"آب و آتش" در خدمت سیاسیون پیرو جریان انحرافی

این روزها فضای اجتماعی کشور تحت تأثیر دو واقعه‌ای است که واکنش‌های زیادی از جانب چهره‌های اجتماعی و حتی سیاسی با خود به همراه داشته است؛ واکنش‌هایی که از سطح جامعه آغاز و به نیروی انتظامی تسری پیدا کرد و در نهایت پای مجلس را برای بررسی این قضیه به میان آورد. واقعه‌ای که در نگاه اول به هنجار شکنی اجتماعی تعدادی جوان در بوستان‌های تهران مربوط می‌شود اما با بررسی لایه‌های مختلف این حرکت می‌توان به ابعاد سیاسی آن نیز پی برد. ابعادی که برخی معتقدند توسط گروه‌های سیاسی خاص و برای جمع‌آوری رأی شکل گرفته است اما واقعیت چیزی دیگر است.
شبکه‌سازی جدید
این ماجرا در حالی شکل گرفت که زمینه‌سازی برای وقوع آن از طریق شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس بوک صورت گرفته و یاد آور مدل‌های برپایی راهپیمایی و اغتشاشات سال 88 توسط فتنه‌گران است. آن روزها نیز اکثر قرارهای راهپیمایی و تجمع توسط شبکه اجتماعی فیس بوک اطلاع رسانی می‌شد و این شبکه مورد حمایت امریکا به عنوان یکی از اصلی‌ترین متهمان وقوع حوادث تلخ پس از انتخابات 88 مطرح شد. این موضوع نه تنها در ایران بلکه در بسیاری دیگر از کشورها نیز صادق بود و حتی در انقلاب‌های اخیر منطقه نیز این ابزار در برخی موارد به کمک انقلابیون آمد. از این رو به خوبی مشخص است که فیس بوک یک ابزار مهم در راستای شبکه‌سازی و ایجاد سرمایه اجتماعی برای گروه‌های سیاسی مطرح است.
بنابراین با در کنار هم قرار دادن تکه‌های این پازل به خوبی معلوم می‌شود که وقایع اخیر در تهران نیز به نوعی یک شبکه‌سازی و ایجاد سرمایه اجتماعی برای گروه‌های سیاسی در آستانه انتخابات مجلس است. البته در این میان قصد بر آن نیست که شرکت کنندگان در این رویدادها را با اتهامات سیاسی مواجه کنیم اگرچه باید به دلیل همین هنجار‌شکنی‌ها مورد مواخذه قرار بگیرند، اما واقعیت آن است که آنها ناخواسته در لشکرکشی این گروه‌های سیاسی شرکت کرده و به نوعی در حال ایجاد صف آرایی برای حرکتی نامشخص در آینده نه چندان دور هستند. گویی تاریخ بار دیگر در حال تکرار شدن است و باز به روزهای قبل از انتخابات سال 88 و اردوکشی‌های خیابانی به بهانه تبلیغات بازگشته‌ایم؛ اردوکشی‌هایی که رهبر انقلاب پیش از انتخابات نسبت به آن هشدار دادند و در ادامه همگی دیدند که سرانجام آن چه شد؟

هنجار‌سازی نوین
تمامی این جریانات در حالی شکل گرفته است که واقعیتی دیگر نیز در پشت پرده قابل مشاهده است؛ واقعیتی که در آن گروه‌های سیاسی بانی حرکت می‌کوشند با تغییر خواسته‌ها، ارزش‌هایی جدید را به خورد مخاطبان خود بدهند. ارزش‌هایی که طی دو سال قبل سیاسی بود و حالا رگه‌های اجتماعی در آن دیده می‌شود. نمونه بارز آن را می‌توان در اظهار نظر یکی از کاربران فیس بوک در صفحه‌ای مخصوص به همین قرارهای دسته جمعی، دید که نوشته است:« اون چیزی که تو این مملکت جرم داره اینه که بخوای شاد باشی... بخوای زندگی کنی و خوشحال باشی». بنابراین به خوبی مشخص است که این جریانات سیاسی کوشیده‌اند تا با تقلیل خواسته‌های عمومی قشر بیشتری از جامعه را در پایگاه‌های اجتماعی خود بگنجانند، به طور مثال اگر در گذشته آنها شعار می‌دادند که در انتخابات تقلب شده، شاید عده‌ای با آنها همراهی می‌کردند اما قطعاً در مقابل آنها عده‌ای دیگر بودند که این ادعا را قبول نداشتند و حاضر به همراهی نبودند؛ اما حالا موضوعاتی بسیار عمومی‌تر نظیر شادی و تفریح که برد بسیار زیادی در درون اجتماع دارد دستمایه‌ای شده تا حرکت‌های اعتراضی جدیدی در داخل طراحی شود و وقایعی نظیر سال 88 باز شکل بگیرد. بنابراین به راستی باید اعتراف کرد که این یک ایده بسیار خوب برای جذب مخاطب بیشتر است و ممکن است همین اقدامات، آغازی برای حرکتی پیچیده تر از فتنه 88 باشد.

چه کسی پشت پرده است؟
در این میان، شاید سؤال اصلی این باشد که هدایت‌کنندگان اصلی اینگونه حرکت‌ها چه کسانی هستند؟ شاید بتوان پاسخ این معما را با مروری بر پوشش خبری این واقعه توسط رسانه‌های داخلی و اپوزیسیون خارجی پیدا کرد. معمایی که چندان هم پیچیده نیست.
در همین راستا یکی از سایت‌های وابسته به اپوزیسیون با پوشش این وقایع، مدعی شد که این حرکات استراتژی جدید حاکمیت برای مصالحه در آستانه انتخابات است. این در حالی است که همزمان با پخش این خبر، واکنش‌های قاطعانه‌ای توسط دستگاه‌های حکومتی به این وقایع صورت گرفت و حکومت نیازی به این اقدامات برای جذب رأی ندارد. بنابراین بی‌شک در یک طرف این ماجرا بازماندگان و رهبران خارج نشین حوادث پس از انتخابات هستند که می‌کوشند از این طریق با بدنام کردن حاکمیت، اهداف خود را پیگیری کنند؛ اما گزینه دوم در این خصوص وابستگان به جریان انحرافی هستند که در تلاشند تفکرات سکولاریستی خود را در قالب این حرکات ارائه و در آستانه انتخابات شروع به جذب هوادار کنند. موید این مطلب نیز پوشش با آب و تاب وقایع پارک آب و آتش توسط یکی از روزنامه‌های وابسته به جریان انحرافی است. بنابراین با توجه به اخباری که از آغاز همکاری جریان فتنه با جریان انحرافی به گوش می‌رسد می‌توان به صراحت ادعا کرد که این وقایع دست پرورده این دو جریان است، چراکه فتنه‌گران پس از شکست‌های مختلف طی دو سال اخیر و ریزش شدید در پایگاه‌های اجتماعی‌شان، علاقه شدیدی برای احیای آن نشان داده‌اند و در این راه هم حضار به همکاری با رقیب انتخاباتی خود شده‌اند و از دیگر سو، جریان انحرافی نیز که با رویای به دست آوری 13 میلیون رأی موسوی در انتخابات در حال فعالیت است، با روی باز از شرکای جدید سیاسی خود استقبال کرده‌اند تا در نهایت به هدف غایی خود، یعنی ایجاد تعارض با حاکمیت دست پیدا کنند.

مراقب باشیم
اما آن چه که در این میان گفتنش ضروری به نظر می‌رسد نوع برخورد با این حرکات و تجمعات است. چراکه اخیرا حرکتی دیگر در درون جامعه اقدامات خود را برای القای ناامنی اجتماعی آغاز کرده و با بزرگ‌نمایی اخبار قتل و تجاوز که در جوامع بزرگ و پهناوری نظیر ایران تا حدودی طبیعی به نظر می‌رسد، سعی در ناتوان نشان دادن نیروی انتظامی در برخورد با اراذل و اوباش دارد. بنابراین قطعا برخورد سخت انتظامی با این قرارها و حرکت‌ها نه تنها می‌تواند چهره نیروی انتظامی را مخدوش کند بلکه خود ممکن است هیزم گذاشتن بر روی آتشی باشد که کنترل شعله‌های آن امروز در اختیار نظام است. از طرف دیگر نگاهی به رفتار و گفت‌وگو با حاضرین در این حرکات نشان می‌دهد که آنها ناخواسته در این پازل سیاسی قرار گرفته‌اند. از این رو نیروی انتظامی و سایر دستگاه‌های فرهنگی و اجتماعی کشور باید بکوشند تا با ایجاد فضایی مناسب، ضمن پاتک زدن به اقدامات دشمن، این حرکات را به نحوی مطلوب کنترل و به سمت مثبت سوق داد.

منبع : پایگاه خبری جوان آنلاین

/ 80 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید

اما شما این حق رو دارید که درباره ایشون نظر بدید و تحلیلشون کنید و به تقدشون بکشید من هم نقد هایی به ایشون دارم اما ایشون هم این حقو دارن از خودشون دفاع کنن .این روز ها هم فکرای شما در همه جا حضور دارن و این اتهامات رو به آقای مشایی می زنن . از سایت ها (که البته سایت هایی که فیلتر نیستن) گرفته تا روزنامه ها و... در مساجد ، دانشگاه ها و حوزه ها ... همه یک طرفه درباره ی اون نظر می دن . جالبه این حق برای آقای مشایی وجود نداره تا در این مکان ها از خودش دفاع کنه و جالب تر اینکه دانشگاه ها از نظر قانونی دست دولته !! از اونجایی که حرف های آقای مشایی میتونه برای مردم جذاب باشه و احیانا اونها رو از روحانیون و مسئولین ارشد نظام دور کنه ، نظام جمهوری اسلامی این گونه باهاش رفتار می کنه . این برخورد پیش تر با اشخاصی مثل دکتر شریعی که یه جور دگر اندیش اسلامی بود انجام شد. البته من به هیچ وجه نمی خوام مشایی رو مثل شریعتی بدونم . به هر حال اگه مخالفان مشایی فکر می کنن عقاید اون غلطه و می تونن این موضوعو اثبات کنن ، باهاش مناظره کنن تا موضوع برای مردم روشن بشه .

امید خلیلی

سلام به دوست خوبم اقای علیزاده و سلام به دوست گرامی اقای مجید درباره کامنت اولتون باید بگم اقا مجید دوست عزیز اگر ولایت فقیه نبود دیکتاتوری بود و این مرگ بر امریکا که ما میگوییم همان اعوذبالله من الشیطان الرجیم است که در اول هر سوره از قران میخوانیم برای اینکه فراموش نکنیم شیطان همیشه در کمین نشسته و فکر میکنم سخن ان پیر جماران ان امام عظیم الشان واضح باشه که فرمود امریکا شیطان بزرگ است اما در مورد اقای مشایی باید بگم که اصلا اقای مشایی به چه حقی درباره انبیا الهی نظر میدهند که نوح نبی مدیریت نداشت؟؟ نکنه اقای مشایی خدا هستند؟؟؟؟ بیشتر علمای دین در مقابل ایشان واکنش گرفتن و همچنین ولی امر مسلمین جهان سخنان این اقا را نادرسا خواندن و ان ها را باطل دانستن خط مشایی و دارودسته او مشخصه مکتب ایرانی تفاوتی با مکتب اسلامی نداره چون ایرانی با غیرت با بی بندوباری مخالفه کجای همین مکتب ایرانی نوشته شده بی بند و بار باشید؟؟؟ مکتب ایرانی مکمل مکتب اسلامی است در واقع مکتب اسلامی مکتب ایرانی را اصلاح کرده کمی فکر بد نیست کمی تامل به خدا قسم حق مانند افتاب روشنه اگر افتاب حقیقت را نمیبینیم حتما کور شده ای

امید خلیلی

سلام خدمت دوست عزیز و یار با وفای ما جناب اقای علیزاده عزیز سلام خدمت اقا مجید عزیز دوست عزیز در رابطه با ولایت فقیه حرف های شما از کم اطلاعی شماست من در ادامه سندی از قران کریم و چند حدیث و روایت برای شما خواهم اورد و نقل از چندین مرجع بزرگ در اثبات ولایت فقیه خواهم کرد ابتدا سندی از قران حکیم یا ایها الذیتپن امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسوا و اولاامر منکم میتونی در رابطه با این ایه تحقیق کنی منبع بعدی ذکر چند حدیث قال امير المؤمنين (ع) قال رَسول اللَّه (ص): اللّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفائى (ثلاثَ مرّاتٍ) قيل: يا رسول اللَّهِ، و مَن خلفاؤك؟ قالَ: الّذينَ يَأتُونَ مِنْ بَعْدى، يَروُونَ حَدِيثى وَ سُنّتي فَيُعلِّمُونَها الْنّاسَ مِنْ بَعْدي «1». امير المؤمنين (ع) مى‏فرمايد كه رسول اللَّه (ص) فرمود: «خدايا، جانشينان مرا رحمت كن.» و اين سخن را سه بار تكرار فرمود. پرسيده شد كه اى پيغمبر خدا، جانشينانت چه كسانى هستند. فرمود: «كسانى كه بعد از من مى‏آيند، حديث و سنت مرا نقل مى‏كنند، و آن را پس از من به مردم مى‏آموزند».منبع عیون الاخبار اما گفتید مراجع اسلام من فقط به یک مرجع تقلید

امید خلیلی

در ادامه کامنت قبلی که گذاشتم مرحوم حضرت ایت الله العظمی بروجردی از مراجع بزرگ زمان که خدا روحش را قرین رحمت کند فرمود:ولایت فقیه اصلی از اصول شیعه است و کسی که ولایت فقیه را قبول ندارد در واقع فقه شیعه را قبول ندارد حضرات ایات صافی گلپایگانی وحید خراسانی سیستانی نوری همدانی مکارم شیرازی و بسیار دیگه از حضرات که اسمشون در ذهنم نیست ولایت فقیه رو قبول دارند میتونید تحقیق کنید بعد هم به کتاب کشف الاسرار حضرت امام خمینی رجوع کنید در این کتاب امام با استناد به احادیث زیادی و همچنین دلایل عقلی ولایت فقیه را اثبات کرده اند فکر میکنم همین مقدار که گفتم کافی باشد در کامنت بعدی به بقیه نظرات شما پاسخ میگویم

امید خلیلی

عزیزم دلم اقا مجید عزیز چرا مثل انسان های ساده اندیش سخن میگی برادر من در رابطه با امریکا اخه من چی به شما بگم ابتدا فکر میکردم انسان هوشمندی باشید عزیز دل اگر هزاران دولت در امریکا عوض بشود سیاست همان سیاست قبلی است مثل اینکه تهدید اتمی اوبامارو فراموش کردید؟ دست دوستی اقای اوباما تهدید اتمی, تشدید تحریم ها,حمایت از اشوبگران است؟؟؟ جالب است خیلی جالب است

امید خلیلی

اقا مجید شما همین رو برای من توضیح بده که اقای مشایی گفتند حضرت نوح نبی مدیریت نداشته اند وگرنه پیامبری ایشون اینقدر طول نمیکشید همین رو برای من توضیح بدید اگر این رو برای من پاسخ دادید که یعنی چی که نوح نبی مدیریت نداشته اند من همه حرف های شمارو قبول میکنم لطفا ذکر کنید اقای مشایی از کدام حوزه علمیه به درجه اجتهاد رسیده اند که پیامبران الهی رو نقد میکنند ممنون میشم

امید خلیلی

دوست عزیز اقای علیزاده عزیز مرسی که به ما سر زدید همیشه کنار شما هستیم خسته نباشید خدا قوت www.heydariyoun.tk

مجید

کاش یه تعریف دقیقی برای من از مکتب ایرانی و مکتب اسلامی ارائه بشه و من بدونم چرا باید سعی کنیم که مکتب اسلامی رو رواج بدیم؟! شاید شما تعریفی از مکتب اسلامی داشته باشید که من هم بپذیرم چرا که تعریف دقیقی از مکتب اسلامی نیست. سپاس گزارم . بحث بسیار خوبی هست. ببخشید با نظرات زیادم اذیتتون می کنم. من سعی میکنم با این بحث ها به دانشم افزوده بشه . سپاس [گل]

مجید

واستون متاسفم دوست من. شما نظرات من رو تایید نکردید و من این رو توهین به خودم می دونم . من به هیچ وجه مواردی که شما به من نسبت دادید رو نگفتم نمونه اش این که شما به من میگید : «شما اسلامی رو بدون وجود روحانیت میخواید.که این عقلانی نیست. شما میگید دین و سیاست از هم جدایند» من هیچ وقت چنین حرف هایی نزدم . همه ی این موارد از همون توهم توطئه ایه که توی ذهن یک قشر خاص نقش بسته . من اگه حرف هایی هم نزنم شما به من نسبتش می دید که در نوع خودش جالبه [لبخند] اینکه میگید نظرات جدید من تکرار حرف های قبلی من بوده نشان از نیندیشیدن روی نظرات من هست. به هر حال ته این بحث رسیدیم به همون سانسور که این روز ها حکومت جمهوری اسلامی هم خوب از این ترفند برای رسیدن مقاصدش استفاده می کنه سپاس . بدرود