند از برخی اقدامات غیرقانونی این افراد پرده برداشته و از رئیس جمهور خواسته اند از این جریان اعلام برائت کند.
با این حال احمدی نژاد با تصریح بسیار پررنگ خود بر حمایت از این افراد ، نه تنها حمایت خود را تحکیم کرده ، بلکه پاسخ منفی بزرگ و معنی داری هم به منتقدان خودش داده است.
دوم این که احمدی نژاد ،بر خلاف دفعات قبل که در جلسات خصوصی به منتقدان می تاخته ، این بار در ملأ عام ، منتقدان را " عقب مانده " توصیف و با این توهین ، به نوعی اعلام جنگ از موضع بالا کرده است. جالب اینجاست که احمدی نژاد در حالی منتقدان را عقب مانده نامیده که تیم مشایی ، نام " اصولگرایان پیشرو" را برای خود برگزیده است.
و سومین نکته این است که این بار احمدی نژاد نه از مشایی که یک پله پایین از او یعنی بقایی حمایت و موضوع را مصداقی تر کرده است.
با این اوصاف و در حالی که احمدی نژاد با صراحت تمام بر یگانگی خود و جریان مشایی و بقایی تأکید کرده است ، باید منتظر ماند و دید ، اصولگرایانی که مدام بر طبل این جدایی می زدند ، چه تغییری در این روند ایجاد خواهند کرد؟ آیا مستنداً به مواضع و عملکردهای احمدی نژاد ، او را نیز بخشی از این جریان خواهند دانست یا آن که همچنان خواهند گفت حتی اگر احمدی نژاد هم بگوید من با این ها هستم ، ما می گوییم نیست!
"عماریون"- مشایی، نسبت سحر و جادو دادن به دیگران را روش مخالفان اسلام دانست و گفت: پیامبر اسلام (ص) هیچگاه نگفت که نگذارید طرف مقابل حرف بزند، گردش جمع نشوید، سراغش نروید چون سحر میکند در حالی که کفار به همه اعضای خانواده و مردم میگفتند گرد خانه محمد(ص) جمع نشوید چون او سحر میکند.
وی افزود: پیامبر آنها را متهم به سحر نمیکرد تا مردم بفهمند آنها چه می گویند و سپس نزد او بیایند تا بدانند چه میگوید. همین آمدنها سبب شد که اسلام را بپذیرند.
مشایی با تاکید بر اینکه باید به صورت منطقی و علمی، سخنان طرف مقابل را نقد کرد، خطاب به تهمت زنندگان گفت: شما چرا اینقدر دستتان در دین خالی است که اگر مشایی سحر میکند، آن را باطل نمیکنید و چرا میترسید؟ یعنی بین شما یک نفر هم پیدا نمیشود بتواند سحر مشایی را باطل کند و احمدی نژاد را از سحر نجات دهد؟ پس در همه این سالها چه کار میکردید چه خواندید؟ چقدر عبادت کردید؟
خبرگزاری فارس: فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأکید کرد: جریان انحرافی حاضر در بخش خصوصی دولت برای اثرگذاری در انتخابات آینده از طریق پول و رانت بهدنبال یارگیری است.
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نشست مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاههای کشور که در مجتمع فرهنگی و دانشجویی 13 آبان(لانه جاسوسی سابق آمریکا) برگزار شد، گفت:بسیج همواره جزو نیروهای پیشرو انقلاب اسلامی بوده و دانشجویان بسیجی به دلیل جوان بودن، نقشی مهم و اثرگذار در پیشبرد اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران برعهده دارند.
وی با بیان اینکه بسیجی بودن وظایف و تکالیف خاصی را بر دوش افراد قرار میدهد، افزود: تشخیص درست مسیر، احساس تکلیف و شجاعت عمل به آن، در شرایط سخت و موقعیتهای خاص انقلاب از جمله مسائلی است که معمولاً با آن مواجهیم که علاوه بر خودسازی به هنر مدیریت و دقت افراد انقلابی نیازمند است.
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه اگر به طور مداوم خود را در حال جهاد در راه خدا بدانیم، خداوند متعال در شرایط مختلف مسیر درست را به ما نشان میدهد، خاطرنشان کرد: حفظ روحیه جهادی و انقلابی باعث میشود وظیفه خود را به خوبی درک کرده و در شرایط مختلف، به نحو احسن به آن عمل کنیم.
سردار جعفری در ادامه تصریح کرد: روحیه جهادی ملازم با بسیجی بودن است که اگر همواره توسط بسیجیان حفظ شود به طور حتم به عزت و اقتدار فردی و سازمانی منجر خواهد شد.
وی با اشاره به اینکه امید داشتن به آینده در کنار نقد مشکلات و ارزیابی نقاط مثبت، همواره باید مورد توجه دانشجویان بسیجی قرار گیرد، گفت: یک بسیجی واقعی در کنار نقد مشکلات و چالشها، با امید به آینده برای برطرف شدن آنها برنامهریزی کرده و طرح ارائه میدهد.
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در خصوص نقش دانشجویان در انقلاب اسلامی ایران خاطرنشان کرد: انقلاب ما به دلیل اینکه در مسیر حق حرکت می کند، به طور حتم با دشمنیهای فراوانی در داخل و خارج کشور مواجه خواهد شد.
سردار جعفری با بیان اینکه تشخیص راه حق و دفاع به موقع از آن، از جمله وظایف همیشگی رهپویان انقلاب اسلامی است، گفت: دفاع به موقع از حق، سختترین کار است و هر کس توانایی تشخیص حق و دفاع از آن را در شرایط مختلف داشته باشد، سختترین کار و بالاترین جهاد را انجام داده است و اینگونه افراد قطعاً از ایمان بالایی برخوردار هستند.
وی جنگ تحمیلی هشت ساله، فتنه سال 88 و برخی مشکلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی موجود را به عنوان نمونهای از دشمنیها در برابر انقلاب اسلامی نام برد و تصریح کرد: علاوه بر دشمنیهایی که همواره در حق انقلاب اسلامی صورت میگیرد، با آفتهای مهمی در مسیر انقلاب برای مدیران و مسئولان که باید هموارکننده راه انقلاب باشند، مواجه هستیم.
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افزود: برخی از همین آفتها باعث شد افرادی که زمانی در مسیر انقلاب قرار داشتند، از آن خارج شده و حتی در صف مقابل انقلاب قرار بگیرند.
سردار جعفری دنیاگرایی به جای آخرتگرایی و ترجیح دنیا در برابر دین را از جمله این آفتها برشمرد و تصریح کرد: خودمحوری به جای خدامحوری و ولایتمحوری و مسلط شدن غرور بر اشخاص از جمله آفتهایی است که در اثر جهاد نکردن مدام با نفس اماره، گریبانگیر افراد جامعه و به ویژه مسئولان موثر در نظام میشود.
وی با بیان اینکه افراد و مسئولان هر چه دارای جایگاه موثرتر و تعیینکنندهتری باشند بیشتر در معرض آفتهای نفسانی قرار میگیرند، گفت: اگر به طور مداوم، در حال جهاد و مبارزه با نفس نباشیم، غرور بر ما مسلط میشود و بنا به قول قرآنکریم، شیطان بر ما مسلط شده و از مسیر حق خارج میشویم.
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه وجود برخی دیدگاههای اعتقادی، فرهنگی و سیاسی در بین برخی افراد اطراف رئیسجمهور نگرانیهایی را برای دلسوزان انقلاب ایجاد کرده است، به مدیریت دقیق رهبر انقلاب در مهار بحران اخیر اشاره کرد و گفت: تلاش و مدیریت خوب رهبر انقلاب مانع از این شد که این مسئله به اصلیترین مسئله کشور تبدیل شود؛ هر چند که این مسئله در ذهن بسیاری از دوستداران ولایت میماند و پاک نخواهد شد.
جعفری با بیان اینکه جریان انحرافی حاضر در بخش خصوصی دولت، از طریق پول و مطامع دنیایی درصدد یارگیری است، گفت: این جریان برای دستیابی به اهداف خود و اثرگذاری در انتخابات آینده از طریق پول و رانت بهدنبال یارگیری است.
وی در پایان تأکید کرد: اتفاقات مهم در تاریخ اسلام نظیر حادثه عاشورا و غیبت امام زمان (عج) برای این رخ داد که مردم و امت اسلامی بهصورت واقعی قدر نعمت ولایت را ندانستند و تجربه آن وقایع، امروز سبب درسآموزی و عبرت انقلاب اسلامی است و همه ما نه تنها در قول، بلکه در عمل، براساس سیاستها و تدابیر ولیفقیه عمل کنیم و مسئولان نیز در اختلافات خود، نظرات مقام معظم رهبری را فصلالخطاب میدانند؛ در این صورت است که جامعه دینی و انقلابی ما، بهویژه مدیران ارشد آن، امتحان خود را نزد خدای متعال بهخوبی پس میدهند و زمینههای ظهور بیشتر و بهتر فراهم میشود.
خبرگزاری فارس: یکی از چهره های موثر جریان انحرافی در اظهاراتی ضمن حمله به برخی از مراجع پرده دیگری از روحانیت ستیزی خود را به نمایش گذاشته است.
به گزارش خبرنگار گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، جوان آنلاین نوشت: یکی از چهره های موثر جریان انحرافی در گفتگویی با برخی از یاران خود با اشاره به انتقادات و افشاگری هایی که توسط آیت الله مصباح یزدی و آیت الله جنتی در باره ابعاد فکری - عقدیتی جریان انحرافی داشته اند،ضمن حمله به آنان گفته است:این ها حتی توان اداره قم را هم ندارند چه برسد بیایند اینگونه حرف بزنند.
وی همچنین ضمن بدگویی از برخی از علماء تصریح کرده است که من تازه می فهم که بهزاد نبوی راست می گفته است!
گفتنی است این اظهارات در حالی صورت می پذیرد که جریان انحرافی معارضه و تاختن با روحانیت را به عنوان یک راهبرد در دستور کار خود قرارداده و در این مسیر از هیچ کوششی فرو گذار نیست.
دیگر اخبار تکمیلی دیگر دراین زمینه حاکی است در حالی که دولت درآستانه سفر به شهر مقدس قم می باشد،لیدر جریان انحرافی فشار فراوانی را وارد ساخته که در این سفرحضور داشته باشد.
منابع آگاه در این زمینه می گویند،لیدر جریان انحرافی تلاش دارد به تزریق تنش های هدفمندی در این سفر اقدام کند.
خبرگزاری فارس: تا کنون منتقدین دولت و مخالفان جریان انحرافی سعی کردهاند گمانه "تفکیک بین احمدینژاد و مشایی " را همچنان برجسته نگه دارند تا راه برای جدایی احمدینژاد و مشایی و ادامه کار دولت بدون حاشیه باز بماند.
به گزارش خبرنگار گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی در یادداشتی با عنوان "احمدینژاد با رییس دفترش چه میکند؟ " نوشت: همه حاشیه سازیها و جریان سازیهای معطوف به بحران توسط طیف انحرافی و با مدیریت رئیس دفتر رئیسجمهور رقم خورده و احمدینژاد باید هر چه زودتر حساب خود را از این جریان جدا کند. اما آیا احمدینژاد این فرصت را پاس میدارد و آن میکند که اکثر طرفدارانش انتظار دارند؟
با توجه به کیفیت جبهه منتقدان و مخالفان دولت و جریان انحرافی، به نظر میرسد که جبهه مذکور از یک تنوع سیاسی، مذهبی و فرهنگی برخوردار است و صرفا محدود به برخی رقابتهای سیاسی درون گروهی نمیشود. در چند هفته گذشته، از فرمانده سپاه گرفته تا برخی اعضا و چهرههای برجسته اصولگرا در نهادهای مختلف مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان رهبری و شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی و فعالان سیاسی و حزبی تا چهرههای مذهبی و علمای بزرگ، مستقیم و غیر مستقیم نسبت به حاشیهسازیهای جریان انحرافی که معطوف به بحرانسازی است، هشدار دادهاند.
حال در پی این هشدارهای پیاپی و بیتوجهی رئیسجمهور به آنها و حمایت از رحیم مشایی، لحن هشدارهای توصیهای تغییر میکند و همزمان با آغاز برخورد دستگاه قضایی با پروندههای مختلف متصل به این حلقه حاشیهساز، از ضرورت بازداشت سرسلسله جریان مذکور سخن گفته میشود.
با این وجود هر چند به نظر میرسد برخی پیشبینیها که از هفته گذشته و توسط عباس سلیمی نمین در دانشگاه تهران مبنی بر احتمال بازداشت رحیم مشایی شروع شده بود، به واقعیت نزدیک میشود، اما یک نکته همچنان در زیر و بم گمانهها و تحلیلها و پیشبینیها بیجواب مانده است. "بالاخره رئیسجمهور با رئیس دفتر خود چه میکند؟ "
تا کنون منتقدین دولت و مخالفان جریان انحرافی سعی کردهاند گمانه "تفکیک بین احمدینژاد و مشایی " را همچنان برجسته نگه دارند تا راه برای جدایی احمدینژاد و مشایی و ادامه کار دولت بدون حاشیه باز بماند.
بر اساس این نظر همه حاشیه سازیها و جریان سازیهای معطوف به بحران توسط طیف انحرافی و با مدیریت رئیس دفتر رئیسجمهور رقم خورده و احمدینژاد باید هر چه زودتر حساب خود را از این جریان جدا کند.
اما آیا احمدینژاد این فرصت را پاس میدارد و آن میکند که اکثر طرفدارانش انتظار دارند؟ پاسخ به این سوال در روزهای پیش رو مشخص خواهد شد و قطعا کیفیت مواجهه و پاسخ احمدینژاد به این پرسش و دغدغه طرفدارانش سمت و سوی تحولات سیاسی را جهت خواهد داد.
ه گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، حجتالاسلام والمسلمین حیدر مصلحی وزیر اطلاعات صبح امروز (شنبه) با حضور در جمع خبرنگاران در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه اقدامات وزارت اطلاعات برای مقابله با جریان انحرافی در کشور چیست، اظهار داشت: از مهمترین وظایف این وزارتخانه مقابله با جریانات انحرافی است که در کشور با عنوان گروههای منحرف فعالیت میکنند و این مقابله از طریق اقدامات اطلاعاتی صورت میگیرد.
مصلحی همچنین در پاسخ به سؤال خبرنگار آلمانی که از وی پرسید: "مسئله قهر و آشتی میان شما و رئیسجمهور به کجا کشید؟ "، گفت: قهر و آشتی در کار نبود بلکه این یک مسئله داخلی بود که حل شد.
ادامه دارد . . . .
محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، به فعالیت گروه انحرافی در دولت اشاره کرد و اظهار داشت: یکی از کارکردهای مهم رهبری در جامعه سیاسی ایران مبارزه با انحرافات است.
وی افزود: از ابتدای انقلاب تاکنون ما شاهد بروز انحرافات در جامعه ایران بودیم و این مسئله هم در زمان امام خمینی (ره) و هم در زمان رهبر انقلاب وجود داشته است.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام انحرافات جدید در جامعه را به عنوان تحجر جدید نامگذاری کرد و گفت: انحرافات کنونی از همان سنخ انحرافاتی است که در سیاست پیدا میشود.
وی در خصوص اهداف گروه انحرافی گفت که این عده هم به دنبال اهداف سیاسی و هم بدنبال اهداف اقتصادی هستند.
به گزارش خبرگزاری دانشجو از مشهد، وزیر سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ظهر امروز در همایش مسئولین بسیج دانشجویی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی استان خراسان رضوی در تالار رازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: برای جا انداختن جریان انحرافی حقهبازیهای بزرگ لازم است و این حقهبازیها جزء با چنگ انداختن به اعتقادات مردم و سوء استفاده از آنها امکانپذیر نیست.
وی بیان کرد: منحرف ترین انسانها از صدر مشروطه تاکنون به دنبال حاشیهنشین کردن بودند و این جریان میداند که باید از اسلام، تفکر شیعی، ولایت، انتظار و مهدویت استفاده ابزاری کند.
این کارشناس مسائل سیاسی با بیان این مطلب که سطوح مختلف جریان انحرافی باید دیده شود، اظهار داشت: این جریان آدمهایی که میخرد کم هستند و این آدمنماهای تسخیر شده به هزاران میلیارد پول تکیه کردهاند و بنابراین ما باید عمق جریان انحراف را بدانیم که در کجا لانه کرده است.
صفار هرندی برخورد اصلی با جریان انحرافی را با کف جامعه دانست و افزود: این جریان برای منزوی کردن ارزش انقلاب فعالیت می کند و تمامی زوایای این جریان باید برای مردم تبیین شود.
وزیر سابق ارشاد با بیان این مطلب که رهبر انقلاب در دهه هفتاد علمدار بازگشت به صدر انقلاب و دفاع از ارکان و هویت نظام بود اظهار داشت: رهبری الهی در ایران بینظیر است و مردم ولی فقیه را نائب پیامبر میشناسند و به آن عشق میورزند.
صفار هرندی با اشاره به عملکرد احمدینژاد در دوران مسئولیتش در شهرداری تهران خاطرنشان کرد: در اثر این عملکرد اعتماد مردم به اصولگرایان بیشتر شد و ما نتیجه آن را در نتیجه انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم مشاهده کردیم.
وی با ابراز تاسف از کسانی که با مغلطه کردن به دنبال پاک کردن صورت مسائل اصلی نظام هستند بیان کرد: امروز باید مسائل اصلی برای مردم تبیین شود.
هرندی شناخت بزنگاههای حادثه را مهم ارزیابی کرد و اظهار داشت: امروز جوانان، دانشجویان و آحاد جامعه در دفاع از کلام رهبری بیدار باشند که مبادا با لگد دشمن نیز از خواب برنخیزند و باید دانست که تحلیل حوادث با استفاده از رمالی ضعف است و جریان انحرافی نیز اعتقادات مردم را هدف قرار داده است.
صفار هرندی قدرت گرفتن شیعیان در لبنان را از تاثیرات انقلاب اسلامی دانست و افزود: امروز در بسیاری از کشورهای دنیا مانند لیبی، سودان و الجزایر طرفداران ما اهل تسنن هستند و این جانبداری حاکی از به رسمیت شناختن نهضت امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی است.
وی رمز موفقیتهای انقلاب را ولایت فقیه دانست و اذعان داشت: در کشورهای دنیا مردم به رهبران خود توجه نمیکنند اما در ایران مردم به ولی فقیه علاقهمند هستند.
این کارشناس مسائل سیاسی به تلاش فراماسونری برای متزلزل کردن بنیانهای قدرت نظام اسلامی اشاره و تصریح کرد: در این وادی بسیجیان بیشترین آسیب را برای حفظ ایران و مرزهای آن متحمل شدند.
وزیر سابق ارشاد گفت: مردم فلسطین چند برابر ملت ایران دچار مصیبت و عذاب شد اما ما با داشتن رهبری فرزانه نه تنها کمتر عذاب کشیدیم بلکه ده برابر آنها سود کردیم.
وی ادامه داد: غربیها نتوانستند اهداف خود را تا این مرحله از اقدامات فتنهگران به پیش ببرند اما جریان انحرافی با صحنهسازی شیطنت آمیز و رخنه کردن زیر پوست انسانها زهرش را ریخت.
خبرگزاری فارس: از کارهای بسیار مهمی که فقها در راستای فهم صحیح معارف و احکام دین انجام میدهند، بررسی سند روایات میباشد؛ هیچ فقیهی به خود اجازه نمیدهد بدون توجه به سند، روایتی را پذیرفته و بر طبق آن فتوا دهد. بر این اساس عدهای غیر متخصص به خود اجازه میدهند با استفاده از هر حدیثی هر چند ضعیف، با عقاید و احساسات مردم بازی کنند.
پدیدهای به نام گروههای تبشیری شیعی: همزمان با تشدید فضاسازیها و بحرانهای سیاسی و امنیتی، دشمنان نظام و ضدانقلاب، گروهی فرهنگی و غیررسمی با عنوان «مبشران ظهور» تشکیل دادند که فعالیت خود را به تازگی آغاز کردهاند. این گروه که از اواسط سال 1388 فعالیتهای خود را از راه ارسال پستهای الکترونیک گروهی به مردم آغاز کرده بودند، روز دوازدهم اسفند سال گذشته، فعالیت خود را بهطور آشکار کلید زدند و اقدام به تأسیس وبلاگی نمودند که به دلیل طرح مسایل انحرافی و تعیین وقت برای ظهور امام عصر(عجلاللهتعالی) از سوی نهادهای مربوط فیلتر شد.
فعالان این گروه که به نظر میرسد از سوی محافل خاصی مورد حمایت قرار میگیرند، اعتقاد دارند که ظهور امام عصر(عجلاللهتعالی) به طور قطع در دورهی جاری به وقوع میپیوندد و علایم و اسامی مطرح شده دربارهی آستانهی ظهور از جمله سفیانی، یمانی، خراسانی، شعیب بن صالح و غیره، همه و همه، بدون استثنا منطبق بر شخصیتهای معاصر هستند و به قدری برای این فرضیات، استحکام قائلاند که هر کس نظری را بر خلاف آنان بگوید، نظر او را قاطعانه رد میکنند و دلایلی برای انحرافش ذکر مینمایند.
بقيشو اينجا بخونين ...
نامبرده از طریق آغشته کردن قرآن به نجاست بوده به قدرت شیطانی دست پیدا کرده و از این طریق اعمال شنیع و غیر اخلاقی خود را دنبال می کرده است.
نامبرده از طریق آغشته کردن قرآن به نجاست بوده به قدرت شیطانی دست پیدا کرده و از این طریق اعمال شنیع و غیر اخلاقی خود را دنبال می کرده است.
در پرونده وی برداشتن بکارت دختران و ارتباط با زنان شوهر دار وجود داشته است.برخی از کسانی که مورد تجاوز وی قرار گرفته اند،تصریح کرده اند که آنان به ناگاه و بدون داشتن اختیار به مسیری هدایت شده و با رجوع به منزل نامبرده خود را در اختیار وی قرار می دادند.گفته می شود تاکنون 360 فقره تجاوز اینچنینی در پرونده وی تاکنون ثبت شده است.
همچنین گفته می شود با ریاضت های عجیب غیر شرعی دست زده و بوط مثال روزانه از مدفوع خشک شده خود تناول می کرده است.
نامبرده همچنین ادعا کرده که تمام پیشگویی های وی به تحقق پیوسته و در پاسخ به این سوال که چطور برخی از پیش بینی های وی مثل فرجام انتخابات شوراها نادرست از آب درآمده ،گفته است:اجنه ها دروغ هم می گویند که یک موردش همین بوده است.
وی همچنین دارای رمز«...» بوده که با ترکیب با دو رمز دیگر فرعی می توانسته است قلب،هوش و چشم افراد را بی اثرکرده و به تعبیر عوامانه کر و کور کند.
این گزارش حاکی است وی دارای تسلط کامل به علم جفر بوده و به علون انرژی درمانی نیزآگاهی داشته بگونه ای که در ایام بیماری ملک فهد برای درمان وی نیز چند ماهی را در کاخ وی گذرانده است.
گفتنی است چندی پیش «جوان آنلاین» در خبر دیگری آورده بود:فرد مزبور با توجه به تصرف شیطانی خود بسیاری از پروژه های اقتصادی جریان انحرافی و مواردی که را که مستقیما با لیدر این جریان و نزدیکانش مربوط بوده و نیاز به دستورات لازم داشته را به پاراف می رسانده است و نامبرده از این پروژه های کلان درصدهای نجومی دریافت می کرده است.گفتنی است رمال مذکور در دفتر لیدر جریان انحرافی دارای جایگاه و اتاقی خاص بوده که هیچ کس جز این دو و یکی - دو چهره مطمئن در این جریان حق ورود به آن را نداشتند.
موتور ترجمه گوگل Google Translate ابزاری است برای ترجه کلمات مختلف به زبانهای گوناگون توسط گوگل ارائه شده است ، این ترجمهها گاه مستمسک برخی رفتارهای غیر تخصصی قرار میگیرد.
تا دو هفته ی گذشته زمانی که کلمه ی Initiation را در مترجک گوگل ترجمه میکردیم ، کلمه ی مشایی به چشم میخورد اما این مشکل رفع شد و حال دوباره گوگل با آقای مشهور دوباره شوخیش گرفته.
الان برعکس شده و اگر کلمه ی مشایی رو در اون ترجمه کنیم ، با کمال تعجب جواب Initiation هست !!!!!!!!!!.
فراماسونری به عنوان تشکیلاتی منسجم ، مرموز و در هم پیوسته با مراکز جهانی قدرت سیاسی پدیدهای است که از قرن هجدهم به بعد و از پیوند با رویکرد استعماری تمدن غرب و مراحل تاریخی شکل گیری آن به وجود آمده است
مخفی کاری فراماسونری:
پنهان کاری در فعالیت لژهای فراماسونری و همچنین رازداری اعضای لژ ،در کشورها به عنوان یکی از مهمترین خصایص مجامع ماسونی دانسته شده است .تاکید فراوان براین خصیصه تا جایی رسیده که لژهای فراماسونری چهرهای مرموز،هولناک وزیر زمینی یافته اند و شاید به همین جهت از دو نوع بررسی دقیق علمی دور مانده اند .لژهای فراماسونری در همه جا مخفی عمل نمیکنند.میزان اختفا و فعالیتهای لژهای فراماسونری در جوامع مختلف با توجه به خصایص این جوامع و نوع حکومت آنها متفاوت است، در کشوری بسیار مخفی عمل میکنند و در کشوری دیگر علنی. در کشور ما نیز فعالیت لژهای فراماسونری اگرچه برای عامه مردم مخفی بوده لکن دستگاه حاکم هیچگاه از آن بیاطلاع نبوده است. در دوره قاجار نیز ارتباط محمدعلیشاه با جامعه آدمیت و عضویت افرادی چون ظلالسلطان و لژ بیداری ایران ارتباطی تنگاتنگ میان هیأت حاکم و لژ فراماسونری را به ذهن متبادر میکند که از وجه مخفی آن میکاهد.
قانون اساسی فراماسونری:
قانون اساسی فراماسونری در سال 1723میلادی توسط آندرسن و دزاگولیه نوشته شد که عملاً دین و مذهب را کنار گذاشت. با انتشار این قانوننامه فریاد از مجامع دینی بهویژه در انگلستان برخواست و رؤسای مذهبی اشاره آندرسن را به دینی که همه مردم بر آن اتفاق داشته باشند، طرحی برای دور افکندن مسیحیت تلقی کردند و هدف اصلی فراماسونری را نابود ساختن تعلیمات دینی دانستند. در قسمتی از قوانین ماسونی آمده است:
بنایان در روزگار باستان دین و کیش کشور و ملت را هرچه بود گردن مینهادند ولی اکنون نیکبختی را در این یافتند که دین و کیش را گردن نهند که تمام مردم بر آن اتفاق داشته باشند و آرا و عقاید خاص خود را کنار نهاده ترک گویند.
شالوده «فراماسونری جدید» در قرن هیجدهم میلادی توسط صهیونیستها نهاده شد و به اعتراف خود آنان، سازمانهای فراماسونری را برای تضعیف ملتها و تفوق بر ایشان ایجاد کردند
قانون اساسی ماسونی در فرانسه، آلمان، ایرلند و آمریکا به ترتیب در سالهای 1745،1741،1730،1734میلادی منتشر گردید و هر روز گسترش یافت به طوریکه امروز ترجمه آن به بیش از 83 زبان متداول در جهان یافت میشود. این کتاب دارای دو بخش است که قسمت اول آن به سابقه تاریخی فراماسونری و تکالیف اعضاء مربوط میگردد و قسمت دوم به رد عقاید دینی و جایگزین کردن مذهب اخلاقی به جای آن اختصاص دارد.
گرچه فراماسونها «سیاست» و «دین» را مسبب جدایی بین افراد بشر میدانند و با کنار گذاشتن آنها خود را موظف میدانند که از تفرقه مردم جلوگیری کنند، ولی در عمل سیاست را به کار گرفته دین را کاملاً رها کردهاند.
فراماسونری و صهیونیسم:
حقیقت آن است که شالوده «فراماسونری جدید» در قرن هیجدهم میلادی توسط صهیونیستها نهاده شد و به اعتراف خود آنان، سازمانهای فراماسونری را برای تضعیف ملتها و تفوق بر ایشان ایجاد کردند. در پروتکایهود درباره«سازمان مخفی یهود» یا «فراماسونری» آمده است:
ما در مقابل خود نقشهای داریم که روی آن مسیر خطرناکی تعیین شده و با طی این مسیر خطرناک بایستی آثار چند قرن دیگر را منهدم سازیم. برای تهیه وسایلی که ما را به مقصود نایل سازند، باید از بیغیرتی و بیثباتی افراد اجتماع و عدم اطلاع افراد به شرایط زندگی راحت و آسوده استفاده کرد…
دلیل دیگر که ماهیت صهیونیستی سازمان فراماسونری جهانی را آشکار میکند، سرودهای رسمی ماسونهاست که در مراسم افتتاح لژها و سایر تشریفات مخصوص، همراه با موزیک خوانده میشود. این سرودها همگی از تورات اخذ شده که طی آن بارها «یهوه صبایوت» را خداوند آدمیان شناخته و همه مردم را «گوسفندان مرتع او» لقب داده است.
ای تمامی روی زمین
خداوند را با شادی عبادت نمایید
و به حضور او با ترنم بیایید
بدانید که یهوه خداست
او ما را آفرید
ما قوم او هستیم و گوسفندان مرتع او
اصل اساسی پروتکل یهود که عامل تدوین آن «سازمان فراماسونری» است، زدودن دین از جوامع بشری میباشد. صهیونیسم سرّ موفقیت خود را در این مسأله میداند و میکوشد این مهم را به انجام رساند. آنان میگویند:
از همین نظر لازم است که ما ایمان به مذهب را ریشهکن نماییم…و به جای آن ارقام محاسبات و موضوعات مادی را جایگزین سازیم…تا تمام ملل در صدر منافع خصوصی خود برآمده و برای اغراض شخصی مبارزه نموده و توجهی به دشمن مشترک خود نداشته باشند.
پیدایش فراماسونری در ایران:
قدیمیترین نوشتههایی که درباره فراماسونری به زبان فارسی در دست است نشان میدهدکه نویسندگان آن آشنایی چندانی با این تشکیلات نداشتند. به همین دلیل تعبیراتی مانند «جادوگرخانه»، «شیطانخانه»، «خانه فراموشان» و «فراموشخانه» را در برابر آن استعمال کردهاند. فراموشخانه که به جای فراماسونری، از سوی خود ماسونها هم پذیرفته شده و به سرعت رواج یافت، در باور عموم از دیرباز جای مخوفی بود و ارتباطی با فراماسونری نداشت. شاید وجود همین تصور از فراماسونری به عنوان محفلی سرّی و مخوف، بیش از هر عامل دیگری در عدم شناسایی آن مؤثر افتاده باشد.
علیرغم آن که اولین ایرانیان عضو لژهای فراماسونری آنهایی بودند که در شمار نخستین کاروانهای اعزامی ایران (1295ش)از سوی عباس میرزا ،جهت تحصیل علم و فنآوری به اروپا رفته بودند،نخستین محفل فراماسونری در ایران به وسیله ملکمخان تأسیس شد. این محفل که شعبهای تقلیدی از گرانداوریان فرانسه بود فراموشخانه نام گرفت و بسیاری از رجال متنفذ آن دوره را گرد آورد و به تبلیغ افکار سیاسی و اجتماعی جدید پرداخت و ایده تغییر حکومت را در ایران رواج داد.اما به دلایلی که هنوز شناخته نیست و رقابت قدرتهای بینالملی مؤثر بر اوضاع سیاسی ایران نیز در آن بیدخالت نبود،ناصرالدین شاه فرمان داد تا بساط آن را برچینند .
پساز انقراض سلسله قاجاریه و روی کار آمدن رضاخان ،به یک فرمان«فعالیت احزاب منجمله فراماسونها به حالت رکود در آمد»و بساط تشکیلات نوظهور فراماسونری در ایران بر چیده شد.
به دنبال انحلال فراموشخانه «مجمع ادمیت» دومین محفل فراماسونری در ایران بود که سالها پس از آن،توسط ملکمخان پایهگذاری شد.مرامنامه مجمع آدمیت که زیر نظر ملکم تنظیم شده بود،حاکی از تأثیرپذیری آن از قانون اساسی گرانداوریان فرانسه و احتمالًا وابستگی به لژ یاد شده است. اما ملکمخان این بار بر خلاف فراموشخانه چندان فرصت نیافت تا به سازماندهی مطلوب مجمع بپردازد و در پی عزیمت به انگلستان اداره آن را به دوستان و اطرافیانش واگذار کرد. مجمع آدمیت اولین محفل فراماسونری بود که رو به توسعه گذارد و شعباتی در برخی نقاط کشور پدید آورد.شیوه کار مجمع از حیث نظم و ترتیب،قابل توجه و از نظر رعایت مسائل تشکیلاتی به کلی سری و محرمانه بود.
پساز انقراض سلسله قاجاریه و روی کار آمدن رضاخان ،به یک فرمان«فعالیت احزاب منجمله فراماسونها به حالت رکود در آمد»و بساط تشکیلات نوظهور فراماسونری در ایران بر چیده شد.عدهای در گذشتند،برخی که سالخورده بودند،از تکاپو باز ماندند و دیگران نیز جذب نظام سیاسی حاکم شدند .به طوری که از یک انسجام تشکیلاتی دیگر نشانی نبود.از یک دیدگاه این دوره را که دوره نضج دیوانسالاری در ایران نیز بود میتوان دوره جابجایی نسل از فراماسونهای تحصیل کرده و تکنوکرات،به جای نسل فراماسونهای پیشین در بافت تشکیلات فراماسونری دانست که در آن غلبه با پیشوران بزرگ و بازرگانان بود.
بنابراین از مجموع مطالب بیان شده میتوان نتیجه گرفت که گرچه ظاهراً هدف کلیه جمعیتهای فراماسونری بسط و توسعه اصول اخلاقی و تعمیم مبانی انسانی است و ضمناً یک گروه قدیمی به شمار میروند و همچنین مبداء تشکیل و اشاء آن از ایتالیا و بعد از آلمان سرچشمه گرفت و سپس در اکثر اقطار گیتی گسترش یافته است معالوصف میتوان گفت که سیاست انگلستان در شیوه فعالیت این فرقه بیاثر نبوده و سیاست خاص انگلیس و فعالیتهای لژهای ماسونیک در ایران در بسیاری از افراد با یکدیگر هماهنگی داشتهاند.
علی جان مرادی جو
---------------------------------------------------------------------------------------
منابع:
1- خاتمی- محمد،فراماسونری،چاپ دوم :کتاب صبح ، 1376
2- واحد مطالعات و تحقیقات تاریخی،سیر تفکر جدید در جهان و ایران – تهران:هلال ، 1382
3- مرکز اسناد انقلاب اسلامی،فراماسونرها،روتا� �ینها و لاینزهای ایران – تهران : مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1377
4- مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی،اسناد فراماسونری در ایران ،جلد اول ،تهران : -مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی،1380
5- مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی،اسناد فراماسونری در ایران ،جلد دوم،تهران : -مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی،1380
6- شاه آبادی،حمید رضا،تاریخ آغازین فراماسونری در ایران ،جلد اول تهران :حوزه نصیری، 1378
7- شاه آبادی،حمید رضا،تاریخ آغازین فراماسونری در ایران ،جلد دوم تهران :حوزه نصیری،1380
8- شهبازی،عبدالله،زرسالاران یهودی و پارسی استعمار بریتانیا در ایران ،جلد چهارم ،چاپ دوم تهران : مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی،1383
9- شهبازی،عبدالله،زرسالاران یهودی و پارسی استعمار بریتانیا در ایران ،جلد پنجم،تهران : مؤسسه مطالعات وپژوهشهای سیاسی،1383
10- مؤسسه فرهنگی قدر ولایت،نقش روشنفکران وابسته(1) میرزا ملکم خان،چاپ چهارم ،تهران مؤسسه فرهنگی قدر ولایت،1379
گرچه همواره سازمان فراماسونری سعی در پنهانکاری و انکار زشتیها و اعمال شنیع خود داشته، اما کوشش آنان بیفایده بوده است؛ زیرا از همان ابتدا- 1720 میلادی- دست آنان رو شد و همه دانستند که ماسونها اشخاصی کافر و ناپا کند که از هیچگونه فسق و فجور ابا نمیکنند و «از سرّی بودن جمعیت استفاده میکنند و گرد هم جمع شده و ننگآورترین اعمال را مرتکب میشوند».43
به همین بسیاری از جهت مردم همیشه و در همه جا سعی کردهاند که اسرار این فرقه را افشا کرده و طشت رسوایی آنان را از بام بیندازند.
در عید میلاد مسیح(ع) به سال 1737، شاعری فرانسوی درباره فساد ماسونها سروده است:
از تمام نقاط کشور ما
این جماعت سقراط مآب به طرز ننگینی بیرون آمدند.
با شور و غوغا، طفلی فریاد زد:
این دسته کیستند؟
به او جواب داده شد: اینها فراماسونرها هستند
که اگر ما اینجا نبودیم،
بقيشو اينجا بخونين ...
به قدر مسلم بیشترین تبلیغات ماهواره ای و اینترنتی، مربوط به داروها و لوازم جنسی هستند و در اکثر قریب به اتفاق این تبلیغات، استفاده از این محصولات پایانی بر مشکلات، بیماری ها و نارسایی های جنسی شمرده می شوند، در حالی که هر گونه عوارض آنها نیز انکار می شود، فارغ از صحت و سقم این ادعاها، موارد زیر بسیار مهم به نظر می رسد:
بافرض این که محصولات مربوط به ضعف ها و نارسایی های جنسی می باشند و این فرض که تبلیغات بالای محصولات و داروهای جنسی نشانه ای از سودآور بودن و فروش بالای آنهاست، سوالی مطرح می شود: آیا ضعف ها و نارسایی های جنسی در کشور ما این قدر بالاست که بیشترین تبلیغات را به خود اختصاص می دهد؟! یا نه مشکل جای دیگری است؟!
پاسخ قطعی این است که اگر چه یکی از دلایل مهم در طلاق ها مشکلات جنسی است، ولی بخش بزرگی از این مشکلات جنسی ماحصل محصولات رسانه ای است که به قصد افزایش میل جنسی و حتی بی بندوباری جنسی ساخته شده و برای این منظور هیچ حد و مرزی اخلاقی و حتی انسانی را به رسمیت نمی شناسد. دیدن این آثار رسانه ای اعم از عکس و فیلم ِ جنسی که بعضا شاید تنها 5 دقیقه از یک فیلم سینمایی را اشغال می کند، متأسفانه در خانواده ها ابتدا با این توجیه که موجب افزایش لذت جنسی بین زن و شوهر و گرمی روابط آنها می گردد، افزایش یافته است؛ ولی واکاوی آثار استفاده از محصولات چند رسانه ای جنسی، نشان از آن دارد که نه تنها این فیلم ها موجب بهبود روابط جنسی زن و شوهر نمی گردند، که در بلند مدت و حتی کوتاه مدت باعث بروز دو نتیجه ی مخرب در افراد به خصوص زن و شوهرها می گردد، یکی نارضایتی از سلامت و صلابت جنسی خود و دیگری نارضایتی از سلامت و صلابت جنسی طرف مقابل و ایجاد توقعات بعضا غیر ممکن یا غلط از شریک جنسی
1- نارضایتی از سلامت و صلابت جنسی فرد، خود می تواند محصول دو حس باشد، یکی از بین رفتن اعتماد به نفس جنسی افراد و دیگری ایجاد حس طمع در لذت جویی جنسی که هر دوی این موارد باعث می گردد تا فرد به منظور ارتقای توان جنسی خود به استفاده از محصولات جنسی که در رسانه ها تبلیغ می شوند روی آورد. از آنجا که اکثریت قریب به اتفاق این محصولات فاقد خواص مورد ادعا هستند، معمولا موجب سرخوردگی بیشتر و ناامیدی جنسی و بی علاقگی و فرار از مسائل جنسی می گردد.
2- نارضایتی از سلامت و صلابت جنسی طرف مقابل محصول تهیه کنندگان محصولات رسانه ای با استفاده از افراد و یا تکنیک هایی است که انسانهای معمولی را به خصوص در نزد شریک جنسی و همسر مورد تحقیر قرار می دهد. ضمن این که این حس تحقیر موجب سرشکستگی جنسی جبران ناپذیر در افراد می گردد، موجب احساس نیاز افراطی و دیوانه وار به استفاده از محصولات جنسی می گردد و با توجه به عدم حصول نتایج مورد ادعا در خصوص این محصولات، روابط جنسی زن و شوهر به سردی بیشتر می گراید.
نویسنده در پی آن نیست که حل مشکلات و نارسایی های جنسی را زیر سوال ببرد، بلکه منظور این است که با قبول این فرض که تشخیص مشکلات و رفع نارسایی های جنسی در قوام روابط زن و شوهر بسیار موثر است، باید آن را از طریق مراجع علمی و با ریشه یابی صحیح خواستگاه این مشکلات، و رفع تخصصی هر یک از ریشه های روانی و جسمی حل نمود؛ نه این که با استفاده از رسانه های بی بندوبار، خودمان به مشکلات روانی – جنسی و به تبع آن مشکلات خانوادگی دامن بزنیم؟!

