دین و سیاست در سیره سیاسی امام خمینی(ره):بخش میانی

حکومت دینی
-----------------------------
یکی از اساسی‌ترین پرسش‌هایی که در فلسفه سیاسی از آغاز پیدایش تا کنون مطرح شده و هر یک از فلاسفه و اندیشمندان بزرگ سعی کرده‌اند تا به نحوی به پاسخ‌گویی آن بپردازند، این پرسش است که "حکومت مطلوب" برای اداره و رهبری جوامع انسانی چه نوع حکومتی است. در این میان، برخی از اندیشمندان به بررسی نوع و محتوای حکومت پرداخته‌اند؛ برای نمونه افلاطون در کتاب جمهور(7)، حکومت مطلوب خود را "حکومت حکمت" یا "حکومت فلاسفه" می‌داند. لذا وی برآن است که تنها فلسفه می‌تواند زندگی خصوصی و اجتماعی آدمیان را سامان بخشد.(8) ارسطو نیز در بیان بهترین نوع حکومت یا حکومت مطلوب، بعد از بررسی انواع حکومت‌ها و تقسیم‌بندی آنها به شش نوع حکومت بر اساس معیارهای هدف و تعدد زمامداران و گزینش سه نوع مطلوب، بهترین و مطلوب‌ترین نوع حکومت را «حکومت پلیتی» (Polity) می‌داند و آن (حکومت مبتنی بر قانون اساسی) است.(9) این نوع حکومت به زعم ارسطو: پروای خیر و صلاح همگان را دارد و به دست اکثریت اداره می‌شود.(10)
فلاسفه بزرگ ما نیز، هم‌چون ابونصر فارابی، ابن‌سینا، ابوالحسن عامری، ابن‌مسکویه و... نیز در بیان بهترین حکومت به محتوا و نوع حکومت توجه داشته‌اند و در مکتب تشیع نیز اساس بر ماهیت، محتوا و نوع حکومت است. در میان فقها و عالمانی که به مساله نظام سیاسی توجه نشان داده‌اند، تز دولت دینی در قالب نظریه "ولایت فقیه" عرضه شده است.
ولایت داشتن فقیه - دست کم در برخی از امور - از مسلمات فقه شیعه است و آنچه نیاز به بحث و بررسی دارد، ولایت فقیه در امور عمومی و اجتماعی است که از آن به ولایت سیاسی و تدبیری، یا ولایت عامه فقیه تعبیر می‌کنیم. ولایت عامه فقیه،از ابتدای تاریخ اجتهاد شیعی، معتقدان و مدافعان از فقهای بزرگ را داشته، ولی نظریه‌ای اجماعی و متفق علیه نبوده و در گذشته و حال نیز مخالف داشته است. گرچه، هر چه به زمان حال نزدیک‌تر می‌شویم، فقهای بیشتری به این اعتقاد می‌گرایند.
امام خمینی نه تنها به ارائه طرحی خاص از حکومت مورد نظر خویش به لحاظ نظری پرداخت، بلکه توفیق تا تاسیس حکومت اسلامی بر اساس نظریه خود را نیز به دست آورده و شخصآ در راس چنین حکومتی قرار گیرد. بنابراین، اهمیت مساله مطلوبیت حکومت و بهترین و مطلوب‌ترین نوع حکومت از جهات متعددی در مورد ایشان مطرح است.
البته کهن‌ترین پیشینه فکری این نظریه را باید در مساله نیابت عامه فقها جست‌وجو کرد، که این مساله با تحولات نظری قابل توجه دوران اخیر در فقه شیعه، همچون پیدایش ضرورت تقلید، تمرکز مرجعیت، پیروزی قاطع اصولیون بر اخباریون و ضرورت سیاسی و اجتماعی موجود، زمینه برداشت طرح ولایت حکومتی و سیاسی فقها را آماده کرد.(11) به عبارت دیگر، نظریه ولایت فقیه در بعد سیاسی و اجتماعی از سوی امام، نه صرفا به جهت اهمیت نظری آن - که البته بسیار حائز اهمیت است و تنها نظریه شفاف و ایجابی در حکومت اسلامی پس از عصر غیبت حضرت امام زمان)ع( می‌باشد - بلکه به عنوان زیر ساخت یک حرکت عملی جهت تشکیل حکومت اسلامی، همه تلاش‌های نظری حوزه تفکر دینی را معنی دار ساخت و از این رو، چنین تلقی پیشرفتگی را به وجود آورد.
برداشت عمومی از نظریه حکومت اسلامی امام یا ولایت فقیه، در چارچوب فقه مورد بررسی قرار می‌گیرد و اتفاقآ امام خمینی نیز بحث‌های مربوط به این موضوع را عموما در نوشتارها و دروس فقهی خود بیان کرده‌اند(12) لذا این تلقی را به وجودآورده که نظریه ولایت فقیه در چارچوب احکام و در گستره فقه شیعی مورد توجه و بررسی می‌باشد، چرا که افزون بر سنخیت مقوله ولایت فقیه با فقه و جایگاه طرح آن توسط امام خمینی در ذیل کتاب البیع در فقه، بحث جامعیت اسلام که در بر گیرنده شئون اجتماعی انسان‌ها نیز هست، به عنوان موضوعی اساسی در اندیشه امام که تعریفی حداکثری از دین و فقه را بیان می‌دارد و نیاز به حکومت و قدرت سیاسی جهت اجرای احکام الهی و ماهیت فقهی موضوع را مورد تائید و تصدیق قرار می‌دهد، در حالی که این، یک روی سکه است و اگر خوب بنگریم، مقوله ولایت فقیه که خود، از اصل ولایت در دین آغاز شده، به همان اندازه‌ای که می‌تواند فقهی باشد، مقوله‌ای کلامی در اندیشه شیعه نیز هست.
اندیشه سیاسی امام خمینی را باید از جمله مراحل مهم و اساسی تطور فقه سیاسی شیعه به شمار آورد، که با ویژگی‌هایی؛ چون شفافیت، ایجابی بودن و نیز تنظیم هدفمند آن که منتهی به تشکیل حکومت جمهوری اسلامی گردید، همراه است و این دوره را در فقه و فقه سیاسی شیعه با دوره‌های قبل از آن متفاوت می‌سازد. امام خمینی به ویژه با توضیح ولایت فقیه، آن را در ادامه مقوله امامت قرار می‌دهد و این نگرش را بر سراسر فقه می‌گستراند و بدین ترتیب او رابطه بین مرجع و مقلد را به رابطه بین امام و امت ارتقا می‌بخشد.(13)
دیدگاه‌های امام درباره ولایت فقیه را می‌توان در نوشتارهای متعدد ایشان؛ چون کشف الاسرار، تحریرالوسیله، کتاب البیع و کتاب ولایت فقیه به دست آورد. بدون تردید وی اولین فقیه شیعی است که به صراحت واژه حکومت اسلامی را در یک اثر فقهی؛ یعنی کتاب البیع به کار می‌برد و بر لزوم تشکیل آن اصرار می‌ورزد. بنابراین، مهم‌ترین اصول نظریه ولایت فقیه از دیدگاه وی به شرح ذیل است:
1. با عنایت به این که احکام اسلام متضمن شئون سیاسی و اجتماعی است، از این رو برای اجرای آن، تشکیل حکومت ضرورت می‌یابد؛
2. تشکیل حکومت اسلامی و تمهید مقدمات آن واجب است؛
3. ولایت فقها، همان ولایت پیامبر و امام در حیطه حکومت است.
فهم رویکرد امام و اهمیت آن وقتی مشخص می‌شود که آن را با دیدگاه فقیهانی، چون آیه‌الله خوئی به عنوان یکی از فقهای برجسته هم عصر امام در مورد جواز تصرف فقیه مقایسه کنیم، چرا که وی معتقد است: ولایت تنها از آن رسول خدا(ص) و ائمه(ع) است و ادله فقهی بر ولایت دیگران، وجود ندارد و فقها فاقد ولایت شرعی‌اند و فقهای عادل صرفاً در امور حسبیه مجاز به تصرف هستند. و آنچه در این راستا برای فقیه ثابت می‌باشد، جواز تصرف است و نه ولایت.(14)
دیدگاه مذکور با نگرش امام که بر قراری حکومت اسلامی و مبارزه با طاغوت رااز بزرگ‌ترین معروف‌های دین به شمار می‌آورد، تفاوتی آشکار دارد و این موضوع از موضوعاتی است که امام را از سایر فقها متمایز می‌سازد. و تبیین چنین تئوریکی، زیر ساخت و مقدمه سایر بحث‌های امام در خصوص عملی کردن نگرش‌های وی مبنی بر تغییرات سیاسی و اجتماعی و ایجاد حکومت اسلامی بود.
در نگاه حضرت امام، همه آنچه در حوزه حکومت از اختیارات و وظایف پیامبر و امامان پس از او محسوب می‌شود، برای یک چنین فقیهی نیز معتبر است.(15) همین جا حضرت امام جهت رفع اشتباه یا خدشه اجتماعی در خصوص این که چگونه می‌توان فقیه را که یک انسان غیرمعصوم، است با پیامبران و امامان(ع) همپایه دانست، فرموده‌اند :
«... لازمه این امر ]تساوی اختیارات[ این نیست که رتبه معنوی آنان همپایه رتبه پیامبران و امامان تلقی شود؛ زیرا چنان فضایل معنوی، خاص آن بزرگواران است و هیچ کس در مقامات و فضایل با آنان هم رتبه نیست».(16)
ایشان در ادامه برای تاکید بر این نکته تصریح کرده‌اند :
«همچنان که آن حضرت ]رسول اکرم[، امامان(ع) را به عنوان جانشینان خود قرار دادند و آنان را برای حکومت بر تمام مردم منصوب کردند، فقها را نیز به عنوان جانشینان خود قرار دادند و ایشان را جهت حکومت جزئی و محدود منصوب فرمودند، و فرق بین ائمه(علیهم السلام) و فقها از این جهت درست همانند فرق بین حاکم یک کشور و فرماندارانی است که از طرف او در مناطق مختلف کشور به کار گمارده می‌شوند».(17)
زمامداری این چنینی؛ یعنی فقیهی جامع الشرایط است می‌تواند در موضوعات یا بنابر مصالح کلی مسلمانان یا بر طبق مصالح افراد حوزه حکومت خود عمل کند.(18) حضرت امام، اعمال حکومت توسط فقیه را "ولایت" نامیده و زمامدار مورد نظر خویش را "ولی امر" و حدود ولایت را "مطلقه" دانسته است.(19) ایشان به استناد مقبوله عمربن حنظله و با تکیه بر فعل امام معصوم(ع)، تصدی امور قضایی و حکومتی، و به استناد حدیث شریف "الفقهاء امناء الرسل ما لم یدخلوا فی الدنیا، قیل یا رسول الله: و ما دخولهم فی الدنیا؟ قال : اتباع السلطان. فاذا فعلوا ذلک فاحذروهم علی دینکم"، که فقها را امانت داران پیامبران دانسته تصدی تمامی امور حکومتی را برای فقیه ثابت می‌کند.(20) هم‌چنین همین مطلب را با استناد به حدیث: "و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا، فإنهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم".(21) برای فقیه ثابت می‌کند.
خلاصه این که، الگوی عملی حکومت مورد نظر امام، که حکومتی خدا محور است، به دست اسلام‌شناسی اداره می‌شود، که دارای اختیارات مطلقه در حدود و چارچوب احکام اسلامی است.

منابع در آخر این پست عنوان شده است

/ 43 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داود

سلام ... مطالبتون زیبا و مفید وکامل بود استفاده کردم . موفق باشید . [گل][گل][گل]

مکتب

سلام. به روزمو نظرتون خیلی برام مهمه. موفق باشید

علي عرب فيروزجائي

سلام مطالب زیبا وجالبی بود پشتبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما اسیبی نرسد(امام خمینی رحمه الله) موفق باشید منتظر حضورت

سجاد

سلام... ولي فقه استوانه و محور اصل زندگي بشر است ان شاالله اين را بتوانيم بفهميم از مطالبتون استفاده مي كنم [گل][گل][گل]

گلگشت

سلام. با نامه ای بروزم ....لطفا تشریف بیاورید . نظرات شما مایه خرسندی است. . هو الحق[گل]

اول ضمیرمفردغائب کجایی؟؟

السلام علیک یا ابا جعفر یا محمد بن علی ایها الباقر یابن رسول الله انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله شهادت پنجمین اختر تابناک امامت بر شما تسلیت باد.

mansour tabatabayi

سلام کاروان بهشتی به روز شد خوشحال میشم سری بزنی. یاعلی.

رزمنده

هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشگر است پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشگر است با خبر باشید ای چشـم انتظـاران ظهـــور بهترین سلطان عالـم از همه تنهاتر است [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] اینجا کسی برای تو جا وا نمیکند این خاک احترام به دریا نمیکند نامت برای دفع بلا روی طاقچه است ورنه کسی نگاه به آقا نمیکند [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] او که با رو سیاهی انتظارش را می کشیدیم...امروز هم نیامد.

اول ضمیرمفردغائب کجایی؟؟

روز بريدن از خاک و پيوند با افلاک روز توسل به مقام ربوبيت حضرت حق روز نيايش و روز بارش چشم هاي خاکيان بر شما آسمانيان مبارک باد ------------ سلام دوست گرامي با پاوري تحت عنوان عرفه به روزم تو اين پاور به طور مختصر به معرفي عرفه و اعمال اون پرداختيم اميدوارم که بتونيم عرفه رو درست بشناسيم اگه تو اين عيد دلت شکست قطره اشکي از چشمت جاري شد ما رو هم دع کن يا حق

رزمنده

میگن حسادت بده ولی خدا امروز به بعضی از بنده هاش حسادت میکنه به اون بنده ای که تو این روز فقط برای دیگران دعا میکنه حاجتاشو فقط برای دوست و آشناهاش می خواد خودشو فراموش میکنه خدا هم میگه: تو که بنده منی اینطور داری برای دیگران طلب میکنی پس منم هر چی تو برای دیگران طلب کردی چند برابرشو برای خودت برآورده میکنم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] روز عرفه اس تو روایات نوشته امروز عیده من از شما عیدی یه دعا می خوام[لبخند] اگه حاجتی داری که برآورده نشده برای همه شیعیان دعا کن[لبخند]